Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
false edge
قسمت سوم عقبی تیغه سابر
Other Matches
sabers
مسابقه سابر با نوعی شمشیربا دسته منحنی و تیغه سفت
sabre
مسابقه سابر با نوعی شمشیربا دسته منحنی و تیغه سفت
sabres
مسابقه سابر با نوعی شمشیربا دسته منحنی و تیغه سفت
saber
مسابقه سابر با نوعی شمشیربا دسته منحنی و تیغه سفت
hilted
قسمت عقبی
beam ends
انتهای قسمت عقبی کشتی
beam-ends
انتهای قسمت عقبی کشتی
tailed
قسمت عقبی تخته موج
bird's nest
قسمت عقبی قرقره ماهیگیری
heel
قسمت عقبی سر چوب گلف
heel
قسمت عقبی بدنه قایق
tailblock
قسمت عقبی تخته موج
tail
قسمت عقبی تخته موج
tails
قسمت عقبی تخته موج
heels
قسمت عقبی سر چوب گلف
heels
قسمت عقبی بدنه قایق
quarter
یک چهارم زمان مسابقه قسمت عقبی کناره قایق
midriff
تیغه قسمت پایین سینه
midriffs
تیغه قسمت پایین سینه
coning angle
زاویه بین محور طولی تیغه ها و سطح مار بر نوک تیغه ها صرفنظر از خمش تیغه ها
scratch spin
چرخش روی قسمت جلویی تیغه اسکیت
tap loop jump
پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
toe loop jump
پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
sabreur
شمشیرباز سابر
molinello
ضربه دایرهای به سر در سابر
collective pitch control
کنترلی در رتورگرافی که زاویه تیغه یا پیچ همه تیغه ها را بطور یکسان و مستقل از وضعیت سمتی انها تغییرمیدهد
butted
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
trailng
عقبی
backpart
عقبی
posterior
عقبی
f. like
عقبی
the postern door
در عقبی
the next world
عقبی
the hereafter
عقبی
rearward
عقبی
retral
عقبی
hinder
عقبی
hindered
عقبی
hindering
عقبی
hinders
عقبی
hilted
عقبی
posticous
عقبی
ecphora
پیش آمدگی
[طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
terne
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
terneplate
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
quartersaw
الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
plank
قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
shuttling
حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
back panel
صفحه عقبی
back
عقبی گذشته
roundhouse
اطاق عقبی
backs
عقبی گذشته
postern
درب عقبی
long bone
که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
base section
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross disbursing
انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
the future
دنیای دیگر عقبی
fireback
دیواره عقبی کوره یابخاری
hind
عقبی پشت پای گاو
mizzenmast
دگل عقبی کشتی دو دگله
section
قسمت قسمت کردن برش دادن
sections
قسمت قسمت کردن برش دادن
fore and aft
واقع درطول کشتی جلوی و عقبی
leach
لبه عقبی بادبان جلو و عقب قایق
leeches
لبه عقبی بادبان جلو و عقب قایق
leech
لبه عقبی بادبان جلو و عقب قایق
round house
بازداشت گاه اطاق عقبی درعرشه بالای کشتی
fanfold
یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
split jump
پرش از لبه عقبی یک پا بانیم چرخش و پرتاب پا به بالا وبرگشت
scalper
پوشش روی پا و سم عقبی برای حفافت از ضربه پای جلو
shuttle
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles
حمل کردن قسمت به قسمت
executing agency
قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttled
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled
حمل کردن قسمت به قسمت
cover
مانورکردن بطوریکه قایق عقبی جلو نیفتد محافظت از بدن باشمشیر
