English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (6 milliseconds)
English Persian
sentries قراول نگهبانی
sentry قراول نگهبانی
Other Matches
sentinel دیده ور نگهبانی نگهبانی دادن
sentinels دیده ور نگهبانی نگهبانی دادن
duty roster دفتر وقایع نگهبانی یا دفتر نوبت نگهبانی
look out قراول
warden قراول
rearward پس قراول
wardens قراول
sentinel قراول
sentinels قراول
advance gruard پیش قراول
direct قراول رفتن
directed قراول رفتن
directs قراول رفتن
pioneer پیش قراول
pioneered پیش قراول
vedette قراول سوار
advance guard پیش قراول
factionary نگهبان قراول
pioneers پیش قراول
to take a قراول کردن
to draw a beads on هدف قراردادن قراول رفتن
aimed به نتیجه رسیدن قراول رفتن
aims به نتیجه رسیدن قراول رفتن
aim به نتیجه رسیدن قراول رفتن
trick نگهبانی
tricking نگهبانی
watching نگهبانی
watched نگهبانی
wardenship نگهبانی
watches نگهبانی
watch نگهبانی
out post نگهبانی
protectorship نگهبانی
tricked نگهبانی
off duty خارج از نگهبانی
duty roster لوحه نگهبانی
sentry box اتاقک نگهبانی
chaperon نگهبانی کردن
sentry boxes اتاقک نگهبانی
watched پاس نگهبانی
watchtower برج نگهبانی
to stand sentinel نگهبانی کردن
roster صورت نگهبانی
stand guard نگهبانی دادن
set the watch تنظیم نگهبانی
second dog watch نگهبانی دوم
radar quardship نگهبانی رادار
orderly officen افسر نگهبانی
on sentry مامور نگهبانی
middle watch نگهبانی نیمه شب
to nount guard به نگهبانی رفتن
cavalier سکوی نگهبانی
first watch نگهبانی شامگاه
first dog watch نگهبانی اول
watchtowers برج نگهبانی
tricked نوبت نگهبانی
watching پاس نگهبانی
watches نگهبانی دادن
watches پاس نگهبانی
watched نگهبانی دادن
watch نگهبانی دادن
guards نگهبانی دادن
watch پاس نگهبانی
escort نگهبانی کردن
relieving تعویض نگهبانی
escorted نگهبانی کردن
relieves تعویض نگهبانی
relieve تعویض نگهبانی
guarding نگهبانی دادن
escorting نگهبانی کردن
chaperone نگهبانی کردن
chaperones نگهبانی کردن
tricking نوبت نگهبانی
chaperons نگهبانی کردن
sentinel نگهبانی کردن
sentinels نگهبانی کردن
escorts نگهبانی کردن
rosters صورت نگهبانی
guard نگهبانی دادن
trick نوبت نگهبانی
watching نگهبانی دادن
watch bill لوحه نگهبانی ناو
watch and ward حق نگهبانی روزانه و شبانه
port watch پست نگهبانی بندر
main guard پست نگهبانی اصلی
duty ماموریت خدمت نگهبانی
first dogwatch نوبت نگهبانی عصر
off duty مرخصی راحتی نگهبانی
tricking مدت زمان پست نگهبانی
trick مدت زمان پست نگهبانی
look out نگهبانی کردن موافب بودن
watchdogs نگهبانی دادن نگهبان بودن
watchdog نگهبانی دادن نگهبان بودن
tricked مدت زمان پست نگهبانی
fixed post system سیستم پستهای نگهبانی ثابت
sentry boxes سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
relief مرخصی تعویض نگهبانی عوارض زمین
sentry box سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
scout پیشاهنگ دیده ور گشت زنی و نگهبانی دادن
scouted پیشاهنگ دیده ور گشت زنی و نگهبانی دادن
point duty نگهبانی مامور راهنمایی عبورومرورکه درنقطهای می ایستد
scouts پیشاهنگ دیده ور گشت زنی و نگهبانی دادن
call book دفتر بیدار کردن و تنظیم نوبت نگهبانی
out post پاسدار پست نگهبانی پاسداری دادن پاسدار صحرایی
sentry go فرمان نگهبانی را عوض کنیدنگهبانان عوض کنید
rota صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
rotas صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
anchor watch گروه نگهبانی لنگر نگهبان لنگر
listening watch پست به گوش رادیویی نگهبانی به گوش
guard محافظت کردن نگهبانی کردن
guards محافظت کردن نگهبانی کردن
guarding محافظت کردن نگهبانی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com