English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
end product قطعات حاصله دستگاه نهایی
Other Matches
reconditions نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
recondition نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditioned نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
running spare قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
on board spares قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
parts explosion رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
new work عملیات نوسازی قطعات عملیاتت تجدید قطعات یا تجدیدبنا
reassembled بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembles بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassemble بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembling بستن قطعات سوار کردن قطعات
cannibalised استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalize استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizes استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizing استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalized استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
bin storage انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
telic نهایی دارای هدف نهایی
bin storage space فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
interim overhaul پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
advantages accruning from مزایای حاصله
emblements منافع حاصله از زمین
elbow grease نیروی حاصله از کاردستی
assessment تعیین نتایج حاصله
ration strenght انرژی حاصله از جیره
assessments تعیین نتایج حاصله
feed back بکارگیری اطلاعات حاصله
emblements منافع حاصله اززمین مزروعی
gulp صدای حاصله از عمل بلع
gulped صدای حاصله از عمل بلع
gulping صدای حاصله از عمل بلع
bombing errors اشتباهات حاصله از پرتاب بمب
fleshment خوشحالی حاصله از نخستین موفقیت
coriolis effect اثرنیروی حاصله از چرخش زمین
gas form natrural gas بنزین حاصله از گاز طبیعی
gulps صدای حاصله از عمل بلع
ergotism مسمومیت حاصله از خوردن سگاله
scumble نرمی حاصله در اثر سایس یامالش
clicks صدای حاصله از خوردن سم اسب بزمین
flash burns سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
flash burn سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
clicked صدای حاصله از خوردن سم اسب بزمین
solunar حاصله در اثر خورشید و ماه باهم
spirochetosis ابتلا به بیماری حاصله از میکروب اسپیروکت
capitalized value درامد حاصله از سرمایه گذاری در یک سال
click صدای حاصله از خوردن سم اسب بزمین
working asset سرمایه حاصله در اثر کار وفعالیت
thermojet نیروی جت حاصله از حرارت موتور جت حرارتی
windchill سرمای حاصله از وزش باد تبرید
platinum black گرد سیاه پلاتین حاصله از حل املاح ان
hypervitaminosis ناراحتیهای حاصله در اثر ازدیاد ویتامین در بدن
yaws بیماری مسری و عفونی حاصله در اثراسپیروکتی بنام
lesions زیان حاصله در اثر عدم اجرای عقدی
lesion زیان حاصله در اثر عدم اجرای عقدی
craters دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب وغیره
crater دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب وغیره
stage fright وحشت حاصله در اثر فهوردر صحنه نمایش
competitive price قیمت حاصله ازرقابت خریداران وفروشندگان در بازار ازاداقتصادی
flash blindness کوری حاصله از نگاه کردن به برق ترکش اتمی
phenology مبحث رابطه بین اب وهواوتغییرات حاصله در پدیدههای زیست شناسی
jet propulsion نیروی عقب نشینی حاصله از فشار گازفشار خروج گاز
sepsis مسمومیت عفونی حاصله در اثر جذب باکتریهاومواد فاسد بخون
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
plow back عایدات حاصله از کسب وکاررا برای سرمایه گذاری مجددکنار گذاردن
apportionment افراز سرشکن کردن هزینه به چندسال به نسبت منافع حاصله در هر سال
profits a prendre درCL عامل در حق علف چر وسایر منافع حاصله از زمین هم ذیحق میشود
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
semifinal مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
