Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
cathodic pickling
قطعه شوی کاتدی
Other Matches
segmentation
تقسیم بچند قسمت یا قطعه قطعه قطعه سازی
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
cathodoluminescence
لومینانس کاتدی
cathode rays
اشعه کاتدی
cathode rays
پرتو کاتدی
cathode spot
لکه کاتدی
cathode protection
حفافت کاتدی
peak cathode current
جریان کاتدی
cathod ray tube
لوله پرتو کاتدی
cathode pay tube
لامپ با اشعه کاتدی
peak cathode fault current
جریان نابهنجار کاتدی
crt
لامپ با اشعه کاتدی
cathode ray oscilloscope
اسیلوسکوپ اشعه کاتدی
cathode follower
فزون ساز کاتدی
cathode ray tude
لوله اشعه کاتدی
cathode ray oscilloscope
نوسان نمای اشعه کاتدی
x plate
صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
lobation
قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
companion part
لنگه قطعه متقابل قطعه راهنما
phosphor
برای پوشاندن درون تیوپ اشعه کاتدی . مراجعه شود به TELEVISION
wave form
شکل موج تکراری در نموداردامنه و زمان یا روی لوله اشعه کاتدی
planar
روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
fastest
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fast
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasts
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasted
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
dark bulb
نوعی لامپ اشعه کاتدی که هنگام خاموش بودن سیاه بنظر می رسد و به تصاویرویدئویی وضوح خوبی میدهد
y plates
صفحات افقی موازی که اختلاف پتانسیل انها سبب انحراف قائم پرتو الکترونی در لوله اشعه کاتدی میگردد
guns
منبع اشعه الکترونی درون تیوپ اشعه کاتدی
gun
منبع اشعه الکترونی درون تیوپ اشعه کاتدی
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
segment
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
segments
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
fragment
قطعه قطعه کردن
segments
قطعه قطعه کردن
mainland
قطعه اصلی قطعه
sectional
قطعه قطعه بخشی
fragmentation
قطعه قطعه شدن
fragmenting
قطعه قطعه کردن
fritter
قطعه قطعه کردن
fritters
قطعه قطعه کردن
fragments
قطعه قطعه کردن
segment
قطعه قطعه کردن
anatomize
قطعه قطعه کردن تجزیه کردن
snippy
قطعه
snipped
قطعه
snipping
قطعه
snip
قطعه
extent
قطعه
fragment
قطعه
goblet
قطعه
goblets
قطعه
calligraph
قطعه
panels
قطعه
smidgin
قطعه
panel
قطعه
item
قطعه
items
قطعه
smidgen
قطعه
smidgeon
قطعه
segmental
قطعه قطعه
small scale integration
قطعه
fragmenting
قطعه
bloc
قطعه
doit
قطعه
plot
قطعه
plots
قطعه
internode
قطعه
line segment
قطعه خط
morceau
قطعه
section
قطعه
sections
قطعه
stretch
قطعه
stretched
قطعه
stretches
قطعه
piece
قطعه
copyslip
قطعه
plank
قطعه
nugget
قطعه
nuggets
قطعه
tract
قطعه
tracts
قطعه
pane
قطعه
panes
قطعه
block
قطعه
blocked
قطعه
blocks
قطعه
member
قطعه
members
قطعه
pieces
قطعه
components
قطعه
very large scale integration
قطعه
fragments
قطعه
component
قطعه
scale
قطعه
part
قطعه
wodge
قطعه
wodges
قطعه
chunk
قطعه
chunks
قطعه
trilobation
سه قطعه
segments
قطعه
slab
قطعه
segment
قطعه
blocs
قطعه
slabs
قطعه
lobe
قطعه
lobes
قطعه
plotted
قطعه
partitur
قطعه کامل
pericope
قطعه منتخب
clearing block
قطعه بازدارنده
blocks
قطعه زمین
part
قطعه یدکی
block
قطعه زمین
opus
قطعه موسیقی
partitura
قطعه کامل
stiffener
قطعه تقویتی
major assembly
قطعه عمده
pickling
قطعه شویی
stiffeners
قطعه تقویتی
electric component
قطعه الکتریکی
passages
تصویب قطعه
passage
تصویب قطعه
opuses
قطعه موسیقی
lobectomy
قطعه برداری
replacement
تعویض قطعه
replacements
تعویض قطعه
concertos
قطعه موسیقی
lobule
قطعه کوچک
magnetic component
قطعه مغناطیسی
icicles
یخ پاره قطعه یخ
in sections
د رچند قطعه
occipital lobe
قطعه پس سری
part number
شماره قطعه
equulei
قطعه الفرس
equuleus
قطعه الفرس
dabs
قطعه تکه
dabbed
قطعه تکه
dab
قطعه تکه
blocked
قطعه زمین
parietal lobe
قطعه اهیانهای
overlay segment
قطعه جایگذاشت
frontal lobe
قطعه پیشانی
hexastich
قطعه شش فردی
midsection
قطعه میانی
theme song
قطعه تکراری
versicle
قطعه کوچک
lobotomies
قطعه بری
icicle
یخ پاره قطعه یخ
vlsi
قطعه روی یک IC
work part
قطعه کار
workholder
نگهدارنده قطعه
fitting
قطعه اتصال
berg
قطعه عظیم یخ
tension member
قطعه کششی
sett
قطعه سنگفرش
blank flange
قطعه- ایکس
segmentation
قطعه سازی
lobotomy
قطعه بری
unit assembly
یک قطعه مجزا
fragments
قطعه باقیمانده
fragmenting
قطعه باقیمانده
temporal lobe
قطعه گیجگاهی
lot
قطعه زمین
fragment
قطعه باقیمانده
worked
قطعه کار
work
قطعه کار
subassembly
یک قطعه جزء
stull
قطعه بزرگ
gusset
قطعه اتصال
gussets
قطعه اتصال
lot
پارچه قطعه
concerto
قطعه موسیقی
casting
قطعه ریخته گی
strip
قطعه باریک
mechanisms
قطعه ماشینی
program segment
قطعه برنامه
quad
قطعه سربی
replacement part
قطعه یدکی
plat
قطعه نقشه
replacement part
قطعه جایگزینی
piece part
قطعه یک پارچه
quads
قطعه سربی
time slice
قطعه زمان
items
قطعه خبری
item
قطعه خبری
handset
تلفن در یک قطعه
segmentation
قطعه بندی
cannibalization
قطعه برداری
handsets
تلفن در یک قطعه
resident segment
قطعه مقیم
root segment
قطعه ریشهای
mechanism
قطعه ماشینی
composition
سرایش قطعه هنری
stanzas
قطعه بندگردان تهلیل
reservations
قطعه زمین اختصاصی
bit slice processor
پردازشگر قطعه بیتی
symphony
قطعه طولانی موسیقی
medium scale integration
مدار مجتمع با دو قطعه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com