English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English Persian
gyro compass قطبنمای الکتریکی
Search result with all words
gyro repeater تکرار کننده قطبنمای الکتریکی قطبنمای ثانوی
gyro rotor چرخ دوار قطبنمای الکتریکی wheel gyro : syn
master compass قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
pelorus پایه قطبنمای الکتریکی
Other Matches
mariner's compass قطبنمای دریایی
magnetic compass قطبنمای مغناطیسی
steering compass قطبنمای سکان
radio compass قطبنمای رادیویی
inclination compass قطبنمای میلی
mariner's compass قطبنمای ژیروسکپی کشتی
standard compass قطبنمای اصلی مغناطیسی
compass direction جهت قطبنمای مغناطیسی
compass binnacle پایه قطبنمای مغناطیس stand compass : sys
binnacle پایه قطبنمای مغناطیسی binnacle compassmagnetic : syn
electrostatic ذخیره سازی داده به صورت ناحیههای بار الکتریکی کوچک روی وسیله الکتریکی
PSU مدار الکتریکی که حاوی ولتاژ مستقیم است و نیز سطح دلتادی از منبع جریان به سایر مدارهای الکتریکی
lubber's line علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
electrical and otherwise الکتریکی و غیر الکتریکی
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
gas electric generating set مولد برق بنزینی- الکتریکی مولد برق گاز الکتریکی
electrotechnical الکتریکی
electric الکتریکی
electrical الکتریکی
isolate به صورت الکتریکی
electric welding جوشکاری الکتریکی
electric wind باد الکتریکی
electrical analogue مشابهات الکتریکی
electrified الکتریکی کردن
electrical angle زاویه الکتریکی
electric wave موج الکتریکی
conduction رسانایی الکتریکی
isolating به صورت الکتریکی
electric unit واحدهای الکتریکی
electrify الکتریکی کردن
electric traction قوه الکتریکی
electric traction کشش الکتریکی
isolates به صورت الکتریکی
electric tension فشار الکتریکی
electrical bounding اتصال الکتریکی
electrical breeze وزش الکتریکی
static breeze وزش الکتریکی
electro erosion فرسایش الکتریکی
spark erossion فرسایش الکتریکی
electrolytic capacitor خازن الکتریکی
electrolysis تجزیه الکتریکی
electrolytic iron اهن الکتریکی
electromagnet اهنربای الکتریکی
electromigration مهاجرت الکتریکی
electromotor محرک الکتریکی
transcriptions ضبط الکتریکی
transcription ضبط الکتریکی
electrodes قطب الکتریکی
electrise الکتریکی کردن
electrical transcription ضبط الکتریکی
electrical schematic نمودار الکتریکی
electrical conductance رسانایی الکتریکی
electrical conduction رسانش الکتریکی
electrical conductivity هدایت الکتریکی
electrical conductivity رسانندگی الکتریکی
electrical degree درجه الکتریکی
electrical insulator عایق الکتریکی
electrical interface تداخل الکتریکی
electrical model مدل الکتریکی
electrical prospecting کاوش الکتریکی
electrical resistivity مقاومت الکتریکی
electrode قطب الکتریکی
corona discharge تخلیه الکتریکی
electric charge بار الکتریکی
hot seat صندلی الکتریکی
electric circuit مدار الکتریکی
electric clock ساعت الکتریکی
electric component قطعه الکتریکی
electric connection اتصال الکتریکی
electric constant ثابت الکتریکی
electric shocks شوک الکتریکی
electric shock شوک الکتریکی
electric bulb لامپ الکتریکی
electric brake ترمز الکتریکی
electric balance تعادل الکتریکی
dielectric polarization قطبش دی الکتریکی
conductivity رسانندگی الکتریکی
dielectric power قدرت دی الکتریکی
dielectric strain بار دی الکتریکی
dielectric stress بار دی الکتریکی
dielectric strength پایدار دی الکتریکی
capacitance فرفیت الکتریکی
dielectric viscosity لختی دی الکتریکی
electric apparatus دستگاه الکتریکی
electric arc قوس الکتریکی
all electric تماما" الکتریکی
electric attraction جاذبه الکتریکی
electric contact کنتاکت الکتریکی
electric control کنترل الکتریکی
electric coupling تزویج الکتریکی
electric equipment تجهیزات الکتریکی
electric eye چشم الکتریکی
magic eye چشم الکتریکی
electric field میدان الکتریکی
electric filter صافی الکتریکی
