Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 238 (22 milliseconds)
English
Persian
partition
قسمت کردن
partitions
قسمت کردن
divide
قسمت کردن
divides
قسمت کردن
sect
قسمت کردن
sects
قسمت کردن
whack up
قسمت کردن
Search result with all words
outside
خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
outsides
خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
fraction
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
fractions
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
section
قسمت قسمت کردن برش دادن
sections
قسمت قسمت کردن برش دادن
trim
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
trimmest
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
trims
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
partitioning
قسمت بندی کردن
shuttle
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles
حمل کردن قسمت به قسمت
poop
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
quarter
به چهار قسمت مساوی تقسیم کردن
choke bore
روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
cost center
قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
cross refer
از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
departmentalize
بچند قسمت کردن
head down
دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
head off
دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
pouf
قسمت پف کردن
quartersaw
الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
subdevice
قسمت کردن مجدد
tierce
به سه قسمت تقسیم کردن
war head
قسمت قابل انفجار اژدر که هنگام مشق کردن برداشته میشود
write protect
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
Other Matches
butts
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
terneplate
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
ecphora
پیش آمدگی
[طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
terne
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
plank
قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
shuttling
حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
long bone
که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
base section
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross disbursing
انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
fanfold
یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
executing agency
قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
public relations officer
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachment
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
enlisted section
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
army nurse corps
قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
shuttled
بمباران قسمت به قسمت
p.p.m
قسمت در یک میلیون قسمت
to sell in lots
قسمت قسمت فروختن
throttles
عبور قسمت به قسمت
throttled
عبور قسمت به قسمت
throttle
عبور قسمت به قسمت
shuttle
بمباران قسمت به قسمت
shuttle
راهپیمائی قسمت به قسمت
parts per million
قسمت در میلیون قسمت
shuttled
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttles
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttles
بمباران قسمت به قسمت
throttling
عبور قسمت به قسمت
forward overlap
پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
division police petty officer
درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
railway division
قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
cellular unit
یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
skag
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skeg
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
detachments
قسمت
partitions
قسمت
canto
قسمت
head stall
قسمت سر
portion
قسمت
batches
قسمت
kismet
قسمت
sections
قسمت
portions
قسمت
divisions
قسمت
detachment
قسمت
pieces
قسمت
piece
قسمت
dole
قسمت
piecemeal
قسمت به قسمت
partition
قسمت
grist
قسمت
internode
قسمت
snick
قسمت
it fell to my lot to go
قسمت
compartmental
قسمت قسمت
section
قسمت
unit
قسمت
batch
قسمت
in sections
قسمت قسمت
units
قسمت
agency
قسمت
agencies
قسمت
rasher
قسمت
rashers
قسمت
party
قسمت
cantos
قسمت
part
قسمت
segments
قسمت
components
قسمت
ratios
قسمت
departments
قسمت
caboodle
قسمت
arm
قسمت
segment
قسمت
cross section of a gravity dam
قسمت
compartments
قسمت
data division
قسمت
component
قسمت
compartment
قسمت
instalments
قسمت
Corp
قسمت
instalment
قسمت
installments
قسمت
underfoot
قسمت کف پا
percentages
قسمت
department
قسمت
percentage
قسمت
sects
قسمت
sect
قسمت
feck
قسمت
ratio
قسمت
in part
در یک قسمت
division
قسمت
plank
قسمت
department
قسمت شعبه
initialling
اولین قسمت
subsection
قسمت فرعی
subsections
قسمت فرعی
forepart
قسمت جلو
personnel section
قسمت پرسنلی
leg
بخش قسمت
detachment
قسمت زیرامر
section
بخش قسمت
operating agency
قسمت اجرایی
initials
اولین قسمت
forehand
قسمت ممتاز
foreparts
قسمت جلو
northwards
قسمت شمالی
bulk
قسمت بزرگ
palmation
قسمت پنجهای
bulk
قسمت عمده
interest
سهم
[قسمت]
sections
بخش قسمت
beginnings
قسمت اول
beginning
قسمت اول
forehands
قسمت ممتاز
key facility
قسمت مهم
shares
بهره قسمت
staff
قسمت ستاد
sapper
قسمت مهندسی
sappers
قسمت حفاری
intercommand
بین قسمت
intelligence service
قسمت اطلاعات
engineer division
قسمت مهندسی
sappers
قسمت مهندسی
departments
قسمت هیئت
vaward
قسمت جلو
staddle
قسمت تحتانی
share
بهره قسمت
staffs
قسمت ستاد
departments
قسمت شعبه
staffed
قسمت ستاد
installation type
نوع قسمت
installation property
دارایی قسمت
sapper
قسمت حفاری
initial
اولین قسمت
aircraft section
قسمت هواپیمایی
legs
بخش قسمت
interservice
داخل قسمت
foot
قسمت پایینی
initialled
اولین قسمت
detachments
قسمت زیرامر
standing part
قسمت ایستا
trichotomous
دارای سه قسمت
initialing
اولین قسمت
upside
بالاترین قسمت
initialed
اولین قسمت
standing part
قسمت ثابت
detail part
قسمت مفصل
detail group
قسمت بیگاری
department
قسمت هیئت
overflow section
قسمت سر ریز سد
shared
بهره قسمت
installation property
اموال قسمت
signal corps
قسمت مخابرات
portion
سرنوشت قسمت
service
قسمت یکان
channel
قسمت عمیق اب
tripartition
قسمت سوم
where
درکدام قسمت
sales department
قسمت فروش
sale department
قسمت فروش
northward
قسمت شمالی
better part
قسمت بیشتر
active federal service
قسمت کادر
concertina fold
یک قسمت به یک جهت
actine
قسمت خارجی
chapters
قسمت باب
quotients
خارج قسمت
serviced
قسمت یکان
topsides
قسمت بالا
midst
قسمت وسط
linear portion
قسمت خطی
channels
قسمت عمیق اب
retraining command
قسمت ندامتگاه
portions
سرنوشت قسمت
chapter
قسمت باب
control section
قسمت کنترل
channelled
قسمت عمیق اب
quotient
خارج قسمت
channeled
قسمت عمیق اب
running part
قسمت رونده
channeling
قسمت عمیق اب
top round
قسمت گرد
division officer
افسر قسمت
topside
قسمت بالا
divisional officer
افسر قسمت
medical department
قسمت بهداری
active installation
قسمت فعال
quaternion
قسمت چهارگانه
component
عضو قسمت
service department
قسمت خدمات
advance point
قسمت نوک
radicals
قسمت اصلی
radical
قسمت اصلی
advance point
قسمت سر جلودار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com