Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English
Persian
trimming cutter
قطع کننده زائده ها
Search result with all words
trimming blade
تیغه قطع کننده زائده ها
Other Matches
tab
زائده
anlage
زائده
dowel
زائده
measurement of air pressure
زائده
process
زائده
run off
زائده
run-off
زائده
tabs
زائده
run-offs
زائده
processes
زائده
uncus
زائده
apophysis
زائده
excrescent
زائده
coronoid process
زائده منقاری
ear
خوشه زائده
uncinus
زائده قلابی
appendix
زائده کوچک
ears
خوشه زائده
glands
زبانه زائده
gland
زبانه زائده
appendixes
زائده کوچک
trimmings
قطع زائده ها
trimming
قطع زائده ها
styloid process
زائده سهمی
sanse serif
حروف بدون زائده
palpus
زائده بند بندی
lobulate
دارای زائده کوچک
winglet
زائده بال مانند
mastoditis
اماس زائده پستانی
odontoid
وابسته به زائده دندانی
cirrate
دارای زائده و ضمیمه
thistledwon
زائده پر مانند خار
mouthpart
زائده نزدیک دهان
metopon
قسمت جلوی زائده جلومغز
transverse process
زائده جانبی ستون فقرات
appendectomy
برداشتن زائده اپاندیس یا اویزه
pterygoid process
زائده نازله عظم وتدی
winging
بال مانند زائده حبابی
pterygoid process
زائده نازله استخوان شب پرهای
wing
بال مانند زائده حبابی
adnexa
قسمتهای متصل بهم زائده
trimming tool
ابزار ویژه قطع کردن زائده ها
pentadactylate
دارای پنج زائده شبیه پنجه
papilla
زائده بافتی ریشه پرو موی سر و بدن و امثال ان
ligule
زائده کوچکی که بین برگ وغلاف قرار دارد
epididymis
زائده طویل و باریک عقب بیضه که شامل مجاری خروجی منی است
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
lobation
قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
wing
پره زائده پره دار
winging
پره زائده پره دار
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper
کج کننده واژگون کننده
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
requistioner
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumpers
شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper
شوت کننده با پرش پرش کننده
out side
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
renunciant
رد کننده
prattfall
پچ پچ کننده
crusher
له کننده
abjurer or abjuror
کننده
fizzy
کف کننده
swooner
غش کننده
tracker
پی کننده
refuser
رد کننده
trackers
پی کننده
repudiationist
رد کننده
refutative
رد کننده
syncopator
غش کننده
refutatory
رد کننده
prater
پچ پچ کننده
fluxing oil
اب کننده
puffer
پف کننده
bidder
کننده
skittish
رم کننده
solvents
اب کننده
solvent
اب کننده
bender
خم کننده
benders
خم کننده
whisperer
پچ پچ کننده
renunciant
کننده
wheezier
خس خس یا خر خر کننده
bidders
کننده
solver
حل کننده
doer
کننده
thinner
کم کننده
catterer
پچ پچ کننده
surfy
کف کننده
bandwidth
یچ کننده
mumbler
من من کننده
wheezy
خس خس یا خر خر کننده
doers
کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com