coverings
مانورکردن بطوریکه قایق عقبی جلو نیفتد محافظت از بدن باشمشیر
covers
مانورکردن بطوریکه قایق عقبی جلو نیفتد محافظت از بدن باشمشیر
flips
پرش ازلبه خارجی عقبی اسکیت بانیم چرخش چرخیدن و پشتک زدن در هوا
flipped
پرش ازلبه خارجی عقبی اسکیت بانیم چرخش چرخیدن و پشتک زدن در هوا
flip
پرش ازلبه خارجی عقبی اسکیت بانیم چرخش چرخیدن و پشتک زدن در هوا
public relations officer
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachment
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
toe walley
پرش از لبه عقبی یک پا وچرخش کامل در هوا وبرگشت روی همان پا بکمک فشار نوک اسکیت
enlisted section
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
army nurse corps
قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
shuttles
بمباران قسمت به قسمت
shuttled
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttle
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttle
بمباران قسمت به قسمت
shuttled
بمباران قسمت به قسمت
throttling
عبور قسمت به قسمت
throttles
عبور قسمت به قسمت
throttled
عبور قسمت به قسمت
shuttles
راهپیمائی قسمت به قسمت
throttle
عبور قسمت به قسمت
parts per million
قسمت در میلیون قسمت
to sell in lots
قسمت قسمت فروختن
p.p.m
قسمت در یک میلیون قسمت
tucks
پای عقبی را پشت پای جلویی بردن پیش از فشار با هر دوپا
tucking
پای عقبی را پشت پای جلویی بردن پیش از فشار با هر دوپا
tuck
پای عقبی را پشت پای جلویی بردن پیش از فشار با هر دوپا
foot spot
نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
septum
تیغه
lamella
تیغه
knife edge
تیغه در
vane
تیغه
vanes
تیغه
knife-edges
تیغه در
curtain wall
تیغه
lamina
تیغه
knife-edge
تیغه در
baffling
تیغه
screened
تیغه
baffle
تیغه
curtain-wall
تیغه
baffles
تیغه
cutting edge
تیغه
baffled
تیغه
partition wall
تیغه
bulkheads
تیغه
boffle
تیغه
boom
تیغه
fins
تیغه
partition
تیغه
knife
تیغه
partitions
تیغه
knifed
تیغه
knifes
تیغه
blade
تیغه
screens
تیغه
screen
تیغه
tail fin
تیغه دم
screening, screenings
تیغه
fin
تیغه
wedge
تیغه
wedged
تیغه
wedges
تیغه
wedging
تیغه
booms
تیغه
bulkhead
تیغه
booming
تیغه
boomed
تیغه
rib
تیغه
baffles
تیغه لامپ
commutator bar
تیغه جابجاگر
plane knife
تیغه رنده
non load bearing wall
دیوار تیغه
guide vane
تیغه راهنما
frame partition
تیغه تیرپایهای
plain rib
تیغه ساده
frame partition
تیغه قالبی
partition wall
دیوار تیغه
plane iron
تیغه نجاری
brick up
تیغه کشیدن
guide vane
تیغه هادی
butt rib
تیغه انتهایی
masons
تیغه کشیدن
mason
تیغه کشیدن
baffling
تیغه بلندگو
fan blade
تیغه پروانه
non bearing wall
دیوار تیغه
spar
تیغه
[کشتی]
webs
تیغه تیر
foible
تیغه شمشیر
foibles
تیغه شمشیر
deep beam
تیر تیغه
rudder
تیغه سکان
rudders
تیغه سکان
lathe tool
تیغه تراش
knived
تیغه دار
costa
تیغه در بدنه
load bearing partition
تیغه باربر
baffles
تیغه بلندگو
mould boar
تیغه نهرکن
boom
تیغه
[کشتی]
baffled
تیغه لامپ
baffled
تیغه بلندگو
baffle
تیغه لامپ
edge stress
تنش تیغه
baffle
تیغه بلندگو
drop keel
تیغه میانی
web
تیغه تیر
bulkheads
تیغه دیواره
switch blade
تیغه کلید
stirring blade
تیغه همزن
partitions
دیوار تیغه
blade
تیغه شمشیر
partition
دیوار تیغه
blade shank
ساقه تیغه
blade root
ریشه تیغه
blade face
روی تیغه
bulkhead
تیغه دیواره
blade back
پشت تیغه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com