Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English
Persian
arrangement for payment by instalment
قسط بندی
Search result with all words
alignment
صف بندی تنظیم
alignment
صف بندی
alignment
فضادهی و سطح بندی مناسب حروف چاپ شده
alignments
صف بندی تنظیم
alignments
صف بندی
alignments
فضادهی و سطح بندی مناسب حروف چاپ شده
bandage
نوار زخم بندی
bandaged
نوار زخم بندی
bandaging
نوار زخم بندی
exception
چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد
exceptions
چیزی باسایر چیزها در همان دسته بندی متفاوت باشد
score
رتبه تیر بخال زدن رتبه بندی کردن
scored
رتبه تیر بخال زدن رتبه بندی کردن
scores
رتبه تیر بخال زدن رتبه بندی کردن
class
طبقه بندی کردن رده
classed
طبقه بندی کردن رده
classes
طبقه بندی کردن رده
classing
طبقه بندی کردن رده
scale
درجه بندی
packaging
بسته بندی
packaging
ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
funicular
بندی
funiculars
بندی
aggregate
مصالح دانه بندی
aggregates
مصالح دانه بندی
organisations
سازمان بندی
organization
سازمان بندی
organizations
سازمان بندی
graduate
طبقه بندی کردن
graduate
مدرج یادرجه بندی کردن
graduate
درجه بندی کردن
graduate
تقسیم بندی کردن
graduates
طبقه بندی کردن
graduates
مدرج یادرجه بندی کردن
graduates
درجه بندی کردن
graduates
تقسیم بندی کردن
graduating
طبقه بندی کردن
graduating
مدرج یادرجه بندی کردن
graduating
درجه بندی کردن
graduating
تقسیم بندی کردن
seal
اب بندی
seal
اب بندی کردن
seals
اب بندی
seals
اب بندی کردن
hierarchies
مرتبه بندی
hierarchies
حکومت ودرجه بندی سران روحانی
hierarchy
مرتبه بندی
hierarchy
حکومت ودرجه بندی سران روحانی
calibrate
درجه بندی
calibrated
درجه بندی
calibrates
درجه بندی
calibrating
درجه بندی
transparent
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparently
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
pack
بسته بندی کردن
packs
بسته بندی کردن
layout
طرح بندی
layouts
طرح بندی
layer
طبقه بندی کردن
layers
طبقه بندی کردن
wiring
نمودار مدار سیم کشی سیم بندی
wiring
جعبهای که سیم بندی شبکه یا بخشهای شبکه خاتمه می یابند و بهم وصل هستند
partition
جدا کردن جزء بندی کردن
partition
جزء بندی کردن
partitions
جدا کردن جزء بندی کردن
partitions
جزء بندی کردن
configuration
شکل بندی
configurations
شکل بندی
crystal
قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystals
قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
play
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
played
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
playing
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
plays
شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
lot
تقسیم بندی کردن
lot
سهم بندی کردن
rate
درجه بندی کردن
rates
درجه بندی کردن
wire
نصب سیم بندی
wires
نصب سیم بندی
concurrently
مراجعه کنید به چهار طبقه بندی پردازندههای MIMD , MISD , SIMD , SISD ,
structure
استخوان بندی
structures
استخوان بندی
structuring
استخوان بندی
taxation
مالیات بندی مالیات
landscape
خاکبرداری وخیابان بندی کردن
landscaped
خاکبرداری وخیابان بندی کردن
landscapes
خاکبرداری وخیابان بندی کردن
landscaping
خاکبرداری وخیابان بندی کردن
quotation
سهمیه بندی
quotations
سهمیه بندی
amorphous
بدون تقسیم بندی
scaffolding
سکوب بندی
expression
ابراز کلمه بندی
expressions
ابراز کلمه بندی
time
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
time
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
timed
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
Other Matches
evaluation rating
درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
word warp
فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
rating
طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings
طبقه بندی کردن درجه بندی
carpet classification
طبقه بندی
[درجه بندی]
فرش
telescopic
دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
defense classification
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
wording
جمله بندی کلمه بندی
classifications
طبقه بندی رده بندی
laggin
اب بندی کردن اب بندی ناوها
classification
طبقه بندی رده بندی
lineament
طرح بندی صورت بندی
lineaments
طرح بندی صورت بندی
regrade
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrading
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
gift wrap
بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
declassification
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
security classification
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
line astern
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
black designation
