English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
angrier قرمز شده
angriest قرمز شده
angry قرمز شده
Search result with all words
red <adj.> قرمز
redder قرمز
reddest قرمز
reds قرمز
detector گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز
detectors گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز
red light چراغ قرمز
red lights چراغ قرمز
cardinal سهره کاکل قرمز امریکایی
cardinals سهره کاکل قرمز امریکایی
rubella قرمز کننده پوست
redhead مو قرمز
redheads مو قرمز
auburn قهوهای مایل به قرمز
auburn رنگ قرمز مایل به زرد
cedar رنگ قرمز مایل به زرد
cedars رنگ قرمز مایل به زرد
loganberries میوه تمشک قرمز رنگ که انرا تمشک خرس مینامند
loganberry میوه تمشک قرمز رنگ که انرا تمشک خرس مینامند
infra red زیر قرمز
infra-red زیر قرمز
paprika میوه رسیده فلفل قرمز
wallabies کانگوروی متوسط القامه گردن قرمز
wallaby کانگوروی متوسط القامه گردن قرمز
caramel مایل به قرمز
caramels مایل به قرمز
mahogany رنگ قهوهای مایل به قرمز
carbuncle رنگ نارنجی مایل به قرمز
carbuncles رنگ نارنجی مایل به قرمز
carrot زردک مانند موی قرمز
carrots زردک مانند موی قرمز
gold fish ماهی قرمز
goldfish ماهی قرمز
magenta یکجور رنگ قرمز
fez کلاه قرمز منگوله دار فس
fezzes کلاه قرمز منگوله دار فس
bloodier خون الود قرمز
bloodiest خون الود قرمز
bloody خون الود قرمز
flush قرمز کردن
flushes قرمز کردن
flushing قرمز کردن
red tape نوار باریک قرمز
strawberry mark لکه برامده و قرمز رنگ مادرزادی در بدن شخص
strawberry marks لکه برامده و قرمز رنگ مادرزادی در بدن شخص
rubicund رنگ مایل به قرمز
scarlet قرمز مایل به زرد
rubric عنوانی که باحروف قرمز نوشته یا چاپ شده باشد
rubric خط قرمز
rubrics عنوانی که باحروف قرمز نوشته یا چاپ شده باشد
rubrics خط قرمز
snooker مثل بیلیاردانگلیسی با51 گوی قرمز و 6 گوی رنگی مختلف بین دو نفر یا دوتیم
ruddy قرمز رنگ
cameo رنگهای مابین قرمز مایل به ابی یاقرمزمایل به زرد
cameos رنگهای مابین قرمز مایل به ابی یاقرمزمایل به زرد
redden قرمز کردن
redden قرمز شدن
reddened قرمز کردن
reddened قرمز شدن
reddening قرمز کردن
reddening قرمز شدن
reddens قرمز کردن
reddens قرمز شدن
elm نارون قرمز
elms نارون قرمز
bloodshot قرمز
sanguine قرمز برنگ خون
terra cotta گل صورت سازی قرمز مایل به قهوهای
carmine ماده رنگی قرمز دانه
cochineal قرمز دانه
cochineal قرمز شراب کش
petunia رنگ قرمز مایل بابی
petunias رنگ قرمز مایل بابی
pansies رنگ قرمز مایل به ابی
pansy رنگ قرمز مایل به ابی
raisin رنگ قرمز مایل به ابی
raisins رنگ قرمز مایل به ابی
anemone لالهء نعمان رنگ قرمز مایل به ابی
anemones لالهء نعمان رنگ قرمز مایل به ابی
crimson قرمز سیر
crimson لاکی قرمز کردن
glow تاب امدن قرمز شدن
glowed تاب امدن قرمز شدن
glows تاب امدن قرمز شدن
claret نوعی شراب قرمز
clarets نوعی شراب قرمز
triad 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
triads 1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
sepia رنگ قرمز قهوه ای
bay سرخ مایل به قرمز
bayed سرخ مایل به قرمز
baying سرخ مایل به قرمز
bays سرخ مایل به قرمز
lurid رنگ زرد مایل به قرمز
luridly رنگ زرد مایل به قرمز
vermilion قرمز
action station وضعیت قرمز ,state battle : syn readiness of degree first
aka قرمز
aperture mask استفاده در صفحه تصویر رنگی برای جدا کردن اشعههای قرمز و سبز و آبی
bloods hot eyes چشمان قرمز و خون گرفته
Other Matches
storm warning پرچم قرمز با مرکز سیاه یا 2چراغ قرمز بعلامت باد شدید
carminic acid اسید کارمینیک [عامل اصلی رنگ قرمز حاصل از شیره کشی حشره دانه قرمز]
infrared line scan ردیابی خطی با اشعه مادون قرمز ردیابی مستقیم بامادون قرمز
infrared imagery عکسبرداری مادون قرمز عکاسی با استفاده از اشعه مادون قرمز
natural dyes رنگینه های طبیعی [که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
Turkaman rugs فرش های ترکمن [اینگونه فرش ها دارای طرح های ساده و هندسی شکل می باشند و غالبا زمینه قرمز یا قهوه ای ته قرمز با لبه ها و نوارهای سفید رنگ بافته می شوند.]
