Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
fluke
قسمت تیز لنگر که به ماسه مینشیند
flukes
قسمت تیز لنگر که به ماسه مینشیند
Other Matches
building sand
خاک و ماسه ساختمان ماسه برای بنایی
to puddle clay and sand
ازرس و ماسه گل ساختن ماسه و گل رس را بهم امیختن
quicksand
ماسه روان ماسه دانه نچسبیده
quicksand
ماسه ناپای ماسه غلطان
aweigh
تازه لنگر برداشته دارای لنگر اویزان
anchor watch
گروه نگهبانی لنگر نگهبان لنگر
anchor in sight
لنگر بالاست لنگر را دیدم
capstan
میله گردان گردونه دوار لنگر قرقره دوار لنگر
old red sandstone
سنگ ماسه قرمز قدیمی ماسه سنگ سرخ قدیمی
butted
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
terneplate
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
ecphora
پیش آمدگی
[طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
terne
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
quartersaw
الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
plank
قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
shuttling
حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
long bone
که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
base section
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross disbursing
انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
section
قسمت قسمت کردن برش دادن
sections
قسمت قسمت کردن برش دادن
fanfold
یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
shuttle
حمل کردن قسمت به قسمت
executing agency
قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttles
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled
قسمت قسمت حرکت کردن
yield of cdoncrete
ماسه
grit
ماسه
crushed stone sand
ماسه
gravel
ماسه
gritting
ماسه
gritted
ماسه
sand
ماسه
green sand
ماسه تر
ballast
ماسه
sands
ماسه
sand equivalent
همسنگ ماسه
sand dressing
ماسه پاشی
sand clay
رس ماسه دار
sand blasting
ماسه پاشی
gritted
ماسه درشت
marine sand
ماسه بادی
sand filling
ماسه گرفتگی
sand layer
لایه ماسه
sand pile
توده ماسه
sanbar
کران ماسه
sandblasting
ماسه پرانی
sandblast
باپاشیدن ماسه
masonry sand
ماسه ملاتی
sandband
کران ماسه
sand trap
ماسه گیر
sandrock
ماسه سنگ
sand stone
ماسه سنگ
sand store
انبار ماسه
gritting
ماسه درشت
masonry sand
ماسه بنایی
quarrying
معدن شن و ماسه
quick sand
ماسه روان
sanded
ماسه دار
body sand
ماسه پر کننده
sandstorms
ماسه باد
sandstorm
ماسه باد
quarries
معدن شن و ماسه
quarry
معدن شن و ماسه
heap of sand
توده ماسه
he was neat
بی ماسه خالص
arenaceous
ماسه وار
marine sand
ماسه دریایی
pit sand
ماسه معدنی
fine sand
ماسه ریز
quicksand
ماسه متحرک
greensand
ماسه سبز
dune sand
ماسه بادی
sandbanks
کرانه ماسه
sandbank
کرانه ماسه
magazines
مخزن ماسه
uniform sand
ماسه یکنواخت
detritic sand
ماسه فرسایهای
magazine
مخزن ماسه
sandstone
ماسه سنگ
running sand
ماسه بادی
sandstone
سنگ ماسه
desilter
ماسه گیر
quicksand
ماسه بادی
sand
ماسه ریختن شن
sands
ماسه ریختن شن
sanding
ماسه گذاری
uniform sand
ماسه یکدست
grit
ماسه درشت
public relations officers
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officer
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachments
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachment
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
core sand
ماسه ریخته گری
sand lime brick
اجر ماسه اهکی
gritting
درشت ماسه سنگ
pipe sand trap
