Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
plank
قسمتی ازبرنامه
Other Matches
kinescope
ازبرنامه تلویزیونی فیلمبرداری کردن
dramatics
کارهای هنری وخارج ازبرنامه دبیرستان و دانشکده روش نمایش
returns
دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
returned
دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
returning
دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
return
دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
deffered entry
ورود به یک زیربرنامه که نتیجه خروج غیر مترقبه ازبرنامه میباشد که کنترل به ان منتقل شده است
shank
ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
triplex
سه قسمتی
portion
قسمتی
portions
قسمتی
partite
قسمتی
triploidy
سه قسمتی
partial
بخشی قسمتی
flattest
قسمتی از یک عمارت
tripartition
سه قسمتی کردن
legs
قسمتی از مسابقه
sector
قسمتی ازجبهه
sectors
قسمتی ازجبهه
pate
سر یا قسمتی از سرانسان
split second
قسمتی از ثانیه
leg
قسمتی از مسابقه
esprit
حمیت قسمتی
flat
قسمتی از یک عمارت
haxamerous
شش بخشی شش قسمتی
spiriting
حمیت قسمتی
another guess
قسمتی دیگر
triploid
سه قسمتی سه بخشی
spirit de corps
حمیت قسمتی
esprit de corps
روحیه قسمتی
spirit de corps
روحیه قسمتی
esprit de corps
حمیت قسمتی
double cloister
راهرو دو قسمتی
spirit
حمیت قسمتی
aliquot part charge
خرج چند قسمتی
helmeted
دارای قسمتی که مانندخودباشد
module
قسمتی از سفینه فضایی
neck of the woods
<idiom>
ناحیه یا قسمتی از کشور
winging
قسمتی از یک بخش یا ناحیه
wing
قسمتی از یک بخش یا ناحیه
crease
قسمتی از زمین کریکت
creased
قسمتی از زمین کریکت
creases
قسمتی از زمین کریکت
creasing
قسمتی از زمین کریکت
fractions
کسر درصدی از قسمتی از
part
[ial]
payment of a fine
پرداخت قسمتی از جریمه
expansion joint
اتصال چند قسمتی
modules
قسمتی از سفینه فضایی
lobotomies
برش قسمتی از مغز
striking out pleading
حذف قسمتی از مدافعات
rebates
پرداخت قسمتی از بدهی
rebate
پرداخت قسمتی از بدهی
ram's horn
قسمتی ازاستحکامات خندق
section charge
خرج چند قسمتی
march unit
قسمتی ازستون راهپیمایی
fraction
کسر درصدی از قسمتی از
lobotomy
برش قسمتی از مغز
barons
شخص مهم وبرجسته در هر قسمتی
whip
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
aft flap
آخرین قسمت فلپهای سه قسمتی
neck
قسمتی از سر چوب گلف ولاکراس
zapping
پاک نمودن قسمتی از برنامه
whipped
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
displacement hull
قسمتی از بدنه قایق که در اب می ماند
whips
پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
necks
قسمتی از سر چوب گلف ولاکراس
zaps
پاک نمودن قسمتی از برنامه
zapped
پاک نمودن قسمتی از برنامه
zap
پاک نمودن قسمتی از برنامه
baron
شخص مهم وبرجسته در هر قسمتی
aliquot propelling charge
خرج پرتاب چند قسمتی
lobectomy
برداشتن قسمتی ازیک عضو
pneumonectomy
قطع وبرداشتن ریه با قسمتی از ان
hash mark
قسمتی از زمین پس از عبوراز خط یک یاردی
group rendezvous
نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
slot charter
اجاره قسمتی از وسیله نقلیه
freeboard
قسمتی از قایق که بیرون اب است
fractional damage
خسارت وارده به قسمتی از وسیله
alethiology
قسمتی از منطق که باحقیقت سروکار دارد
crop
حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
cropped
حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
crops
حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
open ice
قسمتی از محوطه بازی که حریف در ان نیست
paleocene
قسمتی از دوران سوم زمین شناسی
dairies
قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
cymric
وابسته به سیمر قسمتی ازبریتانیای کبیر
tail skid
قسمتی که وزن دم هواپیما رامتحمل میشود
table flap
قسمتی از میزکه خوابانیده یابلند میشود
saddleback
قسمتی از پشته کوه که مانندزین گاواست
lectionary
ایات منتخبه یا قسمتی از کتاب مقدس
flush
خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
fat bits
بزرگ کردن قسمتی از صفحه نمایش
judea
یهودیه که قسمتی از جنوب فلسطین بوده
flushing
خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
flushes
خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
contract termination
فسخ یا خاتمه تمام یا قسمتی از قرارداد
gastrectomy
عمل برداشتن تمام یا قسمتی از معده
faubourg
قسمتی ازشهر که بیرون دروازه باشد
dairy
قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
almonry
[قسمتی از ساختمان که خیرات و صدقات را در آنجا می دادند.]
Please let me take a share in the expenses.
