English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
nitralloy قطعات نیتریده شده حاوی مقادیر جزئی کربن الومینیوم کرم منیزیوم و احتمالا گوگردو غیره
Other Matches
alodine نوعی روکش شیمیایی جهت قطعات الیاژ الومینیوم
interim overhaul پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
anthracite زغال سنگ نسبتا خالص که حاوی تاحدود 59% کربن میباشد
blancmanges دسر حاوی نشاسته و شیر و غیره که ژلاتین مانند است
blancmange دسر حاوی نشاسته و شیر و غیره که ژلاتین مانند است
aluminum فلز الومینیوم الومینیوم بنام اختصاری
aluminium فلز الومینیوم الومینیوم بنام اختصاری
initialize تنظیم مقادیر یا پارامترها یا خط وط کنترلی به مقادیر اولیه اش تا امکان شروع مجدد برنامه یا فرآیند را بدهد
incremental computer کامپیوتری که متغیرها را به صورت اختلاف بین مقادیر فعلی و مقادیر اولیه مطلق ذخیره میکند
decarburizing گرم کردن اهن یا فولاد کربن تا دمای کافی برای سوختن یا اکسید شدن کربن
running spare قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
on board spares قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
parts explosion رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
new work عملیات نوسازی قطعات عملیاتت تجدید قطعات یا تجدیدبنا
magnesite کاربنات منیزیوم طبیعی بفرمول 3gCo
gymnastic chack پودری از کربنات منیزیوم که ژیمناستها به دستها می مالند
reassembled بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembles بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassemble بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembling بستن قطعات سوار کردن قطعات
retail bin انبار اقلام جزئی یا اماد جزئی
cannibalizing استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizes استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalised استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalize استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalized استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
bin storage انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
like احتمالا
liked احتمالا
likes احتمالا
maybe احتمالا
presumably احتمالا
belike احتمالا
haply احتمالا تصادفا
so so حد وسط احتمالا
bin storage space فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
combat resolution تعیین جزئی ترین رده رزمی جزئی ترین رده شرکت کننده در رزم
dynamic analisis تجزیه و تحلیل وقایع اقتصادی با در نظرگرفتن تغییرات گذشته و حال و احتمالا" اینده
aluminium الومینیوم
alaminum الومینیوم
alumina اکسید الومینیوم
aluminum oxide اکسید الومینیوم
aluminiferous الومینیوم دار
aluminium foil کاغذ الومینیوم
aluminous مربوط به الومینیوم
aluminous محتوی الومینیوم
aluminous الومینیوم دار
aluminum alloy الیاژ الومینیوم
aluminum coat روکش الومینیوم
alumina گل پاک یا اکسید الومینیوم
aluminize روکش ساختن از الومینیوم
bauxite هیدروکسید الومینیوم بوکسیت
artificial aging افزایش استحکام الومینیوم
anodization پوشش الومینیوم از اکسیدالومینیوم
sapphire سیلیکات الومینیوم و منیزیم
sapphires سیلیکات الومینیوم و منیزیم
aluminum coating by spraying amalgamate روکش الومینیوم کردن امیختن
turquois فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
alum سولفات مضاعف الومینیوم و پتاسیم
turquoise فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
aluminize روکش بااب الومینیوم دادن
kyanite سیلیکات الومینیوم بفرمول 5SIO2AL
turquoises فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
alclad نوعی ورقه از الیاژ الومینیوم
envelope نام داده که حاوی پیام پستی است به همراه اطلاعات آدرس مقصد بسته کاغذ که حاوی نامهای است
envelopes نام داده که حاوی پیام پستی است به همراه اطلاعات آدرس مقصد بسته کاغذ که حاوی نامهای است
thallium عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
euclase بریلیوم و الومینیوم برنگ سبز روشن یا ابی
connexions پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
connection پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
bandolite ساختار سبک وزنی از چوب بالسا با روکش الومینیوم
beryl سیلیکات بریلیوم و الومینیوم رنگ ابی متمایل به سبز
invar کربن
radiocarbon کربن 41
carbon کربن
extreme values مقادیر انتهایی
extreme values مقادیر کرانی
bill of quantities فهرست مقادیر
posology علم مقادیر
discrete values مقادیر مجزا
critical values مقادیر شاخص
quantity surveryor براوردکننده مقادیر
characteristic values مقادیر مشخصه
multilevel با مقادیر ممکن
bill of quantites فهرست مقادیر
carbinol carbon کربن کربینول
acetylenic carbon کربن استیلنی
tertiary carbon کربن 3 درجه
carbon cycle سیکل کربن
carbon free کربن ازاد
carbonize کربن سازی
carbonaceous کربن دار
carbon dioxide دی اکسید کربن
active carbon کربن فعال
decarburization کربن گیری
carbon fixed کربن ثابت
carbon deposite لایه کربن
carbon holder پایه کربن
recarburizer کربن دهنده
primary carbon کربن 1 درجه
anomeric carbon کربن انومری
carburization ترکیب با کربن
radiocarbon کربن پرتوزا
secondary carbon کربن 2 درجه
decarburize کربن گرفتن