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
grades
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
group
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade
درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
insulation testing apparatus
دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
unitized load
بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
approach formation
صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
army class manager activity
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classification
طبقه بندی کردن طبقه بندی
phasing
مرحله بندی مرحله بندی عملیات
classifications
طبقه بندی کردن طبقه بندی
black concept
علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
phased attack
تک مرحله بندی شده حمله مرحله بندی شده
snacks
ته بندی
snack
ته بندی
mud sill
ته بندی
taping
ته بندی
nailed up
سر هم بندی
queuing
صف بندی
hermetic sealing
اب بندی
humidity insulation
اب بندی
humidity insulation
نم بندی
laced
بندی
neuration
رگ بندی
striation
خط بندی
lapping
اب بندی
patching
سر هم بندی
trimerous
سه بندی
articular
بندی
vanation
رگ بندی
queing
صف بندی
commissural
بندی
commisural
بندی
waterproofing
اب بندی
sealing off
اب بندی
phantasma
چشم بندی
wagering
شرط بندی
segmentation
قطعه بندی
patchery
سرهم بندی
formulation
صورت بندی
paragraphic
بندی فقرهای
sealing screw
پیچ اب بندی
sealing wax
موم اب بندی
scheme of colour
رنگ بندی
seal bars
میلههای اب بندی
sealing joint
اتصال اب بندی
sealings
بتونه اب بندی
sealing liquid
مایع اب بندی
scheduling queue
صف زمان بندی
grade
درجه بندی
paging
صفحه بندی
queuing theory
نظریه صف بندی
package
عدل بندی
package
بسته بندی
ranks
رتبه بندی
packaged
عدل بندی
ranked
رتبه بندی
rank
رتبه بندی
packaged
بسته بندی
regimentalation
گروه بندی
packages
بسته بندی
premunition
پیش بندی
taxonomy
طبقه بندی
rootage
ریشه بندی
ring clossure
حلقه بندی
pluralization
جمع بندی
totalization
جمع بندی
grades
درجه بندی
taxonomies
طبقه بندی
rhyme scheme
قافیه بندی
reticulation
شبکه بندی
packages
عدل بندی
wordage
جمله بندی
underpins
پی بندی کردن
typification
طبقه بندی
typification
سنخ بندی
triangulation
مثلث بندی
triangularization
مثلث بندی
trelliswork
داربست بندی
sealing
اب بندی کردن
partitioning
جزء بندی
toe protection
پاشنه بندی
to take a snack
ته بندی کردن
to pin up
بی بندی کردن
to nails up
سر هم بندی کردن
to mull a mull of
سر هم بندی کردن
underpinned
پی بندی کردن
underpin
پی بندی کردن
venation
رگه بندی
watertight facing
پرده اب بندی
watertight diaphragm
پرده اب بندی
tinker
سرهم بندی
tinkered
سرهم بندی
tinkering
سرهم بندی
tinkers
سرهم بندی
sorting
طبقه بندی
watertight core
هسته اب بندی
waterproofing course
لایه اب بندی
waterproofing course
اندود اب بندی
wainscoting
تخته بندی
vertebration
فقره بندی
vernation
برگ بندی
regimentation
گروه بندی
to make a muddle of
سر هم بندی کردن
to make a mess of
سر هم بندی کردن
terracing
تراس بندی
stratification
قشر بندی
steining
طوقه بندی
staping
مرحله بندی
somatotyping
سنخ بندی تن
snow job
سرهم بندی
gamble
شرط بندی
skelton
استخوان بندی
gambled
شرط بندی
single sling
باربردار یک بندی
gambles
شرط بندی
shuttering
تخته بندی
shoring
شمع بندی
self dramatization
بخود بندی
stratification
لایه بندی
vertebration
مهره بندی
tariff classification
تعرفه بندی
tabulation
جدول بندی
systemization
طبقه بندی
syllabification
هجا بندی
syllabicity
هجا بندی
syllabication
هجا بندی
summation
جمع بندی
subsumption
رده بندی
stratification
طبقه بندی
stratification
چینه بندی
tabulate
جدول بندی
layering
لایه بندی
gipsydom
غربال بندی
spacing
فاصله بندی
jerry built
سر هم بندی شده
jerry-built
سر هم بندی شده
gemmulation
جرثومه بندی
colonnade
ستون بندی
colonnades
ستون بندی
formwork
قالب بندی
rationing
جیره بندی
rationing
سهمیه بندی
formatting
قالب بندی
division
طبقه بندی
gipsyhood
غربال بندی
gradin
پله بندی
putty
بتونه اب بندی
lattice work
شبکه بندی
lathing
تخته بندی
quota
سهمیه بندی
quotas
سهمیه بندی
laggin
عایق بندی
lacevi
بندی کردن
justification
صفحه بندی
justifications
صفحه بندی
stockade
حصار بندی
stockades
حصار بندی
netting
شبکه بندی
initialization
قالب بندی
groupage
دسته بندی
granulating
دانه بندی
form work
قالب بندی
divisions
طبقه بندی
couponing
کوپن بندی
couponing
جیره بندی
coring
مغزه بندی
calibration
درجه بندی
calibration
زینه بندی
columniation
ستون بندی
classification chart
نموداررده بندی
caulk
اب بندی کردن
cerebral localization
منطقه بندی مخ
botchery
سرهم بندی
bone setting
شکسته بندی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com