Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
English
Persian
breach of diplomatic relations
قطع روابط سیاسی
interruption of diplomatic relations
قطع روابط سیاسی
severance of diaplomatic relations
قطع روابط سیاسی
rupture of diplomatic relations
قطع روابط سیاسی
Search result with all words
diplomatic relations
روابط سیاسی
reestablishment of diplomatic relations
برقراری مجدد روابط سیاسی اعاده روابط سیاسی
Other Matches
labor relations
روابط کارگر و کارفرما روابط کارگری
civil military relations
روابط بین نظامیان وغیرنظامیان روابط نظامیان با مردم کشورهای دیگر
apolitical
دارای شخصیت غیر سیاسی بی علاقه بامور سیاسی
self determination
استقلال سیاسی یک ملت و عدم تاثیرنیروهای خارجی درتصمیمات و روشهای سیاسی و اقتصادی و نظامی واجتماعی ان
political ties
هم بستگیهای سیاسی وابستگیهای سیاسی اتحادسیاسی
immunity
مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
political circles
محافل سیاسی دوایر سیاسی
politics
علم سیاسی امور سیاسی
psychophysics
علم روابط میان روان وتن علم روابط میان روان شناسی وفیزیک
politic
سیاسی نماینده سیاسی
relations
روابط
space relations
روابط فضایی
economic relations
روابط اقتصادی
sexual relations
روابط جنسی
financial relations
روابط مالی
social relations
روابط اجتماعی
disengagement
متارکه روابط
diplomatic relations
روابط دیپلماتیک
communal relationship
روابط ناحیهای
public relations
روابط عمومی
terming
روابط فصل
termed
روابط فصل
term
روابط فصل
paratactic
فاقد روابط
public affairs
روابط عمومی
rapporchment
تجدید روابط
ideological relations
روابط ارمانی
industrial relations
روابط صنعتی
good relations
روابط حسنه
marital relations
روابط زناشویی
come to rupture
قطع روابط کردن
break of relations
قطع روابط کردن
come to a rupture
قطع روابط کردن
rapprochement
ایجاد روابط حسنه
phalanstery
روابط تعاونی اجتماعی
industrial relations
روابط کارگر وکارفرما
flesh and blood
<idiom>
روابط نزیک داشتن
means end relations
روابط وسیله- هدف
community relations
قسمت روابط عمومی
rupture of diplomatic relations
قطع روابط دیپلماتیک
ideological relations
روابط ایده ئولوژیک
interstate relations
روابط بین الدول
good neigbourly relations
روابط حسن همجواری
isonomy
برابری در حقوق سیاسی برابری سیاسی
electro magnetism
علم روابط فیزیکی میان
amity
روابط حسنه حسن تفاهم
sociometry
سنجش روابط افراد جامعه
psychophysics
مبحث روابط روان وماده
internationals
وابسته به روابط بین المللی
international
وابسته به روابط بین المللی
anthropology
مبحث روابط انسان با خدا
international economic relations
روابط اقتصادی بین المللی
The sever ones connections ( relation ) with someone .
روابط خود را با کسی قطع کردن
to off negotiations
اعلان قطع گفتگو یا روابط کردن
minnesota spacial relations test
ازمون روابط فضایی مینه سوتا
to break off diplomatic relations
روابط دیپلماتیکی را قطع کردن
[سیاست]
psychophysical
وابسته بعلم روابط میان تن وروان
dynamic relation
روابط میان جوهروعرض یاعلت و معلول
interdenominational
وابسته به فرقههای مذهبی و روابط انها با یکدیگر
pragmatics
مطالعه و بررسی روابط میان علائم و استفاده انها
community relations
روابط همکاری بین سازمانهای نظامی وقشرهای اجتماعی
ententes cordiales
روابط حسنه دولتهای متحابه ودوست حسن تفاهم
ententes
روابط حسنه دولتهای متحابه ودوست حسن تفاهم
entente
روابط حسنه دولتهای متحابه ودوست حسن تفاهم
input output analysis
تحلیل داده ها ستاده ها مطالعه تجربی روابط متقابل بخشهای مختلف اقتصاد
geopolitic
علمی که روابط بین موقعیت جغرافیایی سرزمینها را باپیدایش و نابودی قدرتهای بزرگ و امپراطوریها مطالعه میکند
socio political
سیاسی
politicos
سیاسی
politico
سیاسی
political
سیاسی
diplomatic
سیاسی
civil censorship
سانسور روابط غیرنظامی نظامیان سانسور امور هنری و ارتباطی غیرنظامیان
diplomatic representation
نمایندگی سیاسی
arithmetic , political
اقتصاد سیاسی
sociopolitical
اجتماعی- سیاسی
refugees
پناهنده سیاسی
refugee
پناهنده سیاسی
couriers
پیک سیاسی
courier
پیک سیاسی
envoyship
نمایندگان سیاسی
envoys
فرستاده سیاسی
diplomatic privileges
امتیازات سیاسی
diplomatic passport
تذکره سیاسی
talk politics
گفتگوی سیاسی
demarche
اقدام سیاسی
state criminals
مقصرین سیاسی
state prisoners
زندانیان سیاسی
diplomatic agent
مامور سیاسی
diplomatic channels
طرق سیاسی
diplomatic mission
هیئت سیاسی
diplomatic officer
مامور سیاسی
asylum
حق پناهندگی سیاسی
diplomatic passport
پاسپورت سیاسی
asylums
حق پناهندگی سیاسی
state criminals
مجرمین سیاسی
envoy
فرستاده سیاسی
prisoners of state
محبوسین سیاسی
prisoners of state
زندانیان سیاسی
political forces
نیروهای سیاسی
political isolation
انزوای سیاسی
political matters
مسائل سیاسی
political mission
هیئت سیاسی
political offence
جرم سیاسی
political offences
جرائم سیاسی
political propaganda
تبلیغات سیاسی
political psychology
روانشناسی سیاسی
political rights
حقوق سیاسی
politico social
سیاسی و اجتماعی
state prisoners
محبوسین سیاسی
political mission
ماموریت سیاسی
political debate
بحث سیاسی
political debate
منازعه سیاسی
escapism
انزوای سیاسی
public life
زندگی سیاسی
diplomatic immunity
مصونیت سیاسی
politico social
سیاسی اجتماعی
current affairs
رویدادهایاجتماعی و سیاسی
political economy
اقتصاد سیاسی
political economy
اتصاد سیاسی
political science
علوم سیاسی
politic
زندانی سیاسی
politicking
فعالیت سیاسی
politician
مرد سیاسی
politicians
مرد سیاسی
diplomatic corps
هیات سیاسی
politics
اصول سیاسی
terror
ادمکشی سیاسی
terrorists
ادمکش سیاسی
terrorist
ادمکش سیاسی
terrors
ادمکشی سیاسی
politically
از لحاظ سیاسی
Political opponents .