cabonic حاصل از کربن
asymmetric carbon کربن بی تقارن
carbon monoxide منواکسید کربن
alumetize الومینیوم روی فولاد باپیستوله تزریق شده و سپس گداخته می گردد
anodize روش ساخت و عملیات مربوط به الومینیوم و الیاژهای ان توسط اکسیداسیون اندیک
parameters مقادیر ثابت درمعادلات
number مجموعه مقادیر مجاز
numbers مجموعه مقادیر مجاز
parameter مقادیر ثابت درمعادلات
ranged مجموعه مقادیر مجاز
quantily surveyor براورد کننده مقادیر
ranges مجموعه مقادیر مجاز
range مجموعه مقادیر مجاز
quantity surveyors براورد کننده مقادیر
quantity surveyor براورد کننده مقادیر
huffman tree درختی با کمترین مقادیر
posology گفتار در مقادیر داروها
master 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
masters 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
mastered 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
cored carbon کربن هسته دار
carbureted steel پولاد کربن دار
carboning a lamp کربن گذاری لامپ
high carbon steel فولاد با کربن زیاد
iron carbon alloy الیاژ اهن و کربن
iron carbon diagram نمودار اهن- کربن
hydro carbon ترکیب هیدروژن و کربن
arc lamp carbon کربن لامپ قوسی
carbon arc welding جوشکاری با جرقه کربن
crater in positive carbon گودی کربن مثبت
activated charcoal کربن فعال شده
activated carbon کربن فعال شده
carbonate بصورت کربن دراوردن
high carbon steel فولادی با میزان کربن 5/0%تا 50/1%
primary carbon کربن نوع اول
recarburize کربن گیری مجدد
plain carbon steel فولاد کربن غیرالیاژی
CFCs مخفف کلروفلورو کربن
secondary carbon کربن نوع دوم
ultra high carbon steels فولادهای فرا- پر- کربن
tertiary carbon کربن نوع سوم
CFC مخفف کلروفلورو کربن
surface decarburization کربن گیری سطحی
meanest مقدار متوسط ه از اعداد یا مقادیر
mean مقدار متوسط ه از اعداد یا مقادیر
meaner مقدار متوسط ه از اعداد یا مقادیر
operation ثباتی که حاوی در حین اجرا حاوی که اجرا باشد
carbide ترکیبی از کربن و چند عنصرفلزی
ingot iron o.steel فولاد کربن گیری شده
carbon arcwelding جوش قوسی بوسیله کربن
ethylene هیدرو کربن اشباع نشده
carbon arc lead burning جوش سرب با جرقه کربن
hypercapnia افزایش کربن اکسید در خون
aluminum pigmented dope لعاب یا پرداخت که داخل ان تکههای کوچک الومینیوم بصورت معلق پراکنده شده است
zeroes پرکردن بخشی از حافظه با مقادیر صفر
interpolation محاسبه مقادیر واسط بین دو نقط ه
zero پرکردن بخشی از حافظه با مقادیر صفر
interpolations محاسبه مقادیر واسط بین دو نقط ه
zeros پرکردن بخشی از حافظه با مقادیر صفر
metric system سیستم مقادیر واوزان ومقیاسات متریک
carbohydrate ترکیبات خنثی کربن واکسیژن وهیدرژن
carbohydrates ترکیبات خنثی کربن واکسیژن وهیدرژن
icebox rivet میخ پرچهای الومینیوم که تاموقع مصرف باید در دمای زیر صفر نگه داشته شوند
aluminum paste تکههای بسیار کوچک الومینیوم که مانع برخورداشعه ماوراء بنفش خورشیدبه سطح جسم میشوند
harmotome سیلیکات ابدار الومینیوم وباریم که بلورهای ان بصورت جفت وصلیبی برنگهای مختلف یافت میشود
spanned مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
scope محدوده مقادیر که یک متغیر میتواند شامل شود
span مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
salami technique سرقت مقادیر کوچکی ازدارایی بسیار زیاد
spans مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
spanning مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
gutta percha هیدرو کربن صمغ گیاهی درختان مختلف
dry ice یخی که از جامدکردن اکسید دو کربن بدست میاید
instrument for absolute measurement دستگاه اندازه گیری برای سنجش مقادیر مطلق
tick mark علامت گذاری در طول یک ترازو برای معین کردن مقادیر
reference مقدار نقط ه شروع برای مقادیر دیگر , معمولاگ صفر
references مقدار نقط ه شروع برای مقادیر دیگر , معمولاگ صفر
to trap something [e.g. carbon dioxide] چیزی را گرفتن [جمع کردن] [برای مثال دی اکسید کربن ]
biases مقداری که بوسیله ان متوسط مجموعهای از مقادیر ازمقدار مرجع فاصله می گیردپیشقدر
bar graph گرافی که مقادیر در آن به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده میشود
bias مقداری که بوسیله ان متوسط مجموعهای از مقادیر ازمقدار مرجع فاصله می گیردپیشقدر
columnar گرافی که مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی نمایش داده می شوند
circular لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circulars لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
smithereens قطعات
bar chart گرافی که مقادیر در آن به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده شده اند
histogram گرافی که روی آن مقادیر به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده می شوند
basics کد دودویی که مستقیماگ و فقط با استفاده از آدرس ها و مقادیر مطلق در CPU عمل میکند.
basic کد دودویی که مستقیماگ و فقط با استفاده از آدرس ها و مقادیر مطلق در CPU عمل میکند.
torpex نوعی مواد منفجره که ازمخلوط تی ان تی و سیکلونیت و پودر الومینیوم تشکیل میشود و معمولا در اژدرهای دریایی و مین و بمبهای زیرابی به کار می رود
chrestomathy قطعات برگزیده
flinders قطعات شکسته
bill of material صورت قطعات
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com