infrared ray اشعه مادون قرمز پرتو مادون قرمز پرتو فرو سرخ
gules قرمز
vermillion قرمز
vermeil قرمز
ponceau قرمز
sanguineous قرمز
raddle گل قرمز
laky a قرمز
red line خط قرمز
erythrean قرمز
erythroid قرمز
vinaceous قرمز
cramoisy قرمز
coralline قرمز
minium اکسید قرمز
kidney bean لوبیا قرمز
ladyfinger فلفل قرمز
minium شنجرف قرمز
methyl red قرمز متیل
martagon سوسن قرمز
red card کارت قرمز
body brick اجر قرمز
bright red قرمز روشن
Cayenne فلفل قرمز
chlorophennol red قرمز کلروفنول
congo red قرمز کنگو
cresol red قرمز کرزول
dressed inred قرمز پوش
encrimson قرمز کردن
first class brick اجر قرمز
gorcock با قرقره قرمز
hot pepper فلفل قرمز
infera red مادون قرمز
infrared مادون قرمز
infrared زیر قرمز
murrey قرمز ارغوانی
nacarat قرمز روشن
rubious قرمز یاقوتی
ruby of arsenic زرنیخ قرمز
ruffous قرمز کم رنگ
rufous قرمز کم رنگ
safflower carmine قرمز کافیشه
staring red قرمز زننده
hot line تلفن قرمز
hot lines تلفن قرمز
red pepper فلفل قرمز
red peppers فلفل قرمز
kidney beans لوبیا قرمز
crimson قرمز روناسی
scarlet قرمز لاکی
scarlet قرمز جگری
rubescent قرمز شونده
rubefy قرمز کردن
neutral red قرمز خنثی
oxide of copper توتیای قرمز
phenol red قرمز فنول
red brick اجر قرمز
red lead سرب قرمز
red letter با حروف قرمز
red lips لبهای قرمز
red nucleus هسته قرمز
redlining خط قرمز کشیدن
rel pole قطب قرمز
ripe lips لبهای قرمز
rosily برنگ قرمز
roucou قرمز بویا
rubefacient قرمز کننده
rubefaction قرمز سازی
chilli pepper فلفل قرمز
Red chilli فلفل قرمز
purple red قرمز مایل به ارغوانی
vermeil لعل قرمز رنگ
pyrope لعل قرمز سیر
near infrared زیر قرمز نزدیک
zincite اکسید قرمز روی
pharaoh ant مورچه قرمز کوچک
ochreish قرمز چون گل اخری
carmine نوعی رنگ قرمز
Indianred <adj.> <noun> نوعی رنگ قرمز
light red رنگ قرمز روشن
red clause credit اعتبار با ماده قرمز
strawberry roan اسب قرمز رنگ
rubricize قرمز نشان دادن
redshank مرغ پا قرمز کرانه زی
redstart بلبل دم قرمز اروپایی
roset رنگ نفاشی قرمز
rudd ماهی گول قرمز
rubiginous برنگ قرمز اجری
spatalite اکسید قرمز روی
ruby zinc اکسید قرمز روی
ultrared انطرف اشعه قرمز
to tinge with red کمی قرمز کردن
red oxide of zinc اکسید قرمز روی
red shift جابجایی به سوی قرمز
thermal imagery عکاسی مادون قرمز
red zinc ore اکسید قرمز روی
rubricate قرمز نشان دادن
kermes قرمزدانه :کرم قرمز
infrared viewer دوربین مادون قرمز
dunlin ابیای پشت قرمز
plover page ابیای پشت قرمز
hemolysis تحلیل گویچههای قرمز
far infrared زیر قرمز دور
farouche یونجه گل قرمز کمرو
fireback قرقاول پشت قرمز
carbuncled مزین به یاقوت قرمز
hubble effect جابجایی به سوی قرمز
hot pepper بوته فلفل قرمز
infrared spectrum طیف زیر قرمز
