English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
another guess قسمتی دیگر
Search result with all words
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
Other Matches
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
chip قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chips قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
otherwise <adv.> به ترتیب دیگری [طور دیگر] [جور دیگر]
conversion وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversions وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
reference نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
some other time دفعه دیگر [وقت دیگر]
tunnelling روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
he was otherwise ordered جور دیگر مقدر شده بود سرنوشت چیز دیگر بود
shift تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifts تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifted تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
portions قسمتی
triploidy سه قسمتی
triplex سه قسمتی
portion قسمتی
partite قسمتی
metafile 1-فایلی که حاوی فایلهای دیگر باشد. 2-فایلی که داده مربوط به فایلهای دیگر را معرفی کند یا شامل شود
esprit de corps حمیت قسمتی
sector قسمتی ازجبهه
esprit حمیت قسمتی
double cloister راهرو دو قسمتی
esprit de corps روحیه قسمتی
triploid سه قسمتی سه بخشی
tripartition سه قسمتی کردن
pate سر یا قسمتی از سرانسان
split second قسمتی از ثانیه
leg قسمتی از مسابقه
flattest قسمتی از یک عمارت
flat قسمتی از یک عمارت
legs قسمتی از مسابقه
spirit de corps روحیه قسمتی
spirit de corps حمیت قسمتی
partial بخشی قسمتی
spirit حمیت قسمتی
haxamerous شش بخشی شش قسمتی
plank قسمتی ازبرنامه
sectors قسمتی ازجبهه
spiriting حمیت قسمتی
he had no more no to say دیگر سخنی نداشت که بگوید دیگر حرفی نداشت
winging قسمتی از یک بخش یا ناحیه
wing قسمتی از یک بخش یا ناحیه
march unit قسمتی ازستون راهپیمایی
ram's horn قسمتی ازاستحکامات خندق
expansion joint اتصال چند قسمتی
section charge خرج چند قسمتی
striking out pleading حذف قسمتی از مدافعات
helmeted دارای قسمتی که مانندخودباشد
part [ial] payment of a fine پرداخت قسمتی از جریمه
neck of the woods <idiom> ناحیه یا قسمتی از کشور
aliquot part charge خرج چند قسمتی
creased قسمتی از زمین کریکت
rebate پرداخت قسمتی از بدهی
creasing قسمتی از زمین کریکت
fraction کسر درصدی از قسمتی از
fractions کسر درصدی از قسمتی از
creases قسمتی از زمین کریکت
lobotomy برش قسمتی از مغز
crease قسمتی از زمین کریکت
rebates پرداخت قسمتی از بدهی
module قسمتی از سفینه فضایی
modules قسمتی از سفینه فضایی
lobotomies برش قسمتی از مغز
slot charter اجاره قسمتی از وسیله نقلیه
zaps پاک نمودن قسمتی از برنامه
zap پاک نمودن قسمتی از برنامه
zapping پاک نمودن قسمتی از برنامه
whip پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
zapped پاک نمودن قسمتی از برنامه
necks قسمتی از سر چوب گلف ولاکراس
neck قسمتی از سر چوب گلف ولاکراس
displacement hull قسمتی از بدنه قایق که در اب می ماند
group rendezvous نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
fractional damage خسارت وارده به قسمتی از وسیله
freeboard قسمتی از قایق که بیرون اب است
hash mark قسمتی از زمین پس از عبوراز خط یک یاردی
whips پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
pneumonectomy قطع وبرداشتن ریه با قسمتی از ان
whipped پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
lobectomy برداشتن قسمتی ازیک عضو
aliquot propelling charge خرج پرتاب چند قسمتی
aft flap آخرین قسمت فلپهای سه قسمتی
baron شخص مهم وبرجسته در هر قسمتی
barons شخص مهم وبرجسته در هر قسمتی
HTML مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
gastrectomy عمل برداشتن تمام یا قسمتی از معده
crops حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
cropped حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
open ice قسمتی از محوطه بازی که حریف در ان نیست
flushing خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
faubourg قسمتی ازشهر که بیرون دروازه باشد
flushes خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
tail skid قسمتی که وزن دم هواپیما رامتحمل میشود
flush خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
crop حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
fat bits بزرگ کردن قسمتی از صفحه نمایش
cymric وابسته به سیمر قسمتی ازبریتانیای کبیر
table flap قسمتی از میزکه خوابانیده یابلند میشود
lectionary ایات منتخبه یا قسمتی از کتاب مقدس
paleocene قسمتی از دوران سوم زمین شناسی
judea یهودیه که قسمتی از جنوب فلسطین بوده
contract termination فسخ یا خاتمه تمام یا قسمتی از قرارداد
dairies قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
saddleback قسمتی از پشته کوه که مانندزین گاواست
dairy قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
alethiology قسمتی از منطق که باحقیقت سروکار دارد
parishes قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
skips ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
back order قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
skip ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
parish قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
skipped ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
slab گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
warhead قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
footprints قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
slabs گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
leg side قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپزن
scrapped عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scrap عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
appendix قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
scrapping عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
main yard قسمتی از عرشه که بادبان اصلی در ان واقع است
headstock قسمتی ازماشین که میله گردندهای روی ان قرارمیگیرد
scraps عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
footprint قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
dower قسمتی ازدارایی مرد که پس از فوتش به همسر وی می رسد
descender قسمتی از حروف کوچک که پایین تر از خط شروع می شوند
baying قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
bays قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
accessory of section قسمتی از موتور که متعلقات روی ان نصب شود
warheads قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
poking فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
pokes فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poked فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
wrist قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
poke فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
appendixes قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
beaver قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
entablature قسمتی از سر ستون که شامل کتیبه وگلویی است
bayed قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
vacuity قسمتی از بشکه یا هر فرف دیگری که خالی باشد
beavers قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
targum ترجمه زبان ارامی قسمتی از عهد عتیق
wrists قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
almonry [قسمتی از ساختمان که خیرات و صدقات را در آنجا می دادند.]
