English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
subgrade قشر بستر جاده
Search result with all words
raod bed بستر جاده
Other Matches
bed factor ضریب بستر که بستگی به وضعیت مواد رسوبی متحرک در کف بستر دارد
divided highway [American E] شاهراه چند خطی [جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
underpasses مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpass مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
emerging traffic جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
merging traffic ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
road screen پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
going وضع جاده زمین جاده
service road جاده کناری جاده سرویس
track clearer جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
road distance مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
nacelle بستر
bedfellows هم بستر
floors بستر
floored بستر
floor بستر
headstock بستر
head stock بستر
doss بستر
beds بستر
abed در بستر
bedfellow هم بستر
sack بستر
bed بستر
sacks بستر
sacked بستر
bedder سنگ بستر
hot bed بستر گرم
lie up در بستر ماندن
bottom profile نمایه بستر
stream bed بستر ابراهه
sub base زیر بستر
card bed بستر کارتها
river bed بستر رودخانه
bed width عرض بستر
stationary bed بستر ساکن
sick bed بستر بیماری
bed waves موج بستر
bed ripples موج بستر
sea bed بستر دریا
bedside کنار بستر
bed materials رسوبات بستر
natural bed بستر طبیعی
ocean floor بستر اقیانوس
seabed بستر اقیانوس
seabed بستر دریا
the bed of a river بستر یک رود
beds بستر پشته
kip در بستر رفتن
bed and breakfast بستر و صبحانه
bed factor ضریب بستر
bedrock سنگ بستر
bedrock بستر سنگ
astir بیرون از بستر
arroyo بستر نهر
decumbent در بستر خوابیده
kip خوابیدن بستر
riverbed بستر رودخانه
death bed بستر مرگ
bed بستر پشته
bed material رسوبات بستر
childbed بستر زایمان
river beds بستر رودخانه
kipping خوابیدن بستر
kipping در بستر رفتن
kipped خوابیدن بستر
kipped در بستر رفتن
deathbed بستر مرگ
sand cushion بستر ماسهای
cuddles در بستر راحت غنودن
excavation in river bed خاکبرداری در بستر رودخانه
bed rock ledge لایه سنگی کف بستر
he fell ill به بستر بیماری افتاد
bed بستر زیر کار
fluid bed polymerization بسپارش در بستر سیال
river bed level تراز بستر رودخانه
bituminuos gravel base بستر شنی قیردار
cuddle در بستر راحت غنودن
cuddled در بستر راحت غنودن
cuddling در بستر راحت غنودن
iceman یخی بستر دوران یخ
bed load بار متحرک بستر
fluid bed vulcanization وولکانش در بستر سیال
fixed bed polymerization بسپارش در بستر ثابت
beds بستر زیر کار
summer bed of a river بستر تابستانی رودخانه مسیل
lie-in در بستر زایمان بودن ارزیدن
lie in در بستر زایمان بودن ارزیدن
flat bed plotter رسام با بستر تخت مسطح
strath بستر پهن مسیر رودخانه
lying in در بستر خوابی دوره نفاس
he is out and a bout از بستر برخاسته و اماده بیرون رفتن است
caisson اطاقکی که جهت دستیابی به بستر رودخانه به سمت پایین گودبرداری میشود
snag boat کشتی بخاری کوچک که با ان بستر رودخانه هارا ازموانع پاک می کنند
bedsore زخمی که بعلت خوابیدن متمادی در بستر و نرسیدن خون کافی به پشت بیماران ایجادمیشود
road blocks سد جاده
road block سد جاده
track جاده
tracked جاده
hard core پی جاده
tracks جاده
way جاده
pathway جاده
pathways جاده
invious بی جاده
causeways جاده
ruts رد جاده
road جاده
roads جاده
roadway جاده
roadways جاده
roadless بی جاده
causeway جاده
path جاده
paths جاده
blocking سد جاده
rut رد جاده
lines جاده
road bed کف جاده
route جاده
roadbed کف جاده
pad جاده
line جاده
roadability جاده رو
roadable جاده رو
routes جاده
turnpike جاده
turnpikes جاده
pads جاده
clearing iron جاده پاک کن
chip spreader جاده صاف کن
road builder جاده ساز
pack road جاده مال رو
road junction تقاطع جاده
collective goods مانند جاده
road net شبکه جاده ها
road roller جاده صاف کن
by path جاده فرعی
spur track جاده فرعی
by the side of the road در کنار جاده
by way جاده پرت
road clearance تخلیه جاده
molecular attracticm جاده ذرات
byroad جاده فرعی
concrete pavement جاده بتنی
road capacity فرفیت جاده
roadwheel چرخ جاده
criterium مسابقه جاده
to beat a path کوبیدن یک جاده
hard core زیرسازی جاده
pathless بدون جاده
overhead roadway جاده هوایی
operational route جاده رزمی
operational route جاده عملیاتی
secondary road جاده درجه دو
open route جاده باز
double flow route جاده دو خطه
single carriageway road راه با یک جاده
high road جاده عمده
steam roller جاده صاف کن
single flow جاده یک مسیره
lateral route جاده عرضی
post road جاده پستی
frontage road جاده کناری
screed شمشه جاده
cross country خارج از جاده
cross road تقاطع جاده
third class road جاده درجه سه
cross trail جاده عرضی
the road was impaired جاده خراب شد
the impediment of a road پا گیرهای جاده
diverticulum جاده فرعی
double flow route جاده دوطرفه
route reconnaissance شناسایی جاده
drive way جاده خیابان
the impediment of a road موانع جاده
provincial road جاده محلی
profile of the road نیمرخ جاده
jacob's ladder جاده شیری
roadsides کنار جاده
main roads جاده اصلی
streets خیابانی جاده
street خیابانی جاده
spurs جاده انشعابی
spurring جاده انشعابی
spur جاده انشعابی
sidetracked جاده فرعی
wayside کنار جاده
roadside کنار جاده
tracks خط اهن جاده
tracked خط اهن جاده
track خط اهن جاده
sea lanes جاده دریایی
sea lane جاده دریایی
sidetrack جاده فرعی
street traffic ترافیک [جاده]
bridle path جاده اسب رو
main road جاده اصلی
paths جاده مال رو
path جاده مال رو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com