Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 143 (7 milliseconds)
English
Persian
troche
قرص مکیدنی شاخ سه شعبه گوزن
Other Matches
claimant agency
شعبه کارپردازی شعبه تعیین امادو تجهیزات عمومی ارتش
suctorial
مکیدنی
sucker
خروس قندی اب نبات مکیدنی
suckers
خروس قندی اب نبات مکیدنی
fawn
گوزن
red deer
گوزن نر
stags
گوزن
stag
گوزن
buck
گوزن نر
hart
گوزن نر
fawns
گوزن
brocket
گوزن نر
roebuck
گوزن نر
fawned
گوزن
bucks
گوزن نر
knobber
گوزن نردوساله
bucktail
دم غزال یا گوزن نر
moose
گوزن شمالی
cariboo
گوزن کانادایی
cervine
شبیه گوزن
caribou
گوزن کانادایی
fallow deer
گوزن زرد
deerlet
گوزن کوچک
elks
گوزن شمالی
elk
گوزن شمالی
buckskin
پوست گوزن
buckskins
پوست گوزن
deerskin
پوست گوزن
roe
گوزن ماده
roe
گوزن کوچک
doe
گوزن ماده
caribous
گوزن کانادایی
hind
گوزن ماده
gnus
گوزن یالدار
gnu
گوزن یالدار
venison
گوشت گوزن
antler
شاخ گوزن
antlers
شاخ گوزن
she deer
گوزن ماده
sorrel
گوزن نر سه ساله
staggard
گوزن نرچهارساله
staggart
گوزن نرچهارساله
caribous
گوزن امریکایی شمالی
caribous
گوزن امریکای شمالی
pricket sister
گوزن ماده دو ساله
muntjak
گوزن کوچک اسیا
muntjac
گوزن کوچک اسیا
doeskin
پوست گوزن ماده
caribou
گوزن امریکای شمالی
fallow deer
گوزن یااهوی کوچک
deer stalker
شکارکننده گوزن و اهو
caribou
گوزن امریکایی شمالی
gralloch
احشای گوزن مرده
cariboo
گوزن امریکایی شمالی
hartshorn
شاخ گوزن ماده
munjak
گوزن کوچک اسیا
deer stalking
شکار اهو و گوزن
embranchment
شعبه
end office
شعبه جز
branch office
شعبه
offshoot
شعبه
substation
شعبه
succursal
شعبه
apparatus
شعبه
branch
شعبه
branches
شعبه
members
شعبه
member
شعبه
chapter
شعبه
filial
شعبه
chapters
شعبه
prong
شعبه
offshoots
شعبه
line
شعبه
prongs
شعبه
lines
شعبه
section
شعبه
sections
شعبه
pricket
گوزن راست شاخ نر دوساله
pulka
سورتمهای که گوزن انرامی کشد
deer stalker
کلاه ویژه گوزن شکارکن ها
surroyal
انشعاب شاخ گوزن چهارساله
horned design
طرح شاخدار
[یا شاخ گوزن]
operating agency
شعبه عامل
branches
شعبه زدن
departments
قسمت شعبه
wing
شاخه شعبه
branch
شعبه رشته
agencies
اژانس شعبه
branch
شعبه زدن
subclass
شعبه فرعی
winging
شاخه شعبه
branches
شعبه رشته
agency
اژانس شعبه
major activity
شعبه اصلی
branch office
دفتر شعبه
apparatus
شعبه حزب
annexing
شعبه فرعی
annexes
شعبه فرعی
dichotomy
انشعاب به دو شعبه
annex
شعبه فرعی
lodge
شعبه فراماسون ها
agency of communications
شعبه ارتباطات
branch of a company
شعبه شرکت
lodged
شعبه فراماسون ها
lodges
شعبه فراماسون ها
headquarters
شعبه اصلی
department
قسمت شعبه
members
شعبه بخش
executing agency
شعبه اجرایی
dichotomization
دو شعبه کردن
executive agent
شعبه اجرایی
dichotomies
انشعاب به دو شعبه
frith
شعبه رود
member
شعبه بخش
troat
نعره گوزن نرهنگام مستی یاشهوت
sambur
گوزن یال دار بزرگ اسیا
sambar
گوزن یال دار بزرگ اسیا
wapiti
گوزن سفید و شاخ بلندو بزرگ
chamois
چرم بسیارنازک از پوست گوسفند و بز و گوزن
distributary
انشعابی شعبه رود
subhome office
شعبه دفتر اصلی
subhome office
شعبه اصلی یک اداره
arm
شعبه جنگ افزار
departmentalize
چند شعبه کردن
army post office
شعبه پستی نیروی زمینی
spread
فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
buckhorn
استخوان گوزن که برای ساختن دسته چاقو بکارمیبرند
spreads
فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
reindeer
گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
commissary store annex
شعبه فروشگاه مواد غذایی پادگان
coordinated procurement assigness
شعبه مسئول خرید کلی اماد
plantable lanceolata
استخوان گوزن که برای ساختن دسته چاقو بکارمی رود
extension
طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
apparatus
شعبه زیرزمینی و مخفی فعال دستگاه وسیله
extensions
طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
actaeon
اکتئون نام شکارگری که بدن لخت دیاناالههء شکار و جنگل را دیدوبشکل گوزن درامد
deep motif
نگاره گوزن و غزال
[که در فرش های حیوان دار و باغی ایران، هند و چین بکار می روند.]
criminal investigation
شعبه بازجویی جنایی تحقیقات جنایی
unbranched
بدون انشعاب بدون شعبه
headquarters
شعبه مرکزی اداره مرکزی
eco-branch
شعبه زیست بوم
[شاخه اقتصاد مناسب با زیست بوم]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com