Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English
Persian
ring off
قطع کردن تلفن یا مکالمه تلفنی
Other Matches
private automatic branch exchange
یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
dial up
استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
two way telephone equipment
تجهیزات مکالمه متقابل تاسیسات مکالمه تلفنی
telephone conversation
مکالمه تلفنی
radiotelephony
مکالمه رادیو تلفنی
push to talk
کلید مکالمه تلفنی
duplex telephony
مکالمه تلفنی دو طرفه
telephone modal distance
مسافت مکالمه تلفنی
I'm putting you through now.
شما را الان وصل میکنم.
[در مکالمه تلفنی]
duplex operation
کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
telephone repeater
دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
interphone
سیستم تلفن یا مکالمه داخلی یک جنگ افزار
ex-directory
تلفنی که شمارهی آن در کتابچهی تلفن داده نشده
exchange cable
کابل اتصال بین مرکز تلفنی ومشترک تلفنی
parleying
مکالمه کردن
parleys
مکالمه کردن
parley
مکالمه کردن
parleyed
مکالمه کردن
telephone conversation
گفتگوی تلفنی مذاکره تلفنی
voice answer back
یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
modem
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
wire-tap
استراقسمع تلفنی کردن
wire-taps
استراقسمع تلفنی کردن
wire-tapped
استراقسمع تلفنی کردن
wire-tapping
استراقسمع تلفنی کردن
ani
سیستم تلفن که شماره تلفن شخصی که تماس گرفته را درج میکند
howlers
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
howler
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
acoustic coupler
وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
magneto exchange
مرکز تلفن خودکار با تلفن اندوکتوری
telephony
مجموعه استانداردها که نحوه کار کامپیوترها باسیستم تلفن را بیان میکند که باعث ایجاد پست الکترونیکی صوتی , پاسخ به تلفن و سرویس فکس میشود
radio-telephones
رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio-telephone
رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio telephone
رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
telephone booths
کیوسک تلفن کابین تلفن
telephone booth
کیوسک تلفن کابین تلفن
coupler
وسیلهای که به دستگاه تلفن وصل است و داده دودویی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند که روی یک خط تلفن قابل ارسال است
phone
تلفن کردن
phoned
تلفن کردن
to ring up
تلفن کردن به
phoning
تلفن کردن
telephoned
تلفن کردن
telephoning
تلفن کردن
telephone
تلفن کردن
telephones
تلفن کردن
call up
<idiom>
تلفن کردن
phones
تلفن کردن
colloquia
مکالمه
palaver
مکالمه
parle
مکالمه
parlance
مکالمه
colloquium
مکالمه
ring up
به کسی تلفن کردن
ring off
قطع کردن تلفن
sign languages
مکالمه با اشاره
dialogist
مکالمه نویس
conversation
مکالمه محاوره
conversations
مکالمه محاوره
frequency of calls
تراکم مکالمه
sign language
مکالمه با اشاره
crosstalk
مکالمه متقابل
through call
مکالمه مستقیم
radiotelephony
مکالمه با بی سیم
ciphony
رمز کردن پیامهای تلفنی مکالمات رمز شده
long-distance
ازراه دور تلفن کردن
long distance
ازراه دور تلفن کردن
emergency call
خبر یا مکالمه اضطراری
chargeable call
مکالمه قابل پرداخت
radio dicipline
انضباط مکالمه بی سیم
international call
مکالمه بین المللی
phoning
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phone
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
to tap somebody's telephone
[line]
به خط تلفن کسی مخفیانه وصل کردن
phones
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phoned
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
fixed time call
مکالمه در زمان معین و ثابت
trunk calls
مکالمه مشترکین از طریق ترانک
trunk call
مکالمه مشترکین از طریق ترانک
drop
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
to tap
[phone line]
مخفیانه به گفتگوی کسی در خط تلفن گوش کردن
dropped
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
to call 911
[American English]
تلفن اضطراری کردن
[به پلیس یا آتش نشانی]
to hit the wrong key
[on the PC/phone/calculator]
اشتباه تایپ کردن صفحه
[کلید یا تلفن]
to make a typo
[American E]
اشتباه تایپ کردن
[صفحه کلید یا تلفن]
to make a typing error
[mistake]
اشتباه تایپ کردن
[صفحه کلید یا تلفن]
dropping
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drops
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
speaking tube
لوله مخصوص مکالمه بین دواتاق
uncommunicative
بی علاقه به مکالمه و تبادل فکر و خبر
phoning
تلفن تلفن زدن
phones
تلفن تلفن زدن
phone
تلفن تلفن زدن
phoned
تلفن تلفن زدن
procedure word
کلماتی که قبل از شروع مکالمه مخابره می شوند
phoning
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phone
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phones
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoned
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
interrogator responder
دستگاه تماس یا مکالمه سیستم شناسایی دشمن وخودی
dial
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialed
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialled
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
Their eyes met.
آنها به هم زل زدند.
