Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English
Persian
montage
قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
montages
قطعه ادبی یا موسیقی مرکب از قسمتهای گوناگون تهیه عکسهای بهم پیوسته
Other Matches
set piece
قطعه ادبی ویا موسیقی منفردومشخص
set pieces
قطعه ادبی ویا موسیقی منفردومشخص
polychrome
تهیه عکسهای رنگی
photogrammetric map
تهیه نقشه ازروی عکسهای هوائی
photogrammetry
فن تهیه نقشه جغرافیائی به کمک عکسهای هوائی
air target mosaic
مجموعه عکسهای تهیه شده از هدف عکس موزاییک هدفهای هوایی
MIDI file
فایل ذخیره شده روی PC که حاوی نتهای موسیقی و اطلاعات صوتی است که توسط کارت وسط MIDI به قطعه موسیقی ارسال میشود
lymphmatosis
ایجاد غدد مرکب از بافتهای لنفی در قسمتهای بدن
piece
قطعه ادبی یاموسیقی
pieces
قطعه ادبی یاموسیقی
morceau
قطعه ادبی یاموسیقی کوتاه
mosaic mountant
صفحه تهیه موزاییک تابلویی که عکسهای موزاییک هوایی به ان وصل میشود
concerto
قطعه موسیقی
opuses
قطعه موسیقی
opus
قطعه موسیقی
concertos
قطعه موسیقی
serenaded
قطعه موسیقی عاشقانه
postlude
قطعه موسیقی پایان
duets
قطعه موسیقی یا اوازدونفری
serenading
قطعه موسیقی عاشقانه
intermezzo
قطعه موسیقی کوتاه
serenades
قطعه موسیقی عاشقانه
serenade
قطعه موسیقی عاشقانه
duet
قطعه موسیقی یا اوازدونفری
symphonies
قطعه طولانی موسیقی
symphony
قطعه طولانی موسیقی
medleys
قطعه موسیقی مختلط
medley
قطعه موسیقی مختلط
rhapsody
قطعه موسیقی ممزوج و احساساتی
nocturne
قطعه موسیقی دل انگیزو رویایی
nocturnes
قطعه موسیقی دل انگیزو رویایی
rhapsodies
قطعه موسیقی ممزوج و احساساتی
offbeat
قطعه موسیقی ناهماهنگ مغایر
lobated
مرکب از چند قطعه دارای اویختگی
lobate
مرکب از چند قطعه دارای اویختگی
theme song
ملودی یا قطعه موسیقی تکرار شونده
suite
اتاق مجلل هتل قطعه موسیقی
oratorio
قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
suites
اتاق مجلل هتل قطعه موسیقی
oratorios
قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
varieties
نمایشی که مرکب از چند قطعه متنوع باشد
variety
نمایشی که مرکب از چند قطعه متنوع باشد
to perform a piece of music
قطعه موسیقی رادرست درساز ادا کردن
piano
ارام بنوازید قطعه موسیقی اهسته وارام
pianos
ارام بنوازید قطعه موسیقی اهسته وارام
pasticcqo
قطعه موسیقی که ازچندین جاگرفته شده باشد
trio
قطعه موسیقی مخصوص نواختن یاخواندن سه نفر
capriccio
قطعه موسیقی ازاد با ضرب نشاط اور
trios
قطعه موسیقی مخصوص نواختن یاخواندن سه نفر
imbroglios
قطعه موسیقی درهم امیخته و نامرتب مسئله غامض
imbroglio
قطعه موسیقی درهم امیخته و نامرتب مسئله غامض
quintets
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
quintette
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
quintet
قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
fugues
قطعه موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند
fugue
قطعه موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند
quartets
قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
quartet
قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
quartette
قطعه موسیقی مخصوص چهارتن خواننده یا نوازنده گروه چهارتنی که قطعهای رابسرایند.
association for computers and humanities
یک سازمان بین المللی که مشوق تحقیقات در زبان مطالعات ادبی تاریخی انسان شناسی و علوم اجتماعی به کمک کامپیوتر واستفاده از ان در افرینش ومطالعه هنر و موسیقی ورقص میباشد
station list
فهرست قسمتهای پایگاه دفترچه راهنمای قسمتهای مختلف پایگاه
ballade
قطعه منظومی مرکب از سه مصرع مساوی و متشابه ویک مصرع کوتاه تر که هریک از این چهار قسمت یک بیت ترجیع بند دارد
segmentation
تقسیم بچند قسمت یا قطعه قطعه قطعه سازی
play by ear
<idiom>
توانایی اجرای موسیقی تنها با گوش وبدون خواندن موسیقی
melodies
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
to sight-read something
از روی ورقه
[نت موسیقی]
آلت موسیقی بازی کردن
melody
مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
MIDI Mapper
برنامه پشتیبانی شده با windows که به کاربران MIDI با تجربه امکان تغییر نحوه ارسال نت موسیقی به دستگاههای موسیقی به PC را بیان میکند
musicom
یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
laying up
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
away
پیوسته بطور پیوسته
combined influence mine
مین با مکانیسم عامل مرکب مین مجهز به مدار باحساسیت مرکب
grangerize
بریدن عکسهای کتاب
photo geology
تفسیر عکسهای هوایی
pornograph
نوشته ها و عکسهای رکیک
chain
سری عکسهای یک منطقه زنجیر
orthochromatic
شبیه عکسهای رنگی طبیعی
chains
سری عکسهای یک منطقه زنجیر
photo index map
نقشه راهنمای عکسهای هوائی
lobation
قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
imagery pack
بسته حاوی عکسهای هوایی یک منطقه مشخص
purveys
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed
تهیه اذوقه تهیه سورسات
companion part
لنگه قطعه متقابل قطعه راهنما
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
