English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
English Persian
pare قسمتهای زائد چیزی را چیدن
pared قسمتهای زائد چیزی را چیدن
pares قسمتهای زائد چیزی را چیدن
Other Matches
weed برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
weeded برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
weeding برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
folderol زائد ریشه یاحاشیه زائد
station list فهرست قسمتهای پایگاه دفترچه راهنمای قسمتهای مختلف پایگاه
excrescential زائد
supervacaneous زائد
tautologies زائد
surplus زائد
surpluses زائد
intercalary زائد
ascititious زائد
hypermetric زائد
recrementitious زائد
tautology زائد
overplus زائد
dummy زائد
dummies زائد
redundant زائد
superfluous زائد
extra زائد
extra- زائد
extras زائد
growth چیز زائد
furthered اضافی زائد
excrescency رشد زائد
redundant equation معادله زائد
growths چیز زائد
red tape تشریفات زائد
bronchocele غده زائد
superimposition تحمیل زائد
wastes زائد اتلاف
formative حرف زائد
furthers اضافی زائد
hyperbola قسع زائد
furthering اضافی زائد
surplus gas گاز زائد
further اضافی زائد
waste product محصولات زائد
waste زائد اتلاف
hyperbolas قسع زائد
redundancies زائد فراوانی
redundancy زائد فراوانی
redundance حشووزوائد سخن زائد
tankage مواد زائد کشتارگاه
pleonastic دارای سخن زائد
supererogatory زائد بیش از حد لزوم
additionally بطور اضافی یا زائد
offal مواد زائد لاشه
periphrastic دارای الفاظ زائد
data redundancy زائد بودن داده ها
hypermetric دارای سبب زائد
hypercatalectic دارای هجای زائد
military services قسمتهای نظامی
signal services قسمتهای مخابراتی
administrative services قسمتهای اداری
innards قسمتهای داخلی
sang banshin قسمتهای دست
weapon troops قسمتهای ادوات
field commands قسمتهای رزمی
redundant language سخن زائد یازیادی حشووزوائد
periphrasis استعمال واژه ها وعبارات زائد
pleonasm حشو قبیح سخن زائد
alate دارای قسمتهای جناحی
in other sectors در قسمتهای دیگر جبهه
modular دارای قسمتهای کوچک
lobar واقع در قسمتهای ریه
reserve components قسمتهای احتیاط ارتش
syntax هم اهنگی قسمتهای مختلف
polypous شبیه گوشت زائد ساقه دار
polypose شبیه گوشت زائد ساقه دار
adnexa قسمتهای متصل بهم زائده
services قسمتهای اداری ادارات نظامی
comparmentalize به قسمتهای مجزا تقسیم نمودن
bowdlerization حذف قسمتهای خارج از اخلاق
chemosphere ناحیهای در قسمتهای فوقانی اتمسفر
anisometric دارای قسمتهای غیر متقارن
check off list برگ بازدید قسمتهای یک ناویا هواپیما
reconditions قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
reconditioned قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
bowdlerize قسمتهای خارج از اخلاق را حذف کردن از
recondition قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
gambusia ماهی ابنوس قسمتهای نسبتا گرمسیر
bilge blocks قسمتهای تولید کننده فشار دریایی
hop stop and jump قسمتهای سه گانه پرش طول سه گام
principal parts قسمتهای اصلی زمانهای فعل که سایرزمانها را از ان میسازند
adhesion آمیزش و بهم آمیختگی طبیعی قسمتهای مختلف
upgrading به روز رسانی [معاوضه قسمتهای قدیمی] [مهندسی]
mullion جرز یا الت عمودی میان قسمتهای پنجره
munnion جرز الت عمودی در میان قسمتهای پنجره
reddendo singula singulis الفاظ در قسمتهای مختلف سندباید متناسب با هم تعبیرشوند
thread برنامهای که از بخشها و قسمتهای کوچکتر تشکیل شده است
threads برنامهای که از بخشها و قسمتهای کوچکتر تشکیل شده است
lymphmatosis ایجاد غدد مرکب از بافتهای لنفی در قسمتهای بدن
FDISK امکانی در سیستم که قسمتهای روی دیسک سخت را تشخیص میدهد
cannibalized پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalizes پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
bow string truss خرپاهائیکه قسمتهای فوقانی و تحتانی ان نسبت به افق خمیده باشد
cannibalizing پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalize پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalising پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalises پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalised پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
air brush برس و مکنده هوایی جهت گرفت پرز اضافی و ذرات زائد فرش
degradation اجازه داده به برخی قسمتهای سیستم به کارکردن پس از از بین رفتن یک قسمت
cumulo nimbus ابرهای بسیار بزرگ متراکم که قسمتهای فوقانی انها به استراتوسفر میرسد
montage قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
montages قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
gobo نوعی پرده پارچهای سیاه رنگ که در تلویزیون و سینمادوربین را از نور زائد محفوظ نگه میدارد
offsets برامدگی یا فرورفتگی هائی که برای دربرگرفتن قسمتهای دیگر ساختمان پیش بینی میشود
mows چیدن
snipped چیدن
shear چیدن مو
mowed چیدن
set چیدن
mow چیدن
clipping چیدن
pick off چیدن
racking چیدن
setting up چیدن
snipping چیدن
mown چیدن
sets چیدن
arranging چیدن
arranges چیدن
to pick off چیدن
cropped چیدن
pulls چیدن
crops چیدن
pull چیدن
to lay out چیدن
crop چیدن
picks چیدن
pick چیدن
cropping چیدن
pick over چیدن
arranged چیدن
arrange چیدن
snip چیدن
lops چیدن
lopping چیدن
lopped چیدن
lop چیدن
information hiding یک مفهوم طراحی نرم افزاری که هدف ان کاهش اثرات متقابل بین قسمتهای یک برنامه است
to forge out plans توطئه چیدن
snip پشم چیدن
pared تراشیدن چیدن
pares سرشاخه چیدن
scheme توط ئه چیدن
conspire توط ئه چیدن
lay the table چیدن میز
schemed توط ئه چیدن
snipping پشم چیدن
pares تراشیدن چیدن
snipped پشم چیدن
schemes توط ئه چیدن
shearing پشم چیدن
snip پشم چیدن
shear چیدن برش
stows چیدن بار
to make plans توطئه چیدن
plot توط ئه چیدن
plots توط ئه چیدن
plotted توط ئه چیدن
weave a plot توط ئه چیدن
plucks چیدن کشیدن
stows چیدن در انبار
stows تنگ هم چیدن
stow تنگ هم چیدن
stow چیدن در انبار
stow چیدن بار
stowed تنگ هم چیدن
stowed چیدن در انبار
stowed چیدن بار
stowing تنگ هم چیدن
stowing چیدن در انبار
stowing چیدن بار
plucking چیدن کشیدن
plucked چیدن کشیدن
colludes توط ئه چیدن
colluding توط ئه چیدن
primrose پامچال چیدن
primroses پامچال چیدن
pare سرشاخه چیدن
setting up چیدن دستگاه
sets چیدن دستگاه
set چیدن دستگاه
pare تراشیدن چیدن
colluded توط ئه چیدن
collude توط ئه چیدن
pluck چیدن کشیدن
trim تراشیدن چیدن
trimmest تراشیدن چیدن
trims تراشیدن چیدن
periwinkle گل تلفونی چیدن
periwinkles گل تلفونی چیدن
conspired توط ئه چیدن
conspires توط ئه چیدن
conspiring توط ئه چیدن
pared سرشاخه چیدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com