English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 189 (9 milliseconds)
English Persian
sortition قرعه اندازی
Other Matches
graces قرعه
graced قرعه
gracing قرعه
grace قرعه
by lot با قرعه
lotteries قرعه
lot قرعه
lottery قرعه
ballot قرعه کشیدن
ballots قرعه کشیدن
sortition قرعه کشی
lottery قرعه کشی
balloted قرعه کشیدن
dy drawing lots به طریق قرعه
balloting قرعه کشیدن
drawing lots قرعه کشی
draw lots قرعه کشیدن
draw قرعه کشی
draws قرعه کشی
lotteries قرعه کشی
draw lot قرعه کشیدن
drawings قرعه کشی
drawing قرعه کشی
dy drawing lots قرعه کشیدن
sortition تقسیم با قرعه
to draw lots قرعه کشیدن
lot قرعه محوطه
draws کشش قرعه کشیدن
draw کشش قرعه کشیدن
the lot fell upon me قرعه بنام من اصابت کرد
draw sheet فهرست رسمی قرعه کشی
filling اب اندازی
expectoration تف اندازی
wrist wrestling مچ اندازی
exspuition تف اندازی
fillings اب اندازی
arm wrestling مچ اندازی
diving اب اندازی
chrematistics علم پس اندازی
cannonry توپ اندازی
cannonade توپ اندازی
bootstrap خودراه اندازی
basket dam بندسله اندازی
actuation بکار اندازی
contortions ازشکل اندازی
contortion ازشکل اندازی
trapping در تله اندازی
dockage حق بار اندازی
glaziery جام اندازی
launghing براه اندازی
lead work شیشه اندازی
lead work جام اندازی
leg pull دست اندازی
molt پوست اندازی
snash دست اندازی
start up راه اندازی
extrajection برون اندازی
supersedure تعویق اندازی
triggering راه اندازی
ecdysis پوست اندازی
ejection بیرون اندازی
inbreak دست اندازی
sortition پشک اندازی
trapping بدام اندازی
triggers راه اندازی
abortions بچه اندازی
gunshots تیر اندازی
gunshot تیر اندازی
abortion بچه اندازی
boot راه اندازی
firing توپ اندازی
postponements تاخیر اندازی
postponement تاخیر اندازی
trigger راه اندازی
triggered راه اندازی
encroachment دست اندازی
sputtering بیرون اندازی
starting راه اندازی
moulting پوست اندازی
moulting شاخ اندازی
encroachments دست اندازی
shading سایه اندازی
trap در تله اندازی
gunfire تیر اندازی
skish مسابقه قلاب اندازی
operating handle دستگیره راه اندازی
starting torque کشتاور راه اندازی
starting power قدرت راه اندازی
soft start راه اندازی نرم
starting time زمان راه اندازی
encroach دست اندازی کردن
to lay a wager دست اندازی کردن
starting procese فرایند راه اندازی
starting power توانایی راه اندازی
shadow ball تمرین گوی اندازی
self assertion خودرا جلو اندازی
starting current جریان راه اندازی
boot خود راه اندازی
start button تکمه راه اندازی
releasing mechanism مکانیسم راه اندازی
reboot راه اندازی مجدد
starting motor موتور راه اندازی
start up disk دیسک راه اندازی
starting position وضعیت راه اندازی
encroached دست اندازی کردن
igniter switch کلید راه اندازی
cockfight جنگ اندازی خروس ها
encroach دست اندازی کردن
impinge دست اندازی کردن
boot record رکورد راه اندازی
tournament casting مسابقه قلاب اندازی
cold boot راه اندازی سرد
driver برنامه راه اندازی
drivers برنامه راه اندازی
attemptable قابل دست اندازی
cockfights جنگ اندازی خروس ها
drainage خشک اندازی فاضلاب
resets راه اندازی مجدد
reset راه اندازی مجدد
to load off بار اندازی کردن
to set intrigues on foot پشت سر هم اندازی کردن
upcast بالا اندازی تاه کش
encroaches دست اندازی کردن
gabion سله اندازی گابیون
casting روش قلاب اندازی
starting lever اهرم راه اندازی
ectuating switch سوئیچ راه اندازی
starting winding سیم پیچی راه اندازی
system reset راه اندازی مجدد سیستم
surf cast قلاب اندازی از ساحل در موج
offhand position حالت ایستاده در تیر اندازی
sagittary سهمی وابسته به تیر اندازی
device driver برنامه راه اندازی دستگاه
innate releasing mechanism مکانیسم راه اندازی فطری
cold starting راه اندازی در حالت سرد
