English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
acid depolarization قطبش زدایی اسیدی
Other Matches
depolarization قطبش زدایی
acid radical ریشه با بنیان اسیدی رادیکال اسیدی
error trapping اشتباه زدایی غلط زدایی
dehydroisomerization همپارش با هیدروژن زدایی ایزومر شدن با هیدروژن زدایی
acid reduction کاهش در محیط اسیدی کاهش اسیدی
polarities قطبش
polarization قطبش
polarity قطبش
polarimetry قطبش سنجی
polarizability قطبش پذیری
polarization of a medium قطبش محیط
polarization of light قطبش نور
polarization plane صفحه قطبش
polarization potential پتانسیل قطبش
polarograph قطبش سنج
pole changer تغییردهنده قطبش
concentration polarization قطبش غلظتی
battery polarization قطبش باتری
polarimeter قطبش سنج
lattice polarization قطبش شبکه
horizontal polarization قطبش افقی
polariscope قطبش نما
left hand polarization قطبش چپ گرد
left handed polarization قطبش چپ گرد
dielectric polarization قطبش دی الکتریکی
atomic polarization قطبش اتمی
polarity changer تغییر دهنده قطبش
molecular polarizability قطبش پذیری مولکولی
ionic polyrizability قطبش پذیری یونی
polarizing قطبش دادن دوقطبی ساختن
deformation polarizability قطبش پذیری تغییر شکل
polarised قطبش دادن دوقطبی ساختن
polarises قطبش دادن دوقطبی ساختن
polarising قطبش دادن دوقطبی ساختن
polarize قطبش دادن دوقطبی ساختن
polarizes قطبش دادن دوقطبی ساختن
polarizer متضاد کننده قطبش دهنده
acidulous اسیدی
monoacid یک اسیدی
monacid یک اسیدی
acidic اسیدی
acid salt نمک اسیدی
acid reaction واکنش اسیدی
acid proof ثبات اسیدی
acid process فرایند اسیدی
acid phosphatase فسفاتاز اسیدی
acid oxide اکسید اسیدی
acidic value عدد اسیدی
acid value عدد اسیدی
acid cooler مبرد اسیدی
acid lining لایه اسیدی
acid ketone کتون اسیدی
acidulate اسیدی کردن
acid soil خاک اسیدی
acidulant اسیدی کننده
acidulation اسیدی کردن
acidion یون اسیدی
acidify اسیدی کردن
acidulating agent اسیدی کننده
acidifier اسیدی کننده
acidified اسیدی شده
acidification اسیدی کردن
acidifiable اسیدی شدنی
acidic oxide اکسیژن اسیدی
acid solvent حلال اسیدی
bog مانداب اسیدی
acid hydrolysis آبکافت اسیدی
acid clay خاک رس اسیدی
acid catalyst کاتالیزور اسیدی
acid rain باران اسیدی
acid blue ابی اسیدی
acid number عدد اسیدی
acidity قدرت اسیدی
bogs مانداب اسیدی
acid ionization یونش اسیدی
acid decomposition تجزیه اسیدی
acid gases گازهای اسیدی
acid group گروه اسیدی
acid function عامل اسیدی
acid fume دود اسیدی
acid forming element عنصر اسیدی
acid extraction استخراج اسیدی
acid dye رنگینه اسیدی
acid hydrogen هیدروژن اسیدی
acidic group گروه اسیدی
acetify اسیدی شدن [شیمی]
edulcoration دفع موادنمکی یا اسیدی
acid precipitation تسریع بارش اسیدی
polyacid base باز چند اسیدی
polyacidic base باز چند اسیدی
acidic اسید دار اسیدی
acidity of wastewater درجه اسیدی فاضلاب
brown air city شهر با مه دود اسیدی
acidulating agent ماده اسیدی کننده
oxygen ration ضریب قدرت اسیدی
acid base balance توان اسیدی- بازی
acid catalysis کاتالیزور در محیط اسیدی
acid cure پخت در محیط اسیدی
acicity of wastewater درجه اسیدی فاضلاب
acid base catalysis خاصیت اسیدی- بازی
