English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
English Persian
petticoat قسمت خارج از بزرگترین دایره هدف
petticoats قسمت خارج از بزرگترین دایره هدف
Other Matches
great circle بزرگترین دایره محیط یک کره
branch دایره قسمت
branches دایره قسمت
base circle هر قسمت اریب از یک سیلندر دایره مبنا
submultiple خارج قسمت
quotient خارج قسمت
quotients خارج قسمت
quotient خارج قسمت [ریاضی]
ration خارج قسمت سهمیه
rationed خارج قسمت سهمیه
rations خارج قسمت سهمیه
antihelix برامدگی قسمت غضروفی خارج گوش
volumetric loading/density خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
remainder عدد معادل مقسوم منهای حاصل ضرب خارج قسمت ومقسوم علیه
epicycloid منحنی ترسیم شده بر نقطهای درمحیط دایره ثابتی که درخارج دایره بچرخد
quadrant ربع دایره یک چهارم طول قوس دایره
epicycle دایرهای که مرکزش روی محیط دایره بزرگتری است ودر مدار دایره بزرگتری حرکت میکند
eldest بزرگترین
maximus بزرگترین
supreme بزرگترین
best بزرگترین
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
rational number عدد صحیح و یا خارج قسمت دو عدد صحیح
one's biggest worry [problem number one] بزرگترین نگرانی
lion's share بزرگترین سهم
line of most gradient خط بزرگترین شیب
He is my eldest son. او بزرگترین پسر من هست.
maximum بزرگترین وبالاترین رقم
maximum منتهی درجه بزرگترین
fall line بزرگترین خط شیب کوه
lion share بزرگترین یا بهترین بخش
terneplate ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
quartersaw الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
terne ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
ecphora پیش آمدگی [طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
shuttling حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
plank قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
highs رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
greatest common measure بزرگترین بخش یاب مشترک
highest رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
lloyd's بزرگترین شرکت بیمه انگیسی
high رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
eagle owl شاه جغد:بزرگترین جغداروپایی
infimum بزرگترین کران بالا [ریاضی]
greatest lower bound [glb, GLB] بزرگترین کران بالا [ریاضی]
gorillas بزرگترین میمون شبیه انسان
gorilla بزرگترین میمون شبیه انسان
princessroyal بزرگترین دختر پادشاه انگلیس
london in size پس از لندن نیویورک بزرگترین شهراست
long bone که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
He is the greatest scientist on earth. بزرگترین دانشمند روی زمین است
longboat بزرگترین قایق داخل کشتی بازرگانی
out of bounds خارج از خط کناری یا پایان یا خط دروازه توپ خارج از میدان واترپولو توپ مرده
cross disbursing انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
maximum بزرگترین عددی استفاده میشود یا مجاز است
maximum بزرگترین عدد کاربران که سیستم در هر لحظه می پذیر
msb بیت در کلمه که بزرگترین مقدار یا وزن را نشان می ده .
long boat بزرگترین کرجی که وابسته بکشتی بازرگانی است
maximum بزرگترین حجم داده که هر لحظه ارسال میشود
America Online بزرگترین تامین کننده سرویس اینترنت در جهان
sections قسمت قسمت کردن برش دادن
section قسمت قسمت کردن برش دادن
accross the slope system شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
keyth rope system شبکه زیرزمینی که زهکشهاخط بزرگترین شیب را قطع نماید
most significant bit بیتی در کلمه که نشان دهنده بزرگترین مقدار یا وزن است .