infrared absorption جذب زیر قرمز
chianti نوعی شراب قرمز
incarnadine رنگ قرمز گوشتی
rubrication نشان گذاری برنگ قرمز
sangaree باده قرمز ادویه زده
ruddle گل اخری زدن به قرمز کردن
rubrication خط یا چاپ یا نشان قرمز تذهیب
sard نوعی عقیق قرمز سیر
primary colour رنگهایاصلی-قرمز RedسبزGreen آبیBlue
apricot color رنگ زرد و قرمز روشن
rust رنگ قرمز مایل به قهوه ای
redorange <adj.> <noun> رنگی میان قرمز و نارنجی
scaup duck اردک قرمز اسیاواروپا وامریکا
shell pink رنگ قرمز مایل به زرد
see red <idiom> ازشدت خشم قرمز شدن
Redviolet رنگی میان بنفش و قرمز
red green blue monitor مانیتور قرمز- سبز- ابی
red flag پرچم قرمز اتومبیل رانی
red green blindness رنگ کوری سبز- قرمز
hematoblast گویچه قرمز نارس خون
mikado رنگ زرد مایل به قرمز
red zone دایره قرمز صفحه هدفگیری
mercurochrome داروی ضدعفونی قرمز رنگ
paprica میوه رسیده فلفل قرمز
infrared وابسته به اشعه مادون قرمز
hoong seung برنده هوگو قرمز تکواندو
to d. a cloth red پارچه ایی را رنگ قرمز زدن
orchil رنگ قرمز یا بنفشی که ازگلسنگ میگیرند
diathermic هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
thermal crossover تقابل حرارتی در عکاسی مادون قرمز
thermal imagery عکاسی با اشعه حرارتی مادون قرمز
Red light is a signal for danger . چراغ قرمز علامت خطر است
diathermanous هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
red legs نام چندجورپرنده که پاهای قرمز دارند
pyrope هر نوع گوهر برنگ قرمز روشن
hematein ترکیب قرمز متبلوری بفرمول 6O21H61C
rubricize بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
rubricate بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
laterization تبدیل سنگ به رسوب صخرههای قرمز
rubricator کسیکه عنوانهای کتابی رابخط قرمز مینویسد
baked beans لوبیای قرمز پخته شده و گوشت خوک
popinjay طوطی سبز رنگ ومنقار وپا قرمز
scarlet [زمینه فرش بافته شده قرمز یکدست]
hematinic عامل موثر در ازدیادگویچههای قرمز خون یاهموگلوبین
painted lady پروانه قرمز که خالهای سیاه و سفید دارد
radiant exposure وسیله عکسبرداری مادون قرمز یا انرژی حرارتی
infrared resolution تجزیه و تحلیل و کاوش هدف با عکاسی مادون قرمز
rouge [رنگ قرمز تیره و کدر مثل زنگ آهن]
alizarin ماده نارنجی یا قرمز رنگ که از ریشه روناس می گیرند
chromoplast یاخته رنگی که حاوی رنگ قرمز یا زرد میباشد
lae [نوعی رنگینه قرمز که از حشره لاکا بدست می آید.]
protest flag پرچم قرمز کوچک بعلامت اعتراض راننده قایق
small craft warning پرچم قرمز یا چراغ قرمزبعلامت باد شدید و دریای خطرناک
hereford نوعی گوساله گوشت قرمز ازنژاد انگلیسی که صورت سفیدی دارد
goal light چراغ قرمز پشت دروازه لاکراس برای نشان دادن امتیاز در هر بار
purpurin رنگ ارغوان یا قرمز [که از تلفیق روناس با ترکیبات فلزی دیگر بدست می آید.]