photogrammetry
مبحث اندازه گیری ومساحی ازروی عکسهای هوایی
aston
[British E]
قسمت پائین صفحه تلویزیون
[برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
Lower third
قسمت پائین صفحه تلویزیون
[برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
chyron
[American E]
قسمت پائین صفحه تلویزیون
[برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
planar
روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
fasts
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fastest
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasted
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fast
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
sang banshin
قسمتهای دست
weapon troops
قسمتهای ادوات
signal services
قسمتهای مخابراتی
administrative services
قسمتهای اداری
innards
قسمتهای داخلی
field commands
قسمتهای رزمی
military services
قسمتهای نظامی
reserve components
قسمتهای احتیاط ارتش
lobar
واقع در قسمتهای ریه
syntax
هم اهنگی قسمتهای مختلف
alate
دارای قسمتهای جناحی
modular
دارای قسمتهای کوچک
in other sectors
در قسمتهای دیگر جبهه
diverse
گوناگون
varied
گوناگون
sundry
گوناگون
various
گوناگون
sundries
گوناگون
varicolored
گوناگون
heterochromous
گوناگون
variate
گوناگون
miscellaneous
گوناگون
multifarious
گوناگون
mixtilineal
گوناگون خط
odd and ends
گوناگون
multiple
گوناگون
variegated
گوناگون
protean
گوناگون
pied
گوناگون
comparmentalize
به قسمتهای مجزا تقسیم نمودن
weed
برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
bowdlerization
حذف قسمتهای خارج از اخلاق
weeding
برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
anisometric
دارای قسمتهای غیر متقارن
adnexa
قسمتهای متصل بهم زائده
weeded
برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
chemosphere
ناحیهای در قسمتهای فوقانی اتمسفر
services
قسمتهای اداری ادارات نظامی
pare
قسمتهای زائد چیزی را چیدن
pared
قسمتهای زائد چیزی را چیدن
pares
قسمتهای زائد چیزی را چیدن
under various titles
به عناوین گوناگون
undervarious
بعناوین گوناگون
multiple
چندلا گوناگون
oddments
مواد گوناگون
varia
اشیا گوناگون
wide-ranging
متنوع - گوناگون
diversify
گوناگون ساختن
diversified
گوناگون ساختن
variant
گوناگون مختلف
versicolor
برنگهای گوناگون
diversifying
گوناگون ساختن
varietal
گوناگون پر از تنوعات
here and there
<idiom>
درمکانهای گوناگون
miscellaneously
بطور گوناگون
diversifies
گوناگون ساختن
varia
مطالب گوناگون
variegated colours
رنگهای گوناگون
hop stop and jump
قسمتهای سه گانه پرش طول سه گام
check off list
برگ بازدید قسمتهای یک ناویا هواپیما
bilge blocks
قسمتهای تولید کننده فشار دریایی
bowdlerize
قسمتهای خارج از اخلاق را حذف کردن از
recondition
قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
reconditioned
قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
gambusia
ماهی ابنوس قسمتهای نسبتا گرمسیر
reconditions
قسمتهای فرسوده را تعمیرو تعویض کردن
various books
کتابهای گوناگون یا مختلف
miscellany
مجموعهای از مطالب گوناگون
miscellanies
مجموعهای از مطالب گوناگون
variform
گوناگون مختلف الشکل
sundry
اقلام متفرقه گوناگون
humoursomeness
حالات ویژه گوناگون
heterochromous
دارای رنگهای گوناگون
polyphagia
خورنده غذاهای گوناگون
manifoldly
بطور متعدد یا گوناگون
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
segment
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
segments
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
upgrading
به روز رسانی
[معاوضه قسمتهای قدیمی]
[مهندسی]
mullion
جرز یا الت عمودی میان قسمتهای پنجره
principal parts
قسمتهای اصلی زمانهای فعل که سایرزمانها را از ان میسازند
adhesion
آمیزش و بهم آمیختگی طبیعی قسمتهای مختلف
reddendo singula singulis
الفاظ در قسمتهای مختلف سندباید متناسب با هم تعبیرشوند
munnion
جرز الت عمودی در میان قسمتهای پنجره
polyvalent
دارای پادگن ها یا پادتنهای گوناگون
symposia
مقالات گوناگون درباره یک موضوع
to compare apples and oranges
<idiom>
چیزهای کاملا گوناگون را با هم برابرکردن
varied
دارای رنگهای گوناگون رنگارنگ
symposium
مقالات گوناگون درباره یک موضوع
symposiums
مقالات گوناگون درباره یک موضوع
job lots
کالاهای گوناگون که یک جاخریداری میشود
job lot
کالاهای گوناگون که یک جاخریداری میشود
catchall
فرف یامخزن اشیاء گوناگون
microfilm
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
hand-held
وسیله کوچکی که در دست جا میشود براس اسکن عکسهای کوچک و رسم خط و تبدیل آنها به تصاویر گرافیکی که قابل استفاده در کامپیوتر هستند
thread
برنامهای که از بخشها و قسمتهای کوچکتر تشکیل شده است
threads
برنامهای که از بخشها و قسمتهای کوچکتر تشکیل شده است
redundancy
تکراراطلاعات میان فایلهای گوناگون افزونگی
redundancies
تکراراطلاعات میان فایلهای گوناگون افزونگی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com