English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (2 milliseconds)
English Persian
hecatomb قربانی همگانی
Other Matches
public آزاد برای استفاده همگانی , ساخته شده برای استفاده همگانی
general همگانی
generable همگانی
nonquota همگانی
wall-to-wall همگانی
communally همگانی
communal همگانی
generals همگانی
plenum همگانی
plenums همگانی
public همگانی
universal همگانی
public building بنای همگانی
pissoir شاشگاه همگانی
public health بهداشت همگانی
pissoir ابریزگاه همگانی
mass education اموزش همگانی
long house ماوای همگانی
family check کیش همگانی
cross examination بازجویی همگانی
agora همایشگاه همگانی
utility صنایع همگانی
mass media رسانههای همگانی
latrine ابریز همگانی
public instractions تعلیمات همگانی
semipublic نیمه همگانی
universal trait صفت همگانی
holocausts کشتار همگانی
universalization همگانی سازی
universal symbol نماد همگانی
holocaust کشتار همگانی
generals جامع همگانی
general جامع همگانی
universal complex عقده همگانی
public همگانی ملی
public works کارهای ساختمانی همگانی
holocaust اتش سوزی همگانی
holocausts اتش سوزی همگانی
cafeteria messing ناهار خوری همگانی
public traffic رفت و امد همگانی
public domain software نرم افزار همگانی
land sturm نام نویسی همگانی
pogroms ازار وکشتار همگانی
socialized medicine بیمه پزشکی همگانی
public domain software نرم افزارعمومی یا همگانی
pogrom ازار وکشتار همگانی
common good خیر عمومی یا صلاح همگانی
sacrifice قربانی
vicarious saccifice قربانی
immolation قربانی
mactation قربانی
sacrifices قربانی
victim قربانی
sacrificing قربانی
victims قربانی
sacrificed قربانی
social security بیمه وبازنشستگی همگانی تامین اجتماعی
sanitarian کارشناس بهداشتی جانبدار بهداشت همگانی
indignation meeting مجمع برای افهارتنفریا خشم همگانی
victimising قربانی کردن
sacrifice قربانی کردن
offer a sacrifice قربانی کردن
victimised قربانی کردن
sacriticer قربانی کننده
victimises قربانی کردن
victimize قربانی کردن
victimized قربانی کردن
victimology قربانی شناسی
victimizes قربانی کردن
victimizing قربانی کردن
sacrifices قربانی کردن
victimization قربانی کردن
two bishops sacrifice قربانی لاسکر
two bishops sacrifice قربانی دو فیل
prey طعمه قربانی
immolator قربانی کننده
heave offering قربانی افراشتنی
mascots نظر قربانی
mascot نظر قربانی
sacrificed قربانی کردن
talismans نظر قربانی
talisman نظر قربانی
immolate قربانی شدن
sacrificing قربانی کردن
hecatomb قربانی صدگاو
sacrifices قربانی کردن جانبازی
victimless crime جرم بدون قربانی
self immolation قربانی کردن خود
burnt sacrifice قربانی سوخته یا سوختنی
sacrificed قربانی کردن جانبازی
sacrificial فداکارانه وابسته به قربانی
sacrifice قربانی کردن جانبازی
sacrificing قربانی کردن جانبازی
sacrificing قربانی دادن فداکاری کردن
gambits قربانی پیاده شطرنج در گشایش
gambit قربانی پیاده شطرنج در گشایش
sacrifices قربانی دادن فداکاری کردن
sacrificing قربانی برای شفاعت فداکاری
sacrificed قربانی برای شفاعت فداکاری
hieromancy طالع بینی ازروی قربانی
he fell a v to his ambition قربانی جاه طلبی خودشد
sacrifice قربانی دادن فداکاری کردن
sacrifice قربانی برای شفاعت فداکاری
greek gift قربانی فیل شطرنج درخانه اچ 7
sacrifices قربانی برای شفاعت فداکاری
scapegoat کسی را قربانی دیگران کردن
scapegoat کسی که قربانی دیگران شود
sacrificed قربانی دادن فداکاری کردن
scapegoats کسیکه قربانی دیگران شود
gymnopaedic درباب رقص هایی گفته میشدکه بچههای برهنه درجشنهای همگانی می
cannon fodder [soldiers pointlessly and unscrupulously sacrificed] خوراک توپ [سربازان بیهوده و بی وجدانه قربانی شده]
telpak سرویسی که توسط شرکتهای همگانی مخابراتی برای اجاره کانالهای با پهنای باندزیاد بین دو یا چندین نقطه ارائه می گردد
community property اموال مشترک زن وشوهر اموال همگانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com