مخالفین سیاسی
hatchet man
<idiom>
کارهای سیاسی
ecclesia
مجلس سیاسی
anarchy
بی ترتیبی سیاسی
stated
سیاسی رسمی وضع
politick
جنبه سیاسی دادن به
politico military
امور سیاسی نظامی
politically active
از لحاظ سیاسی پرتحرک
politico military
عملیات سیاسی نظامی
politically involved
از لحاظ سیاسی پرتحرک
diplomatic bady
هیات سیاسی نمایندگان
political scientist
ویژه گر علوم سیاسی
political scientists
ویژه گر علوم سیاسی
roorback
اتهامات کذب سیاسی
roorbach
اتهامات کذب سیاسی
states
سیاسی رسمی وضع
non political offence
جرم غیر سیاسی
stating
سیاسی رسمی وضع
neutral state
حالت بی طرفی سیاسی
diplomat
رجل سیاسی دیپلمات
state-
سیاسی رسمی وضع
Religious (political) fanaticism
تعصبات مذهبی ( سیاسی )
isopolity
برابری در حقوق سیاسی
state
سیاسی رسمی وضع
political instability
تزلزل یا نا استواری سیاسی
neutralism
حفظ بی طرفی سیاسی
junto
دسته بندی سیاسی
geopolitical
وابسته به جغرافیای سیاسی
isonomy
تساوی سیاسی و حقوقی
hanse
اتحادیه بازرگانی یا سیاسی
statesman
رجل سیاسی زمامدار
diplomats
رجل سیاسی دیپلمات
titular charge daffaires
متصدی شغل سیاسی
diplomatic corps
هیات نمایندگان سیاسی
to talk politics
گفتگوی سیاسی کردن
corps diplomatique
هئیت نمایندگان سیاسی
diplomatic body
هیات نمایندگان سیاسی
stateman
مرد سیاسی زمامدار
statesmen
رجل سیاسی زمامدار
a newspaper's political affiliation
وابستگی سیاسی روزنامه ها
old guard
محافظه کار سیاسی
bioecology
رشتهای از محیط شناسی که روابط گیاهان و حیوانات رابا محیط اطراف خود موردبحث قرار میدهد
reciprocal agreement
قراردادی که دو کشور برای توسعه روابط اقتصادی با یکدیگرمنعقد می سازند و بر این مبنا به یکدیگر امتیازاتی ازنظر تعرفه گمرکی و عوارض و تسهیلات می دهند
To ask for political asylum.
تقاضای پناهندگی سیاسی کردن
stability
امنیت داخلی ثبات سیاسی
ward heeler
کارچاق کن سیاسی ناحیه بخصوصی
Machiavellian
وابسته به عقاید سیاسی "ماکیاولی "
stalinism
روش سیاسی ژوزف استالین
person seeking
[political]
asylum
درخواست کننده پناهندگی
[سیاسی]
woman's rights
حقوق اجتماعی و سیاسی نسوان
state of the realm
طبقات اجتماعی یا سیاسی کشور
run scared
<idiom>
تلاش برای رقابت سیاسی
dopester
پیش بینی حوادث سیاسی
vigilantes
پارتیزان یا متعصب سیاسی یامذهبی
ecclesiast
عضوانجمن سیاسی اتنیهای قدیم
diplomatic
وابسته به ماموران سیاسی خارجه
asylum seeker
درخواست کننده پناهندگی
[سیاسی]
To seek political asylum.
تقاضای پناهندگی سیاسی کردن
residentship
اقامت سیاسی به عنوان نمایندگی
major party
حزب سیاسی پیرو درانتخابات
henchman
هواه خواه سیاسی نوکر
henchmen
هواه خواه سیاسی نوکر
residentship
نمایندگی سیاسی در کشورتحت الحمایه
he is an influence in politics
فلانی نفوذ سیاسی دارد
politics
علم سیاست امور سیاسی
vigilante
پارتیزان یا متعصب سیاسی یامذهبی
immunogenetics
رشتهای از اتم شناسی که درباره روابط مرض و وراثبت یا نژاد بحث میکند مطالعه ارتباط داخلی از لحاظ زیست شناسی
person entitled to asylum
پناهنده سیاسی
[که درخواستش را پذیرفته باشند]
split ticket
<idiom>
انتخاب افراد سیاسی برای رای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com