[همینطور به معنی گفتگوی بدون مکالمه یا عشق به هم]
audio
ال می پرسد. شخص تماس گرفته با انتخاب کردن شمارهای در تلفن به او جواب میدهد
dialectic
روش مبتنی بر مباحثه و مکالمه روشی است که فلاسفهای نظیر سقراط
trunk line
خط تلفنی
telephonic
تلفنی
telephone communication
ارتباط تلفنی
call girls
فاحشه تلفنی
wire-taps
استراقسمع تلفنی
interphone system
سیستم تلفنی
telebrief
هماهنگی تلفنی
wire net
شبکه تلفنی
telephone connection
اتصال تلفنی
wire-tapped
استراقسمع تلفنی
wire-tapping
گوشیازی تلفنی
wire-tap
استراقسمع تلفنی
wire-tapped
گوشیازی تلفنی
wire-tapping
استراقسمع تلفنی
call girl
فاحشه تلفنی
telephone traffic
ترافیک تلفنی
telephone message
پیغام تلفنی
wire-tap
گوشیازی تلفنی
telephone message
پیام تلفنی
telephone subscriber
مشترک تلفنی
wire-taps
گوشیازی تلفنی
telephone frequency
بسامه تلفنی
wire-taps
نهان گوشی تلفنی
wire-tap
نهان گوشی تلفنی
log
ضبط تماسهای تلفنی
phantom circuit
مدار دو خطه تلفنی
wire-tapped
نهان گوشی تلفنی
line termination circuit
مدار مشترک تلفنی
wire-tapped
وسیلهی استراقسمع تلفنی
duplex telephony
گفت و شنود تلفنی
international telephone circuit
خط تلفنی بین المللی
telephone switching technique
اصول اتصالات تلفنی
call meter
کنتور مکالمات تلفنی
wire-tapping
وسیلهی استراقسمع تلفنی
wire-tapping
نهان گوشی تلفنی
wire-taps
وسیلهی استراقسمع تلفنی
telebrief
تماس مستقیم تلفنی
wire-tap
وسیلهی استراقسمع تلفنی
local subscriber
مشترک تلفنی محلی
logs
ضبط تماسهای تلفنی
wide area telephone service
سرویس تلفنی گسترده
telephone carrier current
جریان حامل تلفنی
telephone repeater valve
لامپ تقویت کننده تلفنی
hot lines
خط تلفنی بیست و چهار ساعته
hot line
خط تلفنی بیست و چهار ساعته
trunk call
اتصال تلفنی بین دومشترک
toll call
مخابره تلفنی خارج شهری
telephone directory
دفترتلفن فهرست مشترکین تلفنی
telephone directories
دفترتلفن فهرست مشترکین تلفنی
trunk calls
اتصال تلفنی بین دومشترک
toll calls
مخابره تلفنی خارج شهری
loggers
وسیلهای که تماسهای تلفنی را ضبط میکند
cross fire
تداخل دومکالمه تلفنی یا تلگرافی باهم
There is no such number.
همچنین شماره تلفنی وجود ندارد.
logger
وسیلهای که تماسهای تلفنی را ضبط میکند
tele communication
مخابرات تلفنی وغیره ازمسافات دور
calling dial
صفحه شماره گیر تلفن صفحه نمره گیر تلفن
telephone operation
طرز کار تلفن کار تلفن
ren
شمارهای که باریک وسیله را در شبکه تلفنی نشان دهد
hang-ups
ماندن به صحبت تلفنی خاتمه دادن زنگ زدن
hang-up
ماندن به صحبت تلفنی خاتمه دادن زنگ زدن
hang up
ماندن به صحبت تلفنی خاتمه دادن زنگ زدن
answering
مودم منتظر برای دریافت تماس تلفنی و ایجاد ارتباط
phonopore
اسبابی که بوسیله ان مخابرات تلفنی را ازتوی سیم تلگراف می گذراند
answered
مودم منتظر برای دریافت تماس تلفنی و ایجاد ارتباط
fcc
شبکههای تلفنی و رسانههای ارتباط جمعی میان ایالتی میباشد
answer
مودم منتظر برای دریافت تماس تلفنی و ایجاد ارتباط
answers
مودم منتظر برای دریافت تماس تلفنی و ایجاد ارتباط
telephony
سیستم ساخت Nouel وATLT که به PC امکان کنترل ارتباط تلفنی PBX میدهد.
vab
یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواند یک سیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند
download
1-بارکردن برنامه یا بخشی از داده ازمحدودهای ازکامپیوتر ها توسط خط تلفن . 2-بار کردن داده از CPU به کامپیوتر کوچک 3-ارسال نوشتار چاپگر ذخیره شده روی دیسک به چاپگر
long-distance
دور برد مکالمات تلفنی از راه دور
long distance
دور برد مکالمات تلفنی از راه دور
telephone operator
تلفن چی
operator
تلفن چی
phoned
تلفن
phone
تلفن
operators
تلفن چی
service man
تلفن چی
phones
تلفن
telephone line
خط تلفن
telephone
تلفن
telephone code
کد تلفن
phoning
تلفن
telephoned
تلفن
telephones
تلفن
telephone jack
جک تلفن
telephoning
تلفن
telephone circuit
خط تلفن
receiver
گوشی تلفن
auto
شماره تلفن
hand set
گوشی تلفن
radiophone
تلفن بیسیم
hotter
خط تلفن مستقیم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com