Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (9 milliseconds)
English
Persian
error burst
قطار خطاها
Other Matches
to limber up
پیش قطار و پس قطار توپ رابهم بستن
to limber up a gun carriage
پیش قطار و پس قطار توپ رابهم بستن
error list
سیاهه خطاها
corrupts
معرف خطاها به داده یا برنامه
corrupting
معرف خطاها به داده یا برنامه
corrupted
معرف خطاها به داده یا برنامه
corrupt
معرف خطاها به داده یا برنامه
balances
برای همه خطاها یکسان است
balance
برای همه خطاها یکسان است
debugs
آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
debug
آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
debugged
آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
multigage
قطار راه اهن چند ریله قطار چند ریله
diagnostic
تابعی در برنامه برای کمک به یافتن خطاها در سیستم کامپیوتری
check
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
checked
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
checked
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
ate
که میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را در مورد خطاها یا اشتباهها بررسی کند
check
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
checks
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
digits
عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
parity
برای خطاها و اینکه داده دودویی ارسالی آسیب ندیده است
checks
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
compiler
خصوصیتی در کامپایلر که به برنامه نویس کمک میکند خطاها را پیدا کند
digit
عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
diagnostic
روش محل یابی خطاها درنرم افزاز یا سخت افزار با بررسی مدارها یا برنامه ها
debugs
نرم افزاری که درست کار میکند و تمام خطاها پاک و اصلاح شده اند
debugged
نرم افزاری که درست کار میکند و تمام خطاها پاک و اصلاح شده اند
debug
نرم افزاری که درست کار میکند و تمام خطاها پاک و اصلاح شده اند
walkthrough
جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
diagnostic
وسیله سخت افزاری یانرم افزاری که کمک به یافتن خطاها میکند
automatics
کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
automatic
کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
dump
نقط های در برنامه که برنامه و داده اش در محل ذخیره سازی حفظ شده اند تا از اثرات خطاها جلوگیری شود
colleagues
هم قطار
colleague
هم قطار
rows
قطار
conpanion
هم قطار
compeer
هم قطار
tandem
قطار
tandems
قطار
string
قطار
file
قطار
filed
قطار
train
قطار
row
قطار
rowed
قطار
trained
قطار
trains
قطار
Hamming code
سیستم کدگذتاری که از بیتهای بررسی برای تشخیص و تصحیح خطاها در داده ارسالی استفاده میکند که بیشتر در سیستمهای متن راه دور استفاده میشود
locomotive operator
[British E]
راننده قطار
The train ran off the rails.
قطار از خط خارج شد
train operator
[American E]
راننده قطار
freight trains
قطار باری
freight train
قطار باری
railroad engineer
[American E]
راننده قطار
wagon master
رئیس قطار
light engineh
لوکوموتیو بی قطار
in a row
قطار شده
pulse train
قطار تپشها
sleeping carriage
خوابگاه قطار
locomotive engineer
[American E]
راننده قطار
train of waves
قطار موج
wave train
قطار موج
locomotive driver
[British E]
راننده قطار
train driver
راننده قطار
When does the train arrive?
قطار کی می رسد؟
railway station
ایستگاه قطار
train ride
گردش با قطار
i lost the train
به قطار نرسیدم
electric train
قطار برقی
rank
قطار رشته
trains
پیش قطار
goods train
قطار باربری
trained
پیش قطار
row
قطار راسته
rowed
قطار راسته
rows
قطار راسته
truck
واگن قطار
trucked
واگن قطار
cross belt
قطار حمایل
trucks
واگن قطار
trucking
واگن قطار
prime mover
پیش قطار
prime movers
پیش قطار
primers
پیش قطار
ranks
قطار رشته
ranked
قطار رشته
primer
پیش قطار
train
پیش قطار
goods trains
قطار باربری
a thorugh train
قطار بدون توقف
for
تحویل روی قطار
goods trains
قطار حمل کالا
intercity train
قطار بین شهری
trolley
[American E]
[old-fashioned]
قطار برقی خیابان
dining car
واگن رستوران قطار
trolleycar
[American E]
[old-fashioned]
قطار برقی خیابان
tramcar
[British E]
قطار برقی خیابان
tram
[British E]
قطار برقی خیابان
streetcar
[American E]
[old-fashioned]
قطار برقی خیابان
streamliner
قطار سریع وشیک
dining cars
واگن رستوران قطار
parlor car
سالن استراحت قطار
buffer-bar
[railway]
ضرب خور
[قطار]
the train runs without a stop
قطار بدون ایست
time bill
برنامه حرکت قطار
i lost the train
قطار را از دست دادم
When wI'll the train arrive ?
چه وقت قطار می آید ؟
goods train
قطار حمل کالا
buggie
پیش قطار توپ
train journey from ... over ... to ...