acid alizarin black سیاه الیزارین اسیدی
acid base behavior خاصیت اسیدی- بازی
acidifier ماده اسیدی کننده
acidity coefficient ضریب قدرت اسیدی
acidic resins رزین های اسیدی
de icing یخ زدایی
deglaciation یخ زدایی
dehydration اب زدایی
persalt نمک دارای خاصیت اسیدی
to acidify something چیزی را اسیدی کردن [شیمی]
aceko black نوعی رنگ سیاه اسیدی
acid alizarian blue black ابی سیر الیزارین اسیدی
desulphurizing گوگرد زدایی
unconditioning شرطی زدایی
dispergation لخته زدایی
disinhibition بازداری زدایی
discoloration رنگ زدایی
desulfurization گوگرد زدایی
desensitization حساسیت زدایی
mechanical de icing یخ زدایی مکانیکی
decolonization مستعمره زدایی
demystifying راز زدایی
troubleshoot عیب زدایی
demystifies راز زدایی
stain removed لکه زدایی
accretion of silt رسوب زدایی
demystified راز زدایی
trubleshoot عیب زدایی
peptization لخته زدایی
demystify راز زدایی
debugs اشکال زدایی
desalination نمک زدایی
genocide نژاد زدایی
decentralization مرکزیت زدایی
decarbonylation کربونیل زدایی
decarboxylation کربوکسیل زدایی
decolorization رنگ زدایی
decolourization رنگ زدایی
deculturation فرهنگ زدایی
degasify گاز زدایی
debug aids ابزاراشکال زدایی
deamination امین زدایی
deforestation جنگل زدایی
undoing عمل زدایی
descaling پوسته زدایی
unlearning یادگیری زدایی
debugging اشکال زدایی
debug اشکال زدایی
debugged اشکال زدایی
decoloration رنگ زدایی
de escalation تشنج زدایی
dealkylation الکیل زدایی
dehumidification رطوبت زدایی
detente تشنج زدایی
blanching رنگ زدایی
demodulation تحمیل زدایی
demythologization اسطوره زدایی
deoxygenation اکسیژن زدایی
desalinization نمک زدایی
desalting نمک زدایی
desegregation جدایی زدایی
dehydrohalogenation هیدروهالوژن زدایی
deionization یون زدایی
demagnetization مغناطیس زدایی
dehydrogenation هیدروژن زدایی
sterilization گند زدایی
acid alkylation الکیل دار کردن در محیط اسیدی
nitrous acid اسیدی که کمتراز تیزاب اکسیژن دارد
prussic acid اسیدی که ازنیل فرنگی گرفته میشود
debugs اشکال زدایی کردن
de-escalating تشنج زدایی کردن
debug اشکال زدایی کردن
bleaching رنگ زدایی الیاف
desegregating تفکیک زدایی کردن
debugged اشکال زدایی کردن
de escalate تشنج زدایی کردن
de-escalate تشنج زدایی کردن
de-escalated تشنج زدایی کردن
demodulation کشف تحمیل زدایی
de-escalates تشنج زدایی کردن
desegregates تفکیک زدایی کردن
desegregated تفکیک زدایی کردن
program debugging اشکال زدایی برنامه
debug aids ادوات اشکال زدایی
debugging aids ادوات اشکال زدایی
debugging aids وسائل اشکال زدایی
demagnetization factor ضریب مغناطیس زدایی
hydrodesulfurizing گوگرد زدایی با هیدروژن
deskew اریب زدایی کردن
debugging a program اشکال زدایی یک برنامه
pyrolytic dehydrogenation هیدروژن زدایی تفکافتی
desulfurization unit واحد گوگرد زدایی
defuses تشنج زدایی کردن
defusing تشنج زدایی کردن
defuse تشنج زدایی کردن
bleaching powder گرد رنگ زدایی
desegregate تفکیک زدایی کردن
systematic desensitization حساسیت زدایی منظم
defused تشنج زدایی کردن
dehydrocyclization حلقهای شدن با هیدروژن زدایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com