phosphor نقاط مجزای فسفر قرمز و سبز و آبی روی صفحه نمایش CRT
red-nose آدمی که دماغش قرمز است [چونکه بیش از اندازه مشروب می نوشد] [اصطلاح روزمره]
boozer's nose آدمی که دماغش قرمز است [چونکه بیش از اندازه مشروب می نوشد] [اصطلاح روزمره]
drinker’s nose آدمی که دماغش قرمز است [چونکه بیش از اندازه مشروب می نوشد] [اصطلاح روزمره]
diver's flag پرچم قرمز با نوار سفید روی قایق برای هشدار به قایقرانان تا از منطقه غواصی دور شوند
RGB display سیستم نمایش قوی که از سه سیگنال و ورودی قرمز و سبز و آبی استفاده میکند تا اشعه تصویر را کنترل کند
redout قرمز شدن یا سرخ شدن میدان دید یا جلوی چشم انسان
sniper scope دوربین تیراندازی بوسیله تیراندازان ماهر دوربین مادون قرمز دیدبانی در شب
RGB روش تولید رنگ با ترکیب نور سه رنگ اصلی قرمز و سبز و آبی
hemoglobin ماده رنگی اهن دار گویچههای قرمز خون جانوران مهره دار
fuchsin رنگ قرمز مایل به ابی که برای رنگ امیزی پشم وابریشم وچرم بکا رمیرود
fuchsine رنگ قرمز مایل به ابی که برای رنگ امیزی پشم وابریشم وچرم بکا رمیرود
hanna گل حنا [از برگ های این گیاه جهت تهیه رنگینه های قرمز مسی و نارنجی استفاده می شود.]
infra red link سیستمی که به دو کامپیوتر یا یک کامپیوتر و یک چاپگر امکان رد و بدل کردن اطلاعات با استفاده از اشعه مادون قرمز میدهد تا داده را حمل کند
guinea pepper فلفل قرمز هندی فلفل فرهنگی
madder گیاه روناس [از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
Ladik prayer rug قالیچه سجاده ای لادیک [این فرش بیشتر مربوط به ترکیه می باشد و در آن از دو یا سه ستون محرابی به همراه گل های لاله با رنگ های غالب قرمز و آبی استفاده می شود.]
tone-on-tone [بکار گیری یک رنگ با پس زمینه متفاوت در زمینه فرش بطور مثال دو نوع رنگ قرمز یکی تیره و دیگری روشن]
Reihan ریحان [شهری در استان مرکزی و نزدیک اراک که به بافت طرح های هراتی و افشان یا زمینه قرمز شهرت داشته و اکثر فرش های آن بصورت تک پودی بافته می شوند.]
straw yellow رنگ زرد براق مایل به قرمز رنگ زرد کهربایی
Sarouk ساروق [حوزه بافت ساروق در استان مرکزی با شهرت جهانی در بافت فرش های پر تراکم با زمینه قرمز و حاشیه آبی، پرز بلند و طرح افشان بته ای و گل خشتی است.]
log wood درخت بقم [در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.]
Loo sanpra [منطقه ای در چین که در آن یک فرش کوچک در ابعاد یک متر در یک متر با رنگ های قرمز، زرد، سیاه و آبی به دست آمده است و عمری بین هزار و هفتصد پانزده تا دو هزار و دویست و نود سال دارد.]
gold washing شستن طلائی [نوعی سفیدگری مرسوم در افغانستان که با رنگزدائی فرش های قرمز، آنرا بصورت ترکیبی اتفاقی از رنگ های زرد و نارنجی در می آورد. این نوع زمینه رنگی، مورد علاقه بعضی از خریداران اروپایی می باشد.]
simple design طرف کف ساده [هرگاه قسمتی و تمام فرش را بصورت ساده و بدون هیچگونه طرحی می بافند. نمونه آن فرش قائنات یا آستان قدس است که فضای بین لچک و ترنج کف ساده و قرمز می باشد.]
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
old red sandstone سنگ ماسه قرمز قدیمی ماسه سنگ سرخ قدیمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com