ماسه گیر لولهای
foundry sand
ماسه ی ریخته گری
feldspathic sandstone
ماسه سنگ فلدسپاتی
explosion shot
ضربه چوب به ماسه
aggradation
فراسازی ماسه گرفتگی
sabulous
ریگزار ماسه دار
gritting
خاک ماسه سنگ
backing sand
ماسه پشت قالب
sand mix
ماسه اغشته سرد
siliceous sandstone
ماسه سنگ سیلیس
sand pit
گود ماسه برداری
grit
خاک ماسه سنگ
sandy earth
زمین ماسه دار
calcareous sandstone
ماسه سنگ اهکی
grit
درشت ماسه سنگ
sandblast machine
ماشین ماسه پاش
sandy soil
زمین ماسه زار
molding sand
ماسه قالب گیری
gritted
درشت ماسه سنگ
gritted
خاک ماسه سنگ
sand blasting practice
عملیات ماسه پاشی
sand blast nozzle
شیپوره ماسه پاشی
sand blast unit
واحد ماسه پاشی
sand cone method
طریقه جابجایی ماسه
sand dredger
ماشین مکنده ماسه
micaceous sandstone
ماسه سنگ میکادار
mottled sandstone
ماسه سنگ رگه دار
brownstone
[ماسه سنگ قهوه ای رنگ]
blast grit
ماسه هوا داده شده
sandy limestone
سنگ اهک ماسه دار
chalky sandstone
ماسه سنگ نرم اهکی
sand asphalt
ماسه اغشته گرم یا سرد
send yaghting
مسابقه با وسیله بادباندارروی شن و ماسه
loamy sandstone
ماسه سنگ خاک رسی
argillaceous sand stone
ماسه سنگ خاک رسی
molasse
سنگ ماسه اهکی رسدار
enlisted section
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
army nurse corps
قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
sandpit
جعبه شن و ماسه
[مخصوص بازی بچه ها]
molding sand preparation plant
واحد تهیه ماسه قالب گیری
sand box
جعبه شن و ماسه
[مخصوص بازی بچه ها]
sandbox
[British]
جعبه شن و ماسه
[مخصوص بازی بچه ها]
Dry sand absorbs water.
ماسه خشک آبرا جذب می کند
sand trap
قطعه زمین پر از ماسه بعنوان مانع
send sailing
مسابقه با وسیله بادبان دارروی شن و ماسه
proportioning
توزین شن و ماسه و سیمان و اب جهت تهیه بتن
shuttles
بمباران قسمت به قسمت
shuttled
راهپیمائی قسمت به قسمت
throttled
عبور قسمت به قسمت
parts per million
قسمت در میلیون قسمت
p.p.m
قسمت در یک میلیون قسمت
shuttle
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttle
بمباران قسمت به قسمت
shuttled
بمباران قسمت به قسمت
throttles
عبور قسمت به قسمت
shuttles
راهپیمائی قسمت به قسمت
throttling
عبور قسمت به قسمت
throttle
عبور قسمت به قسمت
to sell in lots
قسمت قسمت فروختن
wet classifler
سرندی که باان شن و ماسه را جهت دانه بندی شستشومیدهند
moment
لنگر
moments
لنگر
brake weight
لنگر
anchoring
: لنگر
anchoring
لنگر
anchor
لنگر
anchors
: لنگر
anchors
لنگر
anchor
: لنگر
swinge
لنگر
makefast
لنگر
prickly a
لنگر
weight
لنگر
stockless anchor
لنگر
binders
ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
accretion
هر تجمع لای شن ماسه و غیره که بوسیله جریان آب ایجاد شود
alluviation
رسوبات ماسه و شن ناشی ازکم شدن سرعت جریان رودخانه
binder
ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
forward overlap
پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
moors
لنگر انداختن
grappling iron
لنگر قایق
grappling iron
لنگر چهارشاخه
grappling irons
لنگر قایق
grappling irons
لنگر چهارشاخه
moor
لنگر انداختن
tiers
زنجیر لنگر
tier
زنجیر لنگر
fisherman's bend
گره لنگر
fisherman's anchor
لنگر قایق
failure moment
لنگر گسیختگی
anchored
لنگر انداخته
anchorage
لنگر انداختن
anchorages
لنگر انداختن
wharf
لنگر انداختن
wharfs
لنگر انداختن
wharves
لنگر انداختن
drogue
لنگر چتری
underfoot
لنگر زیر پا
fixed end moment
لنگر گیرداری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com