Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
runner
قسمت متحرک طناب
runners
قسمت متحرک طناب
Other Matches
hauling part
قسمت متحرک
aileron
قسمت متحرک بال هواپیما
trombone
شیپور دارای قسمت میانی متحرک
actuator piston
قسمت متحرک یک عمل کننده یامحرک هیدرولیکی یانیوماتیکی
oogamous
دارای یاخته جنسی نر کوچک و متحرک و یاخته ماده بزرگ و غیر متحرک
pay out the rope
طناب را شل کنیدتاباز شود طناب رابدهیدبیاید
operating slide
دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
lanyard
طناب کوتاه طناب کمر
lanyards
طناب کوتاه طناب کمر
cargo sling
طناب بستن محمولات به زیرهلی کوپتر طناب باربندی هلی کوپتر یا خودرو
butted
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butts
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
how long is the rope
درازی طناب چقدر است طناب چند متر است
terneplate
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
terne
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
quartersaw
الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
ecphora
پیش آمدگی
[طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
shuttling
حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
plank
قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
long bone
که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
bight
حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
cross disbursing
انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
base section
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
sections
قسمت قسمت کردن برش دادن
section
قسمت قسمت کردن برش دادن
non rotating wire rope
طناب سیمی یک سو با مغزی طناب سیمی نپیچ
fanfold
یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
shuttled
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle
قسمت قسمت حرکت کردن
executing agency
قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttles
حمل کردن قسمت به قسمت
public relations officers
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officer
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachment
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
enlisted section
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
army nurse corps
قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
parts per million
قسمت در میلیون قسمت
shuttles
راهپیمائی قسمت به قسمت
to sell in lots
قسمت قسمت فروختن
p.p.m
قسمت در یک میلیون قسمت
shuttle
راهپیمائی قسمت به قسمت
throttling
عبور قسمت به قسمت
shuttle
بمباران قسمت به قسمت
shuttles
بمباران قسمت به قسمت
throttled
عبور قسمت به قسمت
shuttled
راهپیمائی قسمت به قسمت
throttles
عبور قسمت به قسمت
throttle
عبور قسمت به قسمت
shuttled
بمباران قسمت به قسمت
forward overlap
پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
drawbridge
پل متحرک
moveable
متحرک
movable dam
سد متحرک
movable bridge
پل متحرک
drawbridges
پل متحرک
vagile
متحرک
vagility
متحرک
bascule bridge
پل متحرک
locomotory
متحرک
remote
متحرک
lock
سد متحرک
ambulant
متحرک
locks
سد متحرک
remoter
متحرک
floating
متحرک
moving
متحرک
dynamically
متحرک
dynamic
متحرک
mobiles
متحرک
mobile
متحرک
remotest
متحرک
cross refer
از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
slide valve
سوپاپ متحرک
slide valve
دریچه متحرک
working fluid
سیال متحرک
spermatozoid
یاخته نر و متحرک
semimobile
نیمه متحرک
floating capital
سرمایه متحرک
nephroptosis
کلیه متحرک
cabin scooter
قفسه متحرک
floating crane
جرثقیل متحرک
sedentary
غیر متحرک
floating bridge
پل متحرک موقتی
zoogamete
جنس متحرک
slipknot
گره متحرک
breech block carrier
الات متحرک
gradients
مدرج متحرک
on the wing
سیار متحرک
gradient
مدرج متحرک
floating kidney
کلیه متحرک
sliding wedge
کشوی متحرک
escalade
پله متحرک
wanding kidney
کلبه متحرک
travelling crane
جرثقیل متحرک
jack knife bridge
پل متحرک تاشو
flying lines
لولههای متحرک
propelled mine
مین متحرک
transient target
هدف متحرک
quadrantal davit
جرثقیل متحرک
quicksand
ماسه متحرک
diarthrosis
مفصل متحرک
roll kitchen
اشپزخانه متحرک
crossing target
هدف متحرک
hot money
پول متحرک
turrets
برج متحرک
turret
برج متحرک
floating
متحرک برروی اب
draw arch
طاق پل متحرک
walking library
کتابخانه متحرک
piston
میله متحرک
walking dictionary
فرهنگ متحرک
pistons
میله متحرک
locomotor
جنبده متحرک
floating tool
ابزار متحرک
floating tool holder
ابزارگیر متحرک
vacillant
متحرک اونگی
fluid capital
سرمایه متحرک
dynamic economy
اقتصاد متحرک
undersurface
متحرک درزیرسطح
dynamic balay
حمایت متحرک
flying machine
بارفیکس متحرک
crankpin
یاتاقان متحرک
slides
غلاف متحرک
living corpse
مرده متحرک
undersea
متحرک در زیراب
mobile homes
خانه متحرک
mobile home
خانه متحرک
jibbing
بازوی متحرک
drawbridge
دریچه متحرک
jibs
بازوی متحرک
animation
نقاشی متحرک
animations
نقاشی متحرک
mobile station
فرستنده متحرک
moving stairway
پله متحرک
moving staircase
پله متحرک
counter-poise
پل متحرک باسکولی
jib
بازوی متحرک
escalator
پلکان متحرک
moving staircase
پلکان متحرک
moving stairway
پلکان متحرک
escalator
پله متحرک
mobile reserve
احتیاط متحرک
mobile plant
دستگاه متحرک
mobile
جنگ متحرک
fluids
مایع متحرک
fluid
مایع متحرک
mobile defense
پدافند متحرک
travelling load
بار متحرک
mobile charge
بار متحرک
boom
بازوی متحرک
boomed
بازوی متحرک
booming
بازوی متحرک
sliding
چهارچوب متحرک
mobile phase
فاز متحرک
booms
بازوی متحرک
drawbridges
دریچه متحرک
slide
غلاف متحرک
mobile warfare
جنگ متحرک
bascule bridge
پل متحرک باسکولی
swirl
گرداب متحرک
swirled
گرداب متحرک
swirling
گرداب متحرک
swirls
گرداب متحرک
stepladder
نردبان متحرک
stepladders
نردبان متحرک
escalator
: پلکان متحرک
bailey bridge
پل متحرک وموقتی
mobiles
جنگ متحرک
adjustment wheel
چرخ متحرک
moving loads
بارهای متحرک
moving average
میانگین متحرک
adjustable seat
صندلی متحرک
adjustable support
پایه متحرک
moving head
با نوک متحرک
movable head
با نوک متحرک
adjusting lever
اهرم متحرک
adjustable shelf
صفحه متحرک
adjustment pedal
پدال متحرک
adjustment slide
فلز متحرک
locomotive
متحرک لوکوموتیو
locomotives
متحرک لوکوموتیو
jibbed
بازوی متحرک
airmobile
متحرک هوایی
gangway
پلکان متحرک
escalators
پلکان متحرک
escalators
پله متحرک
adjustable conduit attachment fixture
آویز متحرک
gangways
پلکان متحرک
escalator
پلکان متحرک
escalator
پله متحرک
escalators
: پلکان متحرک
mobile turnable ladder
نردبان متحرک
abarticulation
مفصل متحرک
hydraulics
فن استفاده از نیروی اب متحرک
movable support
تکیه گاه متحرک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com