Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English
Persian
fragmentation
قطعه قطعه شدن
Search result with all words
bag
قطعه برزنت چهارگوش وصل به زمین بعنوان پایگاه
bags
قطعه برزنت چهارگوش وصل به زمین بعنوان پایگاه
nocturne
قطعه موسیقی دل انگیزو رویایی
nocturnes
قطعه موسیقی دل انگیزو رویایی
stringer
قطعه چوب اضافی برای استحکام تخته موج
stringers
قطعه چوب اضافی برای استحکام تخته موج
slab
قطعه
slabs
قطعه
lobe
قطعه
lobes
قطعه
fully
از قبیل هر قطعه نوری یا نهانی
card
قطعه کوچکی از کاغذ یا پلاستیک
cards
قطعه کوچکی از کاغذ یا پلاستیک
passage
تصویب قطعه
passages
تصویب قطعه
scale
قطعه
enable
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
enabled
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
enables
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
enabling
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
part
قطعه
part
قطعه یدکی
mean
مدت زمان متوسط ی که یک قطعه بین دو خرابی کار میکند
mean
متوسط زمان لازم برای تعمیر یک قطعه خراب
meaner
مدت زمان متوسط ی که یک قطعه بین دو خرابی کار میکند
meaner
متوسط زمان لازم برای تعمیر یک قطعه خراب
meanest
مدت زمان متوسط ی که یک قطعه بین دو خرابی کار میکند
meanest
متوسط زمان لازم برای تعمیر یک قطعه خراب
service
توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
serviced
توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
link
برنامههای بررسی کامپیوتری برای بررسی اینکه هر قطعه در ارتباط با دیگران خوب کار میکند یا نه
link
مسیر ارتباطی یا کانال بین دو قطعه یا وسیله
link
اتصال یا وصل کردن دو قطعه سخت افزار یا نرم افزار
cut
حذف یک قطعه از فایل
cut
قطعه حذف شده از فایل
cuts
حذف یک قطعه از فایل
cuts
قطعه حذف شده از فایل
machine
خطای ناشی از خرابی قطعه
machined
خطای ناشی از خرابی قطعه
machines
خطای ناشی از خرابی قطعه
global
تابع جابجایی که یک قطعه متن
globally
تابع جابجایی که یک قطعه متن
logic
قطعه آزمایش که وضعیت منط قی قط عات یا مدارها را نشان میدهد
standby
قطعه پشتبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
standbys
قطعه پشتبان که در صورت خرابی سیستم فعال میشود
test
قطعه مخصوص که نرم افزار با سخت افزار را آزمایش میکند
tested
قطعه مخصوص که نرم افزار با سخت افزار را آزمایش میکند
tests
قطعه مخصوص که نرم افزار با سخت افزار را آزمایش میکند
polarities
و قطعه کار نکند
polarity
و قطعه کار نکند
sense
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
sensed
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
senses
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
plotter
وسیهل خروجی کامپیوتری شامل قلم متحرک و یک قطعه کاغذ اطراف وسیلهای که می چرخد و الگوها و متن هایی ایجاد میکند
plotters
وسیهل خروجی کامپیوتری شامل قلم متحرک و یک قطعه کاغذ اطراف وسیلهای که می چرخد و الگوها و متن هایی ایجاد میکند
crash
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashed
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashes
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashing
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashingly
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
fan
بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
fan
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanned
بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
fanned
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanning
بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
fanning
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fans
بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
fans
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
sheet
یک قطعه کاغذ بزرگ
sheets
یک قطعه کاغذ بزرگ
technologies
قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت
technology
قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت
mechanism
قطعه ماشینی
mechanisms
قطعه ماشینی
component
قطعه
components
قطعه
odyssey
قطعه منظوم رزمی منسوب به هومر شاعر یونانی حاوی شرح مسافرتهای پر حادثه "ادیسه "
odysseys
قطعه منظوم رزمی منسوب به هومر شاعر یونانی حاوی شرح مسافرتهای پر حادثه "ادیسه "
micro
کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
micro
اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
micros
کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
micros
اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
icicle
یخ پاره قطعه یخ
icicles
یخ پاره قطعه یخ
crystal
قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystals
قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
overlay
قطعه کاغذ روی کلیدهای صفحه کلید برای بیان کار آنها قرار گرفته است
overlaying
قطعه کاغذ روی کلیدهای صفحه کلید برای بیان کار آنها قرار گرفته است
overlays
قطعه کاغذ روی کلیدهای صفحه کلید برای بیان کار آنها قرار گرفته است
lot
پارچه قطعه
lot
قطعه زمین
power
خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power
بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
powered
خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powered
بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
powering
خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powering
بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
powers
خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
powers
بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
serenade
قطعه موسیقی عاشقانه
Other Matches
segmentation
تقسیم بچند قسمت یا قطعه قطعه قطعه سازی
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
lobation
قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
companion part
لنگه قطعه متقابل قطعه راهنما
planar
روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
fast
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasts
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasted
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fastest
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
segments
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
segment
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
segments
قطعه قطعه کردن
fragments
قطعه قطعه کردن
mainland
قطعه اصلی قطعه
segment
قطعه قطعه کردن
fragmenting
قطعه قطعه کردن
sectional
قطعه قطعه بخشی
fritter
قطعه قطعه کردن
fragment
قطعه قطعه کردن
fritters
قطعه قطعه کردن
anatomize
قطعه قطعه کردن تجزیه کردن
segments
قطعه
panels
قطعه
line segment
قطعه خط
segment
قطعه
morceau
قطعه
goblets
قطعه
snip
قطعه
snipped
قطعه
copyslip
قطعه
panel
قطعه
doit
قطعه
plots
قطعه
internode
قطعه
goblet
قطعه
item
قطعه
items
قطعه
extent
قطعه
snipping
قطعه
calligraph
قطعه
nugget
قطعه
fragmenting
قطعه
fragment
قطعه
plot
قطعه
plotted
قطعه
blocs
قطعه
bloc
قطعه
pieces
قطعه
section
قطعه
sections
قطعه
plank
قطعه
stretch
قطعه
stretched
قطعه
stretches
قطعه
piece
قطعه
nuggets
قطعه
tract
قطعه
tracts
قطعه
pane
قطعه
panes
قطعه
block
قطعه
blocked
قطعه
blocks
قطعه
chunks
قطعه
chunk
قطعه
member
قطعه
members
قطعه
fragments
قطعه
snippy
قطعه
segmental
قطعه قطعه
trilobation
سه قطعه
small scale integration
قطعه
smidgin
قطعه
very large scale integration
قطعه
smidgen
قطعه
wodge
قطعه
wodges
قطعه
smidgeon
قطعه
vlsi
قطعه روی یک IC
work part
قطعه کار
workholder
نگهدارنده قطعه
replacement part
قطعه جایگزینی
block
قطعه زمین
blocked
قطعه زمین
blocks
قطعه زمین
versicle
قطعه کوچک
theme song
قطعه تکراری
time slice
قطعه زمان
concertos
قطعه موسیقی
concerto
قطعه موسیقی
opuses
قطعه موسیقی
opus
قطعه موسیقی
stiffener
قطعه تقویتی
pickling
قطعه شویی
unit assembly
یک قطعه مجزا
temporal lobe
قطعه گیجگاهی
dab
قطعه تکه
fragmenting
قطعه باقیمانده
dabs
قطعه تکه
fragment
قطعه باقیمانده
worked
قطعه کار
work
قطعه کار
electric component
قطعه الکتریکی
fitting
قطعه اتصال
casting
قطعه ریخته گی
lobotomy
قطعه بری
stiffeners
قطعه تقویتی
replacement
تعویض قطعه
handsets
تلفن در یک قطعه
replacement part
قطعه یدکی
handset
تلفن در یک قطعه
fragments
قطعه باقیمانده
dabbed
قطعه تکه
replacements
تعویض قطعه
lobotomies
قطعه بری
program segment
قطعه برنامه
gusset
قطعه اتصال
gussets
قطعه اتصال
in sections
د رچند قطعه
hexastich
قطعه شش فردی
frontal lobe
قطعه پیشانی
equuleus
قطعه الفرس
equulei
قطعه الفرس
resident segment
قطعه مقیم
root segment
قطعه ریشهای
clearing block
قطعه بازدارنده
cannibalization
قطعه برداری
plat
قطعه نقشه
lobectomy
قطعه برداری
piece part
قطعه یک پارچه
pericope
قطعه منتخب
partitura
قطعه کامل
sett
قطعه سنگفرش
parietal lobe
قطعه اهیانهای
overlay segment
قطعه جایگذاشت
occipital lobe
قطعه پس سری
midsection
قطعه میانی
major assembly
قطعه عمده
magnetic component
قطعه مغناطیسی
lobule
قطعه کوچک
blank flange
قطعه- ایکس
part number
شماره قطعه
subassembly
یک قطعه جزء
segmentation
قطعه بندی
segmentation
قطعه سازی
partitur
قطعه کامل
items
قطعه خبری
item
قطعه خبری
strip
قطعه باریک
tension member
قطعه کششی
quads
قطعه سربی
quad
قطعه سربی
berg
قطعه عظیم یخ
stull
قطعه بزرگ
piece production cost
ارزش تولید قطعه
medium scale integration
مدار مجتمع با دو قطعه
odes
قطعه شعر بزمی
vermis
قطعه میانی مخچه
pieces
قطعه ادبی یاموسیقی
the continent
قطعه اروپادربرابر جزایربرطانی
duets
قطعه موسیقی یا اوازدونفری
plat
قطعه زمین کوچک
duet
قطعه موسیقی یا اوازدونفری
ode
قطعه شعر بزمی
snippel
قطعه اقتباس شده
ornamental motif
تکه یا قطعه تزیینی
compositions
سرایش قطعه هنری
non ferrous casting
قطعه ریخته گی غیراهنی
composition
سرایش قطعه هنری
time slicing
قطعه کردن زمان
fitting
قطعه اتصال پیوندیها
postlude
قطعه موسیقی پایان
sand castings
قطعه ریختگی ماسهای
concertino
قطعه تصنیف کوچک
scherzo
قطعه نشاط انگیزوهزلی
bit slice processor
پردازشگر قطعه بیتی
cathodic pickling
قطعه شوی کاتدی
stanza
قطعه بندگردان تهلیل
built up crossing
قطعه ریل متقاطع
To shave a piece of wood.
قطعه چوبی راتراشیدن
stanzas
قطعه بندگردان تهلیل
frontal lobe syndrome
نشانگان قطعه پیشانی
cadenza
قطعه اواز یکنفری
cadenzas
قطعه اواز یکنفری
symphony
قطعه طولانی موسیقی
intermezzo
قطعه موسیقی کوتاه
integrate electronic component
قطعه الکترونیکی مجتمع
quadrat
قطعه زمین مستطیل
grassplot
قطعه زمین علفزار
symphonies
قطعه طولانی موسیقی
gallium arsenide
قطعه نیمه هادی
codas
قطعه اخریک اهنگ
serenades
قطعه موسیقی عاشقانه
coda
قطعه اخریک اهنگ
cannibalizing
محل قطعه برداری
cannibalizes
محل قطعه برداری
cannibalized
محل قطعه برداری
cannibalize
محل قطعه برداری
cannibalises
محل قطعه برداری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com