drayage هزینه بارگیری وبار اندازی
master boot record رکورد راه اندازی اصلی
glazing شیشه بری جام اندازی
cranking capacity of battery فرفیت راه اندازی باتری
outfoxing در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
instant start lamp لامپ با راه اندازی در حالت سرد
to bring a bout by intrigue بدسیسه یا پشت هم اندازی فراهم کردن
hardware reset باز راه اندازی سخت افزاری
grid current starting point نقطه راه اندازی جریان شبکه
outfox در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
pie alley مسیر اسان برای گوی اندازی
outfoxed در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
navy yard محوطه مخصوص لنگر اندازی ناوگان
outfoxes در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
centrifugal starting switch سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
dartboard صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
dartboards صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
servomechanism مکانیسم خودکار جهت راه اندازی ماشین ها
offense توپ اندازی وتلاش برای انداختن میله
skips ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
surfcasting rod چوب ماهیگیری برای قلاب اندازی در موج
skip ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skipped ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
gun-loop [دهانه بیضی شکل در دیوار برای تیر اندازی]
to take a pot shot [pot shots] at somebody [something] به کسی [چیزی] مثل دیوانه ها تیر اندازی کردن
pyrography نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
poker work نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
sysop فردی که تابلوی اعلانات الکترونیکی را راه اندازی میکند سیساپ
air man کشی که کارش بنحوی باپرواز تعمیر یا راه اندازی هواپیما مربوط میشود
practice plug وسیله کوچک پلاستیکی یالاستیکی شبیه طعمه ولی بدون قلاب برای تمرین یامسابقه نخ اندازی
compressor bleed air هوایی که از قسمت کمپرسورموتور توربینی برای جلوگیری از واماندگی و یابرای بکار اندازی بعضی متعلقات گرفته میشود
warm boot فرایند فریب دادن کامپیوتر بااین تفکر که برق ان با وجودروشن بودن خاموش شده است راه اندازی گرم
reset سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
resets سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
seam bowler توپ اندازی با طرز پرتاب توپ که در حرکت به سمت دیگری می پیچد
seamer توپ اندازی با طرز پرتاب توپ که در حرکت به سمت دیگری می پیچد
To quibble and equivocate. پشت هم اندازی کردن ( طفره رفتن ،دوپهلو صحبت کردن )
swing bowler توپ اندازی که از پرتاب توپ با حرکات قوسی اش استفاده میکند
boot اولین شیار دیسک راه اندازی روی فلاپی دیسک سازگار IBM
machined کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machine کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
icos System OutputControl/Input مجموعه استانداردی از روالهای ورودی و خروخی که برای راه اندازی و کنترل فرایندورودی و خروجی طراحی شده است
machines کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
kilim [glim] گلیم [زیر اندازی ساده از پشم گوسفند یا بز که پرز نداشته و پود نما است و رنگ آمیزی و نقشه آن با استفاده از پودهای رنگی تعیین می شود.]
spin bowler توپ اندازی که به توپ چرخش میدهد
startup disk فلاپی دیسک که حاوی فایلهای تشخیص سیستم عامل است و در صورتی که دیسک خراب شود برای راه اندازی کامپیوتر استفاده میشود
extrusion بیرون اندازی بیرون امدگی
darts پیکان اندازی 2 نفره یا 4 نفره با 3 پیکان در هربار برای هر نفر از مسافت 8 یا 9 متر
cleans کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
clean کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
housekeeping عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com