bay قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
fermata تطویل وکشش قسمتی ازموسیقی توسط نوازنده
Please let me take a share in the expenses. اجازه بدهید منهم قسمتی از هزینه را بدهم
trans shipment انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
hypotrachelion [um] [در معماری کلاسیک قسمتی بین سرستون و میله ستون]
check point نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
but for income قسمتی از درامد که به علت دخالت عامل بخصوصی عایدشده
nose piece قسمتی از ریز بین که حامل عدسی شیئی است
plateform بلندی قسمتی از کف سالن یا محلی بنیاد یا اساس چیزی
land tie تیر یا جرزی که قسمتی ازدیوار را بزمین اتصال میدهد
outwork قسمتی از کار شرکت که توسط افرادخارجی انجام میگیرد
daisy ham قسمتی از گوشت یا استخوان دود داده شانه خوک
footing قسمتی از پی ساختمان که بارها رامستقیما" به خاک منتقل میکند
file handing routine قسمتی از یک برنامه کامپیوترکه داده را از یک فایل خوانده و در ان می نویسد
ullage قسمتی از حجم بشکه یا هرفرف دیگری که خالی باشد
germinal area قسمتی از پلاستودرم که جنین اصلی مهره داران را تشکیل میدهد
virtual inertia قسمتی از نیروی اینرسی که روی جسم در حال نوسان اثرمیکند
herpetology قسمتی ازجانور شناسی که درباره خزندگان وذوحیاتین بحث میکند
aeromedicine قسمتی از طب که دربارهء بیماریها و اختلالات ناشی از پرواز گفتگو میکند
aprons چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
bundle دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
bundles دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
bundling دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
lofts زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
loft زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
qube تسهیلات اطلاعاتی که قسمتی از یک سیستم پیشرفته کابل تلویزیونی است
apron چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
metencephalon قسمتی از مغز جنین که سازنده مخچه وبصل النخاع است
burner compartment قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
restricted propellant سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
profit centre قسمتی از سازمان که مسئولیت محاسبه هزینه هاو درامدها را به عهده دارد
working section قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
dentil-band [بخش مستطیلی شکلی از لایه ی گچ بری شده در قسمتی از پیشانی سرستون]
distances مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
ragged قسمتی که در وسط صفحه قرار ندارد , متن با حاشیه سمت راست نامسط ح
homosphere قسمتی از اتمسفر که در ان تغییری در ترکیب و ساخت گازهای تشکیل دهنده مشاهده نمیشود
ionosphere قسمتی از فضای جوزمین که از ارتفاع 52 میل شروع میشود و تا00022میل ادامه دارد
legs ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
distance مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
ante-chapel [قسمتی از نیایشگاه خصوصی شبیه گوشواره عرضی کلیسا با فضار ورودی مجزا]
spooling یلهای نوار اماده شدن قسمتی از سیستم جهت پردازش ان قرقره کردن
leg ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
reentry vehicle مدول یا قسمتی از سفینه فضایی که مجددا بایستی ازجو عبور کند تا به زمین برسد
lightening hole سوراخی که در قسمتی ازسازه که کمتر تحت تنش قراردارد برای کاهش وزن ایجادمیشود
heterosphere قسمتی از اتمسفر که در ان ساختار و وزن مولکولی متوسط گازهای تشکیل دهنده مختلف است
control unit قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
capital levy مالیات بر سرمایه افرادحقیقی قسمتی از ثروت کشورکه جبرا" توسط دولت اخذ میشود
breaker line خطی در رسم فنی برای نشان دادن حذف قسمتی از جسم درشکل مزبور
yoke قسمتی از سیستم انحراف پرتوالکترونی که برای ادرس دهی یک نمایش تصویری بکار می رود
appropriation در CLتقاضانامه ایست که بستانکاربرای بدهکار می فرستد ودرخواست پرداخت قسمتی ازطلب خود را می نماید
grand tour سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
grand tours سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
oblique compartment قسمتی از زمین که محورطولی ان نسبت به سمت حرکت یکانها به طور مایل قرار گرفته باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com