hooked medallion ترنج قلاب شکل [در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
first fit تابع یا الگوریتمی که اولین و بزرگترین بخش از حافظه خالی را انتخاب میکند تا یک صفحه
addressing بزرگترین محلی که یک برنامه مشخص یا CPU میتواند مستقیما به آن دستیابی داشته باشد
quadrant ربع دایره ربع محیط دایره
fanfold یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
shuttle قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles حمل کردن قسمت به قسمت
executing agency قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttled حمل کردن قسمت به قسمت
shuttle حمل کردن قسمت به قسمت
IBM بزرگترین شرکت کامپیوتری در جهان که اولین سیستم بر پایه PC را روی پردازنده PC ایجاد کرد
association for computing machinery بزرگترین جامعه جهانی اموزشی و علمی جهت توسعه مهارتهای فنی وصلاحیتهای حرفهای متخصصان کامپیوتر
lord chancellor بزرگترین لرد انگلیس که بامورقضایی رسیدگی کرده ومهردارسلطنتی ومشاورمخصوص پادشاه ورئیس مجلس اعیان میباشد
public relations officers رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officer رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachment یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
army nurse corps قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
microprocessor بزرگترین آدرس در ح CPU که مستقیما قابل آدرس دهی است بدون روشهای خاص
microprocessors بزرگترین آدرس در ح CPU که مستقیما قابل آدرس دهی است بدون روشهای خاص
throttles عبور قسمت به قسمت
throttled عبور قسمت به قسمت
throttle عبور قسمت به قسمت
to sell in lots قسمت قسمت فروختن
p.p.m قسمت در یک میلیون قسمت
parts per million قسمت در میلیون قسمت
throttling عبور قسمت به قسمت
shuttle راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttle بمباران قسمت به قسمت
shuttled راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttled بمباران قسمت به قسمت
shuttles راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttles بمباران قسمت به قسمت
forward overlap پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
fields دایره
circling دایره
recurring curve دایره
rhomb دایره
rondel دایره
compass دایره
rondelle دایره
roundel دایره
Dingbat دایره
agencies دایره
disk دایره
disks دایره
tambourines دایره
tambourine دایره
roundle دایره
department دایره
departments دایره
sphere دایره
spheres دایره
division دایره
fielded دایره
agency دایره
divisions دایره
field دایره
circled دایره
circuits دایره
circle دایره
circles دایره
subdivision دایره
circuit دایره
cross refer از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
limb دایره مدرج
tambourines دایره زنگی
encyclopaedia دایره المعارف
eclipic دایره البروج
tambourine دایره زنگی
diameter قطر دایره
azimuth circle دایره سمتیه
color circle دایره رنگها
diameters قطر دایره
circumference محیط دایره
diffusion circle دایره پخش
quadrant چهار یک دایره
quadrant ربع دایره
pitch circle دایره گام
pericycle دایره محیطیه
discobolus دایره انداز
rhumb دایره افقی
circumferences محیط دایره
ecliptic دایره البروج
cycloidal وابسته به دایره
great circle دایره عظیمه
circular arc کمانی از دایره
mohr's circle دایره مور
growth ring دایره سالیانه
growth ring دایره رشد
gyre گردش دایره
mohr's circle دایره موهر
limbs دایره مدرج
encyclopaedias دایره المعارف
encyclopedia دایره المعارف
encyclopedias دایره المعارف
cash office دایره صندوق
center circle دایره میانی
compass وسعت دایره
section گروه دایره
cirque دایره کوچک
half round نیم دایره
meridian دایره نیمروز
meridian دایره طول
adjutant general دایره پرسنل
fascias دایره زنگی
orbicularly دایره وار
fascia دایره زنگی
diallist دایره ساز
cyclometer دایره سنج
meridians دایره طول
sections گروه دایره
colure دایره متقاطعه
hemicycle نیم دایره
north circle دایره شمالگان
hour circle دایره ساعتی
equinoctial colure دایره اعتدال
meridians دایره نیمروز
orbiculate دایره وار
circlets دایره کوچک
circling محیط دایره
absolutes دایره نامحدود
Equator دایره استوا
encyclopedic دایره المعارفی
stress circle دایره تنش
timbre دایره زنگی
domains حوزه دایره
perimeter [circumference] of a circle محیط دایره
absolute دایره نامحدود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com