مسافرت با قطار از ... از راه ... به ...
caboose
اطاق کارگران قطار
containers
قطار و کشتی بکاربرده میشود
container
قطار و کشتی بکاربرده میشود
What time does the train arrive in London?
چه وقت قطار به لندن می رسد؟
Does this train go to ... ?
آیا این قطار به ... میرود؟
intercity train
قطار بین شهری با توقف
We rushed ( hurried ) back to the train station.
با عجله بر گشتیم ایستگاه قطار
The train was 10 minutes late.
قطار 10 دقیقه دیر رسید
free on rail
تحویل کالا روی قطار
The train came in on time .
قطار به موقع رسید ( سروقت )
When does the train
[bus]
to ... depart?
قطار
[اتوبوس]
به ... کی حرکت می کند؟
foulest
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouls
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouled
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foul
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouler
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
slip carriage
واگنی که از قطار راه اهن ول میشود
boat train
[خط ]
قطار با ارتباط به کشتی
[برای سفر]
lounge car
قطار دارای سالن استراحت وتفریح
Does the train stop in London?
آیا قطار در لندن توقف دارد؟
in the centre near the railway station
در مرکز شهر نزدیک ایستگاه قطار
Do I have to change trains?
آیا باید قطار عوض کنم؟
Is there a train to the airport?
آیا برای فرودگاه قطار هست؟
How long does the train stop here?
چه مدت قطار اینجا توقف دارد؟
rail capacity
حداکثرفرفیت کشش ریلها از نظرتعداد قطار در روز
freight lighter
قطار سریع السیر جهت حمل کانتینر
What platform does the train to York leave from?
قطار یورک از کدام سکو حرکت می کند؟
Is this the train to Liverpool?
آیا این قطار شهر لیورپول است؟
There is a train to London at 8.
یک قطار برای شهر اختر در ساعت 8 هست؟
I want to leave the car in the railway station
من میخواهم اتومبیل را در ایستگاه قطار تحویل بدهم.
Is the train from Leeds late?
آیا قطار شهر لیدز تاخیر دارد؟
limber
عراده را به عقب توپ بستن پیش قطار
I missed the connection.
من اتوبوس
[قطار هواپیمای]
رابط را از دست دادم.
Luchily for me the train was late.
خوش شانسی آوردم قطار دیر رسید
What platform does the train from York arrive at?
قطار یورک در کدام سکو توقف می کند؟
Is this the right platform for the train to London?
آیا این سکوی قطار لندن است؟
When is the next train to Oxford?
چه وقت قطار بعدی به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
convention international de merchandies
عهدنامه بین المللی جهت حمل کالا با قطار
parliamentary train
قطار راه اهنی که میلی یک PENNY بیشتر از مسافرنمیگیرد
Is there enough time to change trains?
آیا برای تعویض قطار وقت کافی دارم؟
You have to change at London.
شما باید در لندن قطار تان را عوض کنید.
Change at London and get a local train.
در لندن عوض کنید و یک قطار محلی سوار شوید.
Your train will leave from platform 8.
قطار شما از سکوی شماره 8 حرکت خواهد کرد.
switch
روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
When is the last train to Oxford?
چه وقت آخرین قطار به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
Do the trains connect?
[خط]
قطارها به هم اتصال دارند؟
[برای عوض کردن قطار]
switched
روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
switches
روشن کردن برق بخط دیگر انداختن قطار
To alight from a bus(tarin,car).
پایین آمدن (پیاده شدن از اتوبوس .قطار و اتو مبیل )
ferrybridge
کشتی ای که قطار راه اهن راازروی رودخانه یاخلیج میبرد
streamliner
قطار یا هواپیمایی که مقاومت هوا را درهم شکسته وانرا تعدیل کند
highball
یک لیوان بزرگ ویسکی یا عرق مخلوط بانوشابه گازدار قطار سریع السیر
drawbar
میلهای که واگونهای قطار رابه لکوموتیو متصل میکند میله اتصال واگون
Consider yourself lucky
[fortunate]
(that) you weren't on the train at that time.
شما باید خودتان را خوش شانس
[خوشبخت]
در نظر بگیرید
[که]
در آن زمان در قطار نبودید.
limber chest
جعبه حمل مهمات توپخانه جعبه پیش قطار
demurrage
هزینه معطلی در حمل با قطار یا کشتی هزینههای معطلی
get off
<idiom>
پایین آمدن یا بیرون آمدن از (اتوبوس ،قطار)
cross belt
کمربند حمایل قطار حمایل فشنگ
towbar
اهرم یدک کش اهرم پیش قطار
detrain
از قطار پیاده شدن یا پیاده کردن
trainable
تربیت شدنی قطار شدنی
freightliner
شرکت حمل و نقل کننده کالا قطار سریع السیر جهت حمل کالا در مسافتهای دور قطاری که کانتینر حمل می نمایدfreight
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com