English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 141 (9 milliseconds)
English Persian
flame out قطع احتراق
Search result with all words
inflammation احتراق
engine موتور بنزینی موتور احتراق داخلی
sulphur اصل احتراق
internal combustion engine موتور احتراق داخلی
internal combustion engines موتور احتراق داخلی
ignition احتراق
ignition احتراق اتش زدن مشتعل کردن
ignition اشتعال احتراق
lighting احتراق
firing احتراق
timing زمان احتراق
timing تنظیم زمان احتراق موتور
burning احتراق
arson احتراق
misfiring احتراق ناقص
backfire احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfired احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfires احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfiring احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
explosion احتراق
explosions احتراق
combustion اشتعال احتراق
combustion احتراق
combustible احتراق پذیر
combustible قابل احتراق
combustible جسم قابل احتراق
can هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
canning هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
cans هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
explosive قابل احتراق ماده محترقه یا منفجره
advanced ignition اوانس احتراق
afterburning عملیات بعد از احتراق سوخت
base ignition احتراق تحتانی
burner cans محفظه احتراق موتورهای توربینی
burner compartment قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
burning brand نوع احتراق
burning brand علامت احتراق نیمسوزی
can annular محفظه احتراق حلقوی شکل
cannular محفظه احتراق حلقوی شکل
capacitor discharge ignition سیستم احتراق با انرژی زیاد
charactristic lenght نسبت حجم محفظه احتراق به مساحت دهانه ورودی موتوردر راکت
combustibility قابلت احتراق
combustiblity قابلیت احتراق
combustion area محفظه احتراق
combustion chamber محفظه احتراق
combustion efficiency راندمان احتراق
combustion efficiency بازده احتراق
combustion starter مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
combustor محفظه احتراق
combustor سیستم احتراق توربین
compression ignition احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
compression ingition احتراق توسط فشار
constant pressure combustion احتراق در فشار ثابت
critical grid current جریان احتراق شبکه ولتاژ احتراق شبکه
crossfiring اتصال کوتاه بین دو سیم درسیستم احتراق که باعث احتراق نابهنگام میشود
deflagration احتراق
delay zction firing عمل احتراق با تاخیر
diesel ramjet موتور رم جت که سرعت ان به حدی است که گرمای حاصل از تراکم هوای داخل ان برای احتراق سوخت کافی است
dual ignition احتراق دو برقی
dual ignition system سیستم احتراق دوتایی
duplex ignition احتراق دوگانه
explosively بطور قابل احتراق
external combustion احتراق خارجی
external combustion engine موتور احتراق خارجی موتور برونسوز
firedamp گاز قابل احتراق معدن
firing order ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
firing order ترتیب احتراق
firing position موقعیت احتراق
flash point نقطه احتراق
heat of combustion گرمای احتراق
heat value گرمای احتراق
heating value گرمای احتراق
hot bulb ignition احتراق سرسرخ
hot test تست استاتیک موتور راکت که در ان احتراق واقعی صورت میگیرد
hung start شرایطی در استارت توربینهای گاز که در ان احتراق صورت میگیرد ولی موتور به سرعت خودکفایی نمیرسد
ignitability قابلیت احتراق
ignitable قابل احتراق
igniter ماده بسیار قابل احتراق که باماده ضعیفتر مخلوط میشود
igniter switch سوئیچ احتراق
igniter switch کلید احتراق
ignitibility قابلیت احتراق
ignitible قابل احتراق
igniting agent عامل احتراق
igniting point نقطه احتراق
igniting spark جرقه احتراق
ignition analyzer اسیلوگراف کنترل احتراق
ignition anode اند کمکی اند احتراق
ignition by contact احتراق تماسی
ignition by contact breaking احتراق با قطع کنتاکت
ignition by incandescence احتراق التهابی
ignition cable کابل احتراق
ignition charge خرج احتراق
ignition choke پیچک احتراق
ignition circuit مدار احتراق
ignition condition حالت احتراق
ignition control کنترل احتراق
ignition current جریان احتراق
ignition device وسیله احتراق
ignition lag تاخیر احتراق
ignition pulse پالس احتراق
Other Matches
premature ignition احتراق نابهنگام احتراق بیموقع
oxidization احتراق
seeting on fire احتراق
ignition voltage ولتاژ احتراق
inexplosive غیرقابل احتراق
internal combustion احتراق داخلی
firing accessories لوازم احتراق
single ignition احتراق تک برقی
two spark ignition احتراق دو جرقهای
triple ignition احتراق سه برقی
magneto ignition احتراق با مگنت
surface burning احتراق سطحی
sulfur اصل احتراق
ignition switch کلید احتراق
ignition pulse ضربه احتراق
ignition pulse ایمپولز احتراق
ignition spark جرقه احتراق
premature ignition احتراق زودرس
pre ignition زود احتراق
ignition system سیستم احتراق موتور
ignition temperature درجه حرارت احتراق
ignition voltage فشار الکتریکی احتراق
incombustibility عدم امکان احتراق
incombustible غیر قابل احتراق
maximum gate trigger voltage ولتاژ احتراق حداکثر
preignition احتراق قبل از وقت
order of fire ترتیب احتراق موتور
molar heat of combusion گرمای مولی احتراق
molar enthalpy of combusion انتالپی مولی احتراق
maximum gate trigger current جریان احتراق حداکثر
make and break ignition احتراق با قطع و وصل
jump spark ignition احتراق با جرقه جهنده
vaporizing combustor سیستم احتراق توربین گاز
precombustion chamber engine موتور با اطاق احتراق تراکم قبلی
plug nozzle نازلی در موتورهای راکت بامحفظه احتراق حلقوی وپیچشی
restricted propellant سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
residence time مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
multipropellant سوخت راکت متشکل از دو یاچند جزء که بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد میشوند
multi chamber نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
rate of flame propagation سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com