English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
English Persian
germ plasm قسمت قابل توارث نطفه
Other Matches
heritable قابل توارث
inheritable قابل توارث
heritably بطور قابل توارث
inheritably بطور قابل توارث
heritable بارث رسیدنی قابل توارث
state of in her itance ملک یا دارایی قابل توارث
hereditable قابل توارث وارثت پذیر
life peer لرد یا اشرافی غیر قابل توارث
life peers لرد یا اشرافی غیر قابل توارث
divisible قابل قسمت بخش پذیر
fairways قسمت قابل کشتیرانی رودخانه یا خلیج
fairway قسمت قابل کشتیرانی رودخانه یا خلیج
primed عددی که فقط قابل قسمت به خودش و یک باشد
primes عددی که فقط قابل قسمت به خودش و یک باشد
prime عددی که فقط قابل قسمت به خودش و یک باشد
linear روش شکستن ریاضی مشکل به طوری که دو قسمت باکامیوتر قابل حل باشد
war head قسمت قابل انفجار اژدر که هنگام مشق کردن برداشته میشود
descents توارث
succession توارث
successions توارث
descent توارث
inheritance توارث
inheritances توارث
hereditably بطورقابل توارث
hologyny توارث مادری
inheritability قابلیت توارث
nulliplex inheritance توارث نهفته
polygenic inheritance توارث چند ژنی
germen نطفه
germicide نطفه کش
spermatozoa نطفه
the seminal fluid نطفه
spermatozoon نطفه
semen نطفه
sperms نطفه
sperm نطفه
cachalot نطفه
heredity تمایل برگشت باصل توارث
germ cell سلول نطفه
matrices نطفه گاه
gonium سلول نطفه
yoke محتویات نطفه
spermatogenetic نطفه اور
spermatogenetic موجد نطفه
spermatogenesis تشکیل نطفه
yolk محتویات نطفه
yolks محتویات نطفه
inception بستن نطفه
spermatogenesis ایجاد نطفه
salique law محرومیت اولاداناث از توارث تاج وتخت
conception رای انعقاد نطفه
conceptions رای انعقاد نطفه
epigenesis تشکیل نطفه ازنو
salic law محرومیت اولاد اناث از توارث تاج وتخت
zoon تنها محصول یک نطفه واحد
seminiferous ایجاد کننده بذر یا نطفه
ovum سلول نطفه ماده تخمک
spermatial وابسته به نطفه نر جلبکها نطفهای
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
spermatozoa یاخته متحرک نطفه بالغ جنس نر
spermatozoon یاخته متحرک نطفه بالغ جنس نر
gonogenesis کمال و بلوغ سلول نطفه یاجرثومه
spermatium نطفه یایاخته نر غیر متحرک موجودات پست
biosphere قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
ecphora پیش آمدگی [طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
quartersaw الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
terneplate ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
terne ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
shuttling حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
plank قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
genetics واختلاف موجودات و مکانیسم انان در اثر توارث بحث میکند نسل شناسی
long bone که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross disbursing انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
section قسمت قسمت کردن برش دادن
sections قسمت قسمت کردن برش دادن
fanfold یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
shuttles حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles قسمت قسمت حرکت کردن
executing agency قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttled حمل کردن قسمت به قسمت
theory of epigensis فرض اینکه نطفه بوجودمیایدنه اینکه ازپیش بوده وپس ازمواقعه
public relations officers رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officer رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachment یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
army nurse corps قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
shuttles بمباران قسمت به قسمت
shuttles راهپیمائی قسمت به قسمت
parts per million قسمت در میلیون قسمت
shuttled بمباران قسمت به قسمت
shuttled راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttle بمباران قسمت به قسمت
shuttle راهپیمائی قسمت به قسمت
p.p.m قسمت در یک میلیون قسمت
to sell in lots قسمت قسمت فروختن
throttle عبور قسمت به قسمت
throttling عبور قسمت به قسمت
throttled عبور قسمت به قسمت
throttles عبور قسمت به قسمت
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
forward overlap پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
cross refer از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
division police petty officer درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
railway division قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
adducible قابل اضهار قابل ارائه
sensible قابل درک قابل رویت
presentable قابل نمایش قابل تقدیم
elastic قابل کش امدن قابل انعطاف
changeable قابل تعویض قابل تبدیل
exigible قابل تقاضا قابل ادعا
observable قابل مشاهده قابل گفتن
bilable قابل رهایی قابل ضمانت
presumable قابل استنباط قابل استفاده
exigible قابل مطالبه قابل پرداخت
transferable قابل واگذاری قابل انتقال
achievable قابل وصول قابل تفریق
presentable قابل معرفی قابل ارائه
flexile قابل تغییر قابل تطبیق
tenable قابل مدافعه قابل تصرف
thankworthy قابل تشکر قابل شکر
combustible قابل سوزش قابل تراکم
cellular unit یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
capacities حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
visual display unit ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display terminal ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
skag قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skeg قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
irrefrangible غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
inconvertible غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
indemonstrable غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
floatable قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
indiscoverable غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
head stall قسمت سر
agency قسمت
cross section of a gravity dam قسمت
installments قسمت
internode قسمت
agencies قسمت
caboodle قسمت
rasher قسمت
piece قسمت
compartmental قسمت قسمت
instalments قسمت
instalment قسمت
in sections قسمت قسمت
rashers قسمت
dole قسمت
sections قسمت
kismet قسمت
components قسمت
component قسمت
it fell to my lot to go قسمت
grist قسمت
plank قسمت
in part در یک قسمت
pieces قسمت
canto قسمت
cantos قسمت
department قسمت
batches قسمت
snick قسمت
percentages قسمت
percentage قسمت
segments قسمت
divisions قسمت
batch قسمت
units قسمت
departments قسمت
part قسمت
feck قسمت
sect قسمت
underfoot قسمت کف پا
division قسمت
segment قسمت
unit قسمت
section قسمت
party قسمت
partition قسمت
sects قسمت
portion قسمت
ratio قسمت
piecemeal قسمت به قسمت
Corp قسمت
compartments قسمت
ratios قسمت
arm قسمت
compartment قسمت
detachment قسمت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com