اجازه بدهید منهم قسمتی از هزینه را بدهم
vacuity
قسمتی از بشکه یا هر فرف دیگری که خالی باشد
targum
ترجمه زبان ارامی قسمتی از عهد عتیق
accessory of section
قسمتی از موتور که متعلقات روی ان نصب شود
slab
گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
fermata
تطویل وکشش قسمتی ازموسیقی توسط نوازنده
entablature
قسمتی از سر ستون که شامل کتیبه وگلویی است
dower
قسمتی ازدارایی مرد که پس از فوتش به همسر وی می رسد
scrapped
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
headstock
قسمتی ازماشین که میله گردندهای روی ان قرارمیگیرد
descender
قسمتی از حروف کوچک که پایین تر از خط شروع می شوند
back order
قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
main yard
قسمتی از عرشه که بادبان اصلی در ان واقع است
leg side
قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپزن
bays
قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
parishes
قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
pokes
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poking
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
appendix
قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
scrapping
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
wrist
قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
slabs
گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
scrap
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
appendixes
قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
skips
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skipped
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skip
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
wrists
قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
parish
قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
footprint
قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
footprints
قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
poked
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
scraps
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
poke
فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
baying
قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
bayed
قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
bay
قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
warheads
قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
warhead
قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
beavers
قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
beaver
قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
file handing routine
قسمتی از یک برنامه کامپیوترکه داده را از یک فایل خوانده و در ان می نویسد
land tie
تیر یا جرزی که قسمتی ازدیوار را بزمین اتصال میدهد
hypotrachelion
[um]
[در معماری کلاسیک قسمتی بین سرستون و میله ستون]
nose piece
قسمتی از ریز بین که حامل عدسی شیئی است
outwork
قسمتی از کار شرکت که توسط افرادخارجی انجام میگیرد
ullage
قسمتی از حجم بشکه یا هرفرف دیگری که خالی باشد
but for income
قسمتی از درامد که به علت دخالت عامل بخصوصی عایدشده
plateform
بلندی قسمتی از کف سالن یا محلی بنیاد یا اساس چیزی
check point
نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
daisy ham
قسمتی از گوشت یا استخوان دود داده شانه خوک
footing
قسمتی از پی ساختمان که بارها رامستقیما" به خاک منتقل میکند
herpetology
قسمتی ازجانور شناسی که درباره خزندگان وذوحیاتین بحث میکند
aprons
چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
apron
چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
metencephalon
قسمتی از مغز جنین که سازنده مخچه وبصل النخاع است
bundling
دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
qube
تسهیلات اطلاعاتی که قسمتی از یک سیستم پیشرفته کابل تلویزیونی است
virtual inertia
قسمتی از نیروی اینرسی که روی جسم در حال نوسان اثرمیکند
bundle
دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
lofts
زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
loft
زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
burner compartment
قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
bundles
دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
aeromedicine
قسمتی از طب که دربارهء بیماریها و اختلالات ناشی از پرواز گفتگو میکند
germinal area
قسمتی از پلاستودرم که جنین اصلی مهره داران را تشکیل میدهد
profit centre
قسمتی از سازمان که مسئولیت محاسبه هزینه هاو درامدها را به عهده دارد
dentil-band
[بخش مستطیلی شکلی از لایه ی گچ بری شده در قسمتی از پیشانی سرستون]
working section
قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
restricted propellant
سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
leg
ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
spooling
یلهای نوار اماده شدن قسمتی از سیستم جهت پردازش ان قرقره کردن
ragged
قسمتی که در وسط صفحه قرار ندارد , متن با حاشیه سمت راست نامسط ح
ante-chapel
[قسمتی از نیایشگاه خصوصی شبیه گوشواره عرضی کلیسا با فضار ورودی مجزا]
distances
مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
distance
مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
legs
ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
ionosphere
قسمتی از فضای جوزمین که از ارتفاع 52 میل شروع میشود و تا00022میل ادامه دارد
homosphere
قسمتی از اتمسفر که در ان تغییری در ترکیب و ساخت گازهای تشکیل دهنده مشاهده نمیشود
reentry vehicle
مدول یا قسمتی از سفینه فضایی که مجددا بایستی ازجو عبور کند تا به زمین برسد
yoke
قسمتی از سیستم انحراف پرتوالکترونی که برای ادرس دهی یک نمایش تصویری بکار می رود
control unit
قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
appropriation
در CLتقاضانامه ایست که بستانکاربرای بدهکار می فرستد ودرخواست پرداخت قسمتی ازطلب خود را می نماید
lightening hole
سوراخی که در قسمتی ازسازه که کمتر تحت تنش قراردارد برای کاهش وزن ایجادمیشود
heterosphere
قسمتی از اتمسفر که در ان ساختار و وزن مولکولی متوسط گازهای تشکیل دهنده مختلف است
breaker line
خطی در رسم فنی برای نشان دادن حذف قسمتی از جسم درشکل مزبور
capital levy
مالیات بر سرمایه افرادحقیقی قسمتی از ثروت کشورکه جبرا" توسط دولت اخذ میشود
grand tours
سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
recital
قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
grand tour
سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
recitals
قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
limelight
قسمتی ازصحنه نمایش که بوسیله نورافکن روشن شده باشد محل موردتوجه وتماشای عموم
oblique compartment
قسمتی از زمین که محورطولی ان نسبت به سمت حرکت یکانها به طور مایل قرار گرفته باشد
branches
در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
branch
در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
controlled airspace
قسمتی از هوا یا فضا در ابعادو اندازههای معین که سرویس کنترل هوایی برای ان تدارک دیده شده است
clipboard
قسمتی از حافظه کامپیوتر که به منظور ذخیره دادهای که از یک فایل یا برنامه دیگرمنتقل میشود کنار می گذارند تخته رسم
acrostolium
[قسمتی از دماغه کشتی در ناو جنگی باستان مه معمولا مدور، مارپیچ یا شکلی شبیه حیوانات داشته است.]
clipboards
قسمتی از حافظه کامپیوتر که به منظور ذخیره دادهای که از یک فایل یا برنامه دیگرمنتقل میشود کنار می گذارند تخته رسم
preventive justice
قسمتی ازحقوق که به بررسی اقدامات مختلفی که برای جلوگیری ازارتکاب جرم از ناحیه تبهکاران احتمالی لازم است اختصاص دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com