solipsism فرضیهای که معتقد است نفس انسان چیزی جز خودوتغییرات حاصله درنفس خودرا نمیشناسد
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
shell-shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
shell shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
smithereens قطعات
cable accessory قطعات کابل
parts list لیست قطعات
shatters قطعات شکسته
parts peculiar قطعات اختصاصی
parts peculiar قطعات مخصوص
parts list فهرست قطعات
end product مجموعه قطعات
web stiffeners قطعات تقویتی
bill of material صورت قطعات
trilcgy یا قطعات سه گانه
shatter قطعات شکسته
flinders قطعات شکسته
chosen fragments قطعات گزیده
chosen fragments قطعات منتخبه
chrestomathy قطعات منتخب
common items قطعات عمومی
common hardware قطعات عمومی
common parts قطعات عمومی
main members قطعات اصلی
component drawing رسم قطعات
analecta قطعات ادبی
spare parts قطعات یدکی
chrestomathy قطعات برگزیده
staff section قطعات سمبه
parts قطعات یدکی
table of replaceable partes فهرست قطعات
repair parts قطعات یدکی
shell fragments قطعات گلوله
rebuilds نوسازی کردن قطعات
catalogs لیست قطعات کاتالوگ
rebuild نوسازی کردن قطعات
catalogue لیست قطعات کاتالوگ
catalogued لیست قطعات کاتالوگ
catalogues لیست قطعات کاتالوگ
cataloguing لیست قطعات کاتالوگ
assembles سوار کردن قطعات
investment castings قطعات ریخته گی بسته
bitty متشکل از قطعات ریز
object assembly test ازمون الحاق قطعات
fragment قطعات متلاشی خردکردن
renovation تجدید قطعات کردن
fragmenting قطعات متلاشی خردکردن
fracture مو برداشتن قطعات و وسایل
fractured مو برداشتن قطعات و وسایل
nomenclature نام گذاری قطعات
fractures مو برداشتن قطعات و وسایل
fracturing مو برداشتن قطعات و وسایل
assembled سوار کردن قطعات
fragments قطعات متلاشی خردکردن
cataloged لیست قطعات کاتالوگ
cataloging لیست قطعات کاتالوگ
invar struts قطعات فلزی ضد انبساط
assemble سوار کردن قطعات
analects قطعات ادبی منتخبات
bottom casting قطعات ریخته گی بسته
authorized parts list سهمیه مجاز قطعات
common parts قطعات یدکی عمومی
authorized parts list لیست قطعات مجاز
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
component change order دستور تغییر قطعات یک وسیله
wiggly block test ازمون قطعات موج دار
shards شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
shard شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
dismantled پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantle پیاده کردن قطعات مونتاژ
phrasing ترتیب بندی قطعات موسیقی
dismantles پیاده کردن قطعات مونتاژ
weldment قطعات بهم جوش خورده
component end item قطعات و اقلام تجهیزات عمده
quadrat به قطعات مستطیل تقسیم کردن
dismounting پیاده کردن قطعات و وسایل
salvaged پیاده کردن کامل قطعات
salvages پیاده کردن کامل قطعات
salvaging پیاده کردن کامل قطعات
dismounts پیاده کردن قطعات و وسایل
dismount پیاده کردن قطعات و وسایل
blocky پرشده یا مشخص با قطعات مختلف
salvage پیاده کردن کامل قطعات
dismantling پیاده کردن قطعات مونتاژ
match mark جفتن و جور کردن قطعات
exterior angle زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
electrotherapy معالجه امراض بوسیله حرارت حاصله از الکتریسته معالجه با برق
cavitation بریدگی حاصله ازحرکت پروانه کشتی بریدگی شیار
definite <adj.> نهایی
ultimata نهایی
terminal نهایی
terminals نهایی
ultimatums نهایی
finals نهایی
ultimatum نهایی
conclusive نهایی
definitive نهایی
ultimate نهایی
peremptory نهایی
high limit حد نهایی
final نهایی
privy نهایی
closing نهایی
anthologist متخصص و متبحردر گلچین قطعات ادبی
sketchbooks کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
bossing ناف روی قطعات ریختگی قوز
borescope ابزار چشمی برای بازرسی قطعات
boss ناف روی قطعات ریختگی قوز
bossed ناف روی قطعات ریختگی قوز
clapboards قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
disassembly عکس عمل مونتاژ تجریه قطعات
bosses ناف روی قطعات ریختگی قوز
connection of loom pieces متصل کردن قطعات دار [قالی]
materiel history خلاصه وضعیت قطعات ووسایل یا کالاها
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com