electric flux شار الکتریکی
electrifying الکتریکی کردن
electric force نیروی الکتریکی
air dielectric دی الکتریکی هوا
electrifies الکتریکی کردن
electric energy انرژی الکتریکی
electric coupling پیوست الکتریکی
electric discharge تخلیه الکتریکی
electric machine ماشین الکتریکی
electric potential پتانسیل الکتریکی
electric primer چاشنی الکتریکی
electric resistance مقاومت الکتریکی
electric drive محرکه الکتریکی
electroplating ابکاری الکتریکی
electrical سیستم الکتریکی
electric heater گرم کن الکتریکی
electric break down شکست الکتریکی
resistor مقاومت الکتریکی
resistors مقاومت الکتریکی
specific conductance رسانندگی الکتریکی
electrical connections اتصالات الکتریکی
tachogenerator دورسنج الکتریکی
image تصویر الکتریکی
images تصویر الکتریکی
circuit اتصال الکتریکی
charge بار الکتریکی
flux فلوی الکتریکی
charges بار الکتریکی
engine موتورغیر الکتریکی
circuits جریان الکتریکی
gold contacts اتصالات الکتریکی
gasoline electric بنزین الکتریکی
voltage فشار الکتریکی
voltages فشار الکتریکی
circuits اتصال الکتریکی
electrovalency فرفیت الکتریکی
electrovalence فرفیت الکتریکی
electropathy مداوای الکتریکی
electron bombbardment بمباران الکتریکی
electromotor موتور الکتریکی
discharge تخلیه الکتریکی
discharges تخلیه الکتریکی
flash fuze چاشنی الکتریکی
galvano cautery داغ الکتریکی
voltaism ولتاژ الکتریکی
circuit جریان الکتریکی
electric chair صندلی اعدام الکتریکی
full-load adjustment screw پیچ تنظیم الکتریکی
klaxon بوق الکتریکی پرصدا
brainwaves موج الکتریکی مغز
electric discharge lamp لامپ تخلیه الکتریکی
luminous discharge lamp لامپ تخلیه الکتریکی
brainwave موج الکتریکی مغز
leads سیر هدایت الکتریکی
lead سیر هدایت الکتریکی
klaxons بوق الکتریکی پرصدا
electric flux density چگالی شار الکتریکی
collectors جاروی الکتریکی جارو
electric current intensity شدت جریان الکتریکی
echo sounding machine عمق یاب الکتریکی
back voltage نیروی ضد محرکه الکتریکی
coupler plug دوشاخه وسایل الکتریکی
dielectric resistance مقدار مقاومت دی الکتریکی
dielectric power factor ضریب قدرت دی الکتریکی
connector مین مسیر الکتریکی
conservation of charge بقای بار الکتریکی
constant voltage فشار الکتریکی ثابت
contact potential فشار الکتریکی تماسی
dielectric loss factor ضریب اتلاف دی الکتریکی
electric arc current جریان قوس الکتریکی
hook-up اتصال [به دستگاهی الکتریکی]
a dedicated wiring circuit یک مدار الکتریکی اختصاصی
dielectric phase angle زاویه فاز دی الکتریکی
flash fuze ماسوره الکتریکی یا جرقهای
electric potential difference اختلاف پتانسیل الکتریکی
collector جاروی الکتریکی جارو
absolute electrical units واحدهای الکتریکی مطلق
dielectric loss angle زاویه اتلاف دی الکتریکی
discharges اخراج تخلیه الکتریکی
electro spark process فرایند قوس الکتریکی
intensity of current شدت جریان الکتریکی
intensity of electric field شدت میدان الکتریکی
internal electerical potential پتانسیل الکتریکی داخلی
latent electronic image تصویر الکتریکی پنهان
line of electric field strength خط شدت میدان الکتریکی
low loss ceramics سرامیک با تلفات دی الکتریکی کم
mechanical energy reservoir منبع انرژی الکتریکی
electroerosive فرسایش قوس الکتریکی
oil filled cable کابل روغنی الکتریکی
permitivity نفوذ پذیری الکتریکی
industrial electric locomotive لکوموتیو الکتریکی صنعتی
ignition voltage فشار الکتریکی احتراق
contact اتصال الکتریکی برخورد
electrically operated chuck سه نظام با عملکرد الکتریکی
terminal نقطه اتصال الکتریکی
electro erosion process فرایند فرسایش الکتریکی
galvano cautery داغ کردن الکتریکی
contacts اتصال الکتریکی برخورد
contacting اتصال الکتریکی برخورد
electrical insulation عایق سازی الکتریکی
electrical double layer لایه مضاعف الکتریکی
contacted اتصال الکتریکی برخورد
bias سطح مرجع الکتریکی
biases سطح مرجع الکتریکی
terminals نقطه اتصال الکتریکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com