English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
rubefaction قرمز سازی
Search result with all words
terra cotta گل صورت سازی قرمز مایل به قهوهای
Other Matches
storm warning پرچم قرمز با مرکز سیاه یا 2چراغ قرمز بعلامت باد شدید
carminic acid اسید کارمینیک [عامل اصلی رنگ قرمز حاصل از شیره کشی حشره دانه قرمز]
infrared line scan ردیابی خطی با اشعه مادون قرمز ردیابی مستقیم بامادون قرمز
infrared imagery عکسبرداری مادون قرمز عکاسی با استفاده از اشعه مادون قرمز
natural dyes رنگینه های طبیعی [که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
Turkaman rugs فرش های ترکمن [اینگونه فرش ها دارای طرح های ساده و هندسی شکل می باشند و غالبا زمینه قرمز یا قهوه ای ته قرمز با لبه ها و نوارهای سفید رنگ بافته می شوند.]
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
infrared ray اشعه مادون قرمز پرتو مادون قرمز پرتو فرو سرخ
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
raddle گل قرمز
cramoisy قرمز
aka قرمز
coralline قرمز
gules قرمز
vermilion قرمز
redhead مو قرمز
bloodshot قرمز
rubrics خط قرمز
red <adj.> قرمز
erythroid قرمز
vermeil قرمز
laky a قرمز
vermillion قرمز
erythrean قرمز
vinaceous قرمز
ponceau قرمز
red line خط قرمز
sanguineous قرمز
reds قرمز
reddest قرمز
redder قرمز
rubric خط قرمز
redheads مو قرمز
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
infra red زیر قرمز
infra-red زیر قرمز
scarlet قرمز لاکی
crimson قرمز روناسی
gorcock با قرقره قرمز
oxide of copper توتیای قرمز
red lips لبهای قرمز
phenol red قرمز فنول
first class brick اجر قرمز
methyl red قرمز متیل
caramel مایل به قرمز
red lights چراغ قرمز
red light چراغ قرمز
infera red مادون قرمز
flushing قرمز کردن
flushes قرمز کردن
flush قرمز کردن
reddened قرمز شدن
martagon سوسن قرمز
infrared مادون قرمز
infrared زیر قرمز
ladyfinger فلفل قرمز
minium اکسید قرمز
hot line تلفن قرمز
hot lines تلفن قرمز
caramels مایل به قرمز
staring red قرمز زننده
gold fish ماهی قرمز
kidney beans لوبیا قرمز
goldfish ماهی قرمز
minium شنجرف قرمز
neutral red قرمز خنثی
hot pepper فلفل قرمز
red peppers فلفل قرمز
red pepper فلفل قرمز
nacarat قرمز روشن
murrey قرمز ارغوانی
kidney bean لوبیا قرمز
angry قرمز شده
red brick اجر قرمز
reddens قرمز شدن
reddens قرمز کردن
reddening قرمز شدن
reddening قرمز کردن
reddened قرمز کردن
red card کارت قرمز
redden قرمز شدن
redden قرمز کردن
ripe lips لبهای قرمز
rosily برنگ قرمز
red lead سرب قرمز
chilli pepper فلفل قرمز
Red chilli فلفل قرمز
angriest قرمز شده
angrier قرمز شده
red nucleus هسته قرمز
cochineal قرمز دانه
elms نارون قرمز
cochineal قرمز شراب کش
redlining خط قرمز کشیدن
elm نارون قرمز
red letter با حروف قرمز
rel pole قطب قرمز
roucou قرمز بویا
rubefacient قرمز کننده
body brick اجر قرمز
bright red قرمز روشن
chlorophennol red قرمز کلروفنول
Cayenne فلفل قرمز
crimson قرمز سیر
ruffous قرمز کم رنگ
dressed inred قرمز پوش
rufous قرمز کم رنگ
congo red قرمز کنگو
safflower carmine قرمز کافیشه
cresol red قرمز کرزول
ruby of arsenic زرنیخ قرمز
ruddy قرمز رنگ
rubefy قرمز کردن
scarlet قرمز جگری
rubious قرمز یاقوتی
encrimson قرمز کردن
rubescent قرمز شونده
ruby zinc اکسید قرمز روی
red shift جابجایی به سوی قرمز
thermal imagery عکاسی مادون قرمز
kermes قرمزدانه :کرم قرمز
auburn قهوهای مایل به قرمز
to tinge with red کمی قرمز کردن
purple red قرمز مایل به ارغوانی
rubella قرمز کننده پوست
red oxide of zinc اکسید قرمز روی
pharaoh ant مورچه قرمز کوچک
light red رنگ قرمز روشن
spatalite اکسید قرمز روی
roset رنگ نفاشی قرمز
ochreish قرمز چون گل اخری
strawberry roan اسب قرمز رنگ
rubiginous برنگ قرمز اجری
rubricate قرمز نشان دادن
rubricize قرمز نشان دادن
red zinc ore اکسید قرمز روی
rudd ماهی گول قرمز
red clause credit اعتبار با ماده قرمز
near infrared زیر قرمز نزدیک
redstart بلبل دم قرمز اروپایی
redshank مرغ پا قرمز کرانه زی
pyrope لعل قرمز سیر
magenta یکجور رنگ قرمز
carbuncled مزین به یاقوت قرمز
Indianred <adj.> <noun> نوعی رنگ قرمز
fireback قرقاول پشت قرمز
rubicund رنگ مایل به قرمز
carmine نوعی رنگ قرمز
red tape نوار باریک قرمز
crimson لاکی قرمز کردن
hemolysis تحلیل گویچههای قرمز
farouche یونجه گل قرمز کمرو
far infrared زیر قرمز دور
bay سرخ مایل به قرمز
chianti نوعی شراب قرمز
bays سرخ مایل به قرمز
baying سرخ مایل به قرمز
bayed سرخ مایل به قرمز
sepia رنگ قرمز قهوه ای
clarets نوعی شراب قرمز
dunlin ابیای پشت قرمز
plover page ابیای پشت قرمز
claret نوعی شراب قرمز
scarlet قرمز مایل به زرد
hot pepper بوته فلفل قرمز
hubble effect جابجایی به سوی قرمز
infrared absorption جذب زیر قرمز
zincite اکسید قرمز روی
vermeil لعل قرمز رنگ
sanguine قرمز برنگ خون
incarnadine رنگ قرمز گوشتی
bloodier خون الود قرمز
bloodiest خون الود قرمز
bloody خون الود قرمز
ultrared انطرف اشعه قرمز
infrared spectrum طیف زیر قرمز
infrared viewer دوربین مادون قرمز
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
scaup duck اردک قرمز اسیاواروپا وامریکا
glows تاب امدن قرمز شدن
rubrication خط یا چاپ یا نشان قرمز تذهیب
auburn رنگ قرمز مایل به زرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com