English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (1 milliseconds)
English Persian
valerian قطره والریان [داروسازی]
drops {pl} قطره والریان [داروسازی]
Other Matches
Many a little makes a mickle . قطره قطره جمع گرددوانگهی دریا شود
gutters اب رودار کردن قطره قطره شدن
gutter اب رودار کردن قطره قطره شدن
globs قطره
driblet قطره
glob قطره
dripping قطره
droppings قطره
minims قطره
goblet قطره
goblets قطره
Drop by drop . I n drops. قطره قطره
gutty قطره قطره
gutta قطره
drop point قطره
drib یک قطره
gobbets قطره
gobbet قطره
minim قطره
drop قطره
drops قطره
dropping قطره
dropped قطره
blobs قطره
blob قطره
dropping tube قطره چکان
drip pan قطره چکان
guttula قطره خرد
eardrop قطره گوش
dropwise قطره وار
the very last drop اخرین قطره
guttiform قطره مانند
raindrops قطره باران
droplet قطره کوچک
droplet ریز قطره
droplets قطره کوچک
raindrop قطره باران
droplets ریز قطره
droppers قطره چکان
dropper قطره چکان
teardrops قطره اشک
teardrop قطره اشک
globs قطره کوچک گلبول
eyedropper قطره چکان چشم
glob قطره کوچک گلبول
drop قطره سقوط کردن کم کنید
drops قطره سقوط کردن کم کنید
collyrium دوای قطره برای چشم
dropping قطره سقوط کردن کم کنید
Eye ( ear , nose ) drops . قطره چشم ( گوش و بینی )
dropped قطره سقوط کردن کم کنید
millikan oil drop experiment ازمایش قطره روغن میلیکان
oil drop experiment آزمایش قطره روغن [فیزیک]
a drop in the ocean <idiom> قطره ای دردریا [بسیار نا چیز] [اصطلاح]
Only a drop in the bucket ( ocean) . قطره ای دردریا است (بسیار نا چیز )
He emptied the glass to the last drop . لیوان را تا آخرین قطره خالی کرد
period of concentration در یک حوزه ابریز رودخانه مدت زمانی که یک قطره اب از ابتدای حوزه تا خروج از حوزه را
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com