English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (3 milliseconds)
English Persian
flap قسمت اویخته هر شیئی
flapped قسمت اویخته هر شیئی
flaps قسمت اویخته هر شیئی
Other Matches
flews قسمت اویخته لب بالای سگ
dag قسمت تیز هر چیزی که اویخته باشد
flaps برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
flapped برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
flap برگه یا قسمت اویخته زبانه کفش
giants stride تیری که قسمت بالای ان گردنده وطنابهایی ازان اویخته اس
nutant سرازیر اویخته زیور اویخته
objected شیئی
indirect objects شیئی
objecting شیئی
objects شیئی
articles شیئی
object شیئی
article شیئی
direct objects شیئی
object cathexis نیروگذاری در شیئی
goal object شیئی هدف
love object شیئی محبوب
stimulus object شیئی محرک
object libido متمرکزبر شیئی
objective glass عدسی شیئی
objective lens عدسی شیئی
object glass عدسی شیئی
object choice شیئی گزینی
objectives عدسی شیئی
object constancy ثبات شیئی
lost article شیئی گمشده
objective عدسی شیئی
found article شیئی گمشده
reification شیئی انگاری مفهومها
diffraction loading منتجه نیروهای وارد بیک شیئی
pinpoint photograph عکس تکی یا زوجی یک شیئی یا هدف
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
a white elephant شیئی کم مصرف و جا تنگ کن اما گران قیمت
nose piece قسمتی از ریز بین که حامل عدسی شیئی است
bugged اطاق یا شیئی که حاوی یک وسیله استراق سمع پنهانی باشد
quartersaw الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
terneplate ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
ecphora پیش آمدگی [طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
terne ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
plank قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
shuttling حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
long bone که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross disbursing انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
dropper اویخته
droppers اویخته
suspended اویخته
pendants اویخته
pendant اویخته
overhung اویخته
penduline اویخته
poutingly با لب اویخته
flappy اویخته
pendent اویخته
pensile اویخته
hung اویخته
underhung اویخته
flapping اویخته
sections قسمت قسمت کردن برش دادن
section قسمت قسمت کردن برش دادن
beetle اویخته شدن
flapped اویخته وشل
cat walk راه رو اویخته
chap fallen لب ولوچه اویخته
flaps اویخته وشل
pendulums جسم اویخته
punka بادبزن اویخته
flap eared اویخته گوش
beetles اویخته شدن
down in the mouth لب و لوچه اویخته
flap اویخته وشل
pendulum جسم اویخته
pendentive dome گنبد اویخته
suspended ceiling سقف اویخته
suspensed load بار اویخته
lappet گوشت اویخته
lobbed گوشت یا پوست اویخته
lobbing گوشت یا پوست اویخته
lop eared دارای گوش اویخته
lob گوشت یا پوست اویخته
flaccid چروک شده اویخته
lopeared دارای گوشهای اویخته
lobs گوشت یا پوست اویخته
lappet لبه اویخته کلاه
penduline دارای اشیان اویخته
dolman sleeve استین گشاد و اویخته
thrum ریشه یانخ اویخته
truss بدار اویخته شدن خرپا
trusses بدار اویخته شدن خرپا
trussed بدار اویخته شدن خرپا
drop leaf رومیزی اویخته از اطراف میز
pensile birds پرندگانی که اشیانه اویخته میسازند
trussing بدار اویخته شدن خرپا
pendulously بطور اویخته یا تاب خور
breasted transmitter میکروفونی که به گردن اویخته میشود
lobated دارای غبغب یازائده اویخته
lobate دارای غبغب یازائده اویخته
to poke one's head با سرپایین اویخته راه رفتن
dipping sonar سونار اویخته از هواپیما یاهلیکوپتر
fanfold یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
shuttled حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle حمل کردن قسمت به قسمت
shuttle قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles قسمت قسمت حرکت کردن
executing agency قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
slouch hat کلاه لبه پهن ولبه اویخته
hanging بدار زدن چیز اویخته شده
pinup girl دختر زیبایی که عکسهایش به دیوار اویخته شود
mastiff سگ بزرگی که گوش ها ولبهایش اویخته است بولدوگ
valance لبه اویخته کلاه یا سرپوش نیم پرده
mastiffs سگ بزرگی که گوش ها ولبهایش اویخته است بولدوگ
pantaloon پیر مرد عینکی شلوار اویخته دلقک
valences لبه اویخته کلاه یا سرپوش نیم پرده
valances لبه اویخته کلاه یا سرپوش نیم پرده
lugsail بادبان چهارگوشی که بطوراریب به زورق یا قایق اویخته شود
public relations officer رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachments یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachment یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
jackrabbit نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
crosshead وزنه مستطیلی که به سیم نقاله روی سطل معدنچیان اویخته میش ود
plan range در شناسایی از روی عکس هوای فاصله افقی بین نقطه پای عمود هواپیما تا شیئی که روی زمین قرار گرفته است
army nurse corps قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
lobe اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
lobes اویز بخش پهن وگردی که بچیزی اویخته یا پیش امده باشد لخته
sabretache خرجین یاکیسه چرمی پهن که بکمر بند سرباز سواره نظام اویخته است
shuttles راهپیمائی قسمت به قسمت
throttles عبور قسمت به قسمت
throttled عبور قسمت به قسمت
shuttled بمباران قسمت به قسمت
shuttled راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttle بمباران قسمت به قسمت
throttle عبور قسمت به قسمت
throttling عبور قسمت به قسمت
parts per million قسمت در میلیون قسمت
shuttles بمباران قسمت به قسمت
p.p.m قسمت در یک میلیون قسمت
shuttle راهپیمائی قسمت به قسمت
to sell in lots قسمت قسمت فروختن
forward overlap پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
cross refer از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
slackest دامن اویخته وشل لباس یا هر چیزاویخته وشل
slacks دامن اویخته وشل لباس یا هر چیزاویخته وشل
light چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
lobation قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
slack دامن اویخته وشل لباس یا هر چیزاویخته وشل
lighted چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
lightest چراغ اویخته پرتو مرئی نور مرئی
pouter لب ولوچه دار دارای لب ولوچه اویخته
division police petty officer درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
railway division قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
cellular unit یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
slouches خمیده بودن اویخته بودن
slouch خمیده بودن اویخته بودن
slouched خمیده بودن اویخته بودن
slouching خمیده بودن اویخته بودن
skag قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skeg قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
sects قسمت
sect قسمت
compartmental قسمت قسمت
arm قسمت
caboodle قسمت
underfoot قسمت کف پا
ratio قسمت
data division قسمت
ratios قسمت
compartment قسمت
compartments قسمت
Corp قسمت
dole قسمت
segments قسمت
instalment قسمت
instalments قسمت
divisions قسمت
department قسمت
departments قسمت
installments قسمت
section قسمت
sections قسمت
plank قسمت
piece قسمت
pieces قسمت
segment قسمت
division قسمت
canto قسمت
unit قسمت
units قسمت
percentage قسمت
percentages قسمت
snick قسمت
kismet قسمت
it fell to my lot to go قسمت
internode قسمت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com