Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
English
Persian
indirect release
قطع کننده غیرمستقیم
Search result with all words
sinuous
غیرمستقیم گمراه کننده
Other Matches
circuity
غیرمستقیم
roundabout
غیرمستقیم
roundabouts
غیرمستقیم
indirect
غیرمستقیم
circuitous
غیرمستقیم
backstairs
غیرمستقیم
elenctic
غیرمستقیم
out of straight
غیرمستقیم
insinuation
دخول غیرمستقیم
indirect cost
هزینه غیرمستقیم
indirect labour
کار غیرمستقیم
indirect lighting
روشنایی غیرمستقیم
indirect laying
اتش غیرمستقیم
indirect loading
بارگذاری غیرمستقیم
indirect wave
موج غیرمستقیم
indirect suggestion
تلقین غیرمستقیم
mediately
بطور غیرمستقیم
indirect question
پرسش غیرمستقیم
indirect proof
برهان غیرمستقیم
indirect operation
عملکرد غیرمستقیم
indirect measurement
سنجش غیرمستقیم
indirect materials
مواد غیرمستقیم
oblique question
پرسش غیرمستقیم
mitosis
تسقیم غیرمستقیم
excise duties
مالیات غیرمستقیم
indirect taxation
مالیات غیرمستقیم
indirectly
بطور غیرمستقیم
indirect knowledge
معرفت غیرمستقیم
transitive
رابطه غیرمستقیم
indirect control
کنترل غیرمستقیم
at second hand
بطور غیرمستقیم
spot pass
پاس غیرمستقیم
consequential damages
خسارت غیرمستقیم
on costs
هزینههای غیرمستقیم
indirect expenses
مخارج غیرمستقیم
indirect labour
هزینه دستمزد غیرمستقیم
indirect free kick
ضربه ازاد غیرمستقیم
indirect quotable
نقل قول غیرمستقیم
indirect transition
عبور یا انتقال غیرمستقیم
indirect resistance furnace
کوره مقاومتی غیرمستقیم
indirect addressing
نشان دهی غیرمستقیم
direct lighting
روشن سازی غیرمستقیم
indirect light distribution
پخش نور غیرمستقیم
indirect control system
سیستم کنترل غیرمستقیم
indirect induction heating
گرمایش القایی غیرمستقیم
image arc furnace
کوره قوس نوری غیرمستقیم
karyokinesis
تقسیم غیرمستقیم هسته سلول
predicatively
بطور غیرمستقیم در خبر جمله
bricole
ضربه غیرمستقیم توپ یا گوی
to over hear any one
سخنان کسی را بطور غیرمستقیم یا بدون میل اوشنیدن
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
excise
مالیات کالاهای داخلی مالیات غیرمستقیم
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
production overheads
هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper
کج کننده واژگون کننده
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilisers
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
requistioner
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumpers
شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper
شوت کننده با پرش پرش کننده
out side
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
tracker
پی کننده
filler
پر کننده
prattfall
پچ پچ کننده
renunciant
کننده
rebutter
رد کننده
catterer
پچ پچ کننده
prater
پچ پچ کننده
fizzy
کف کننده
jaberer
پچ پچ کننده
abjurer or abjuror
کننده
benders
خم کننده
noncommittal
رد کننده
puffer
پف کننده
crusher
له کننده
refutative
رد کننده
syncopator
غش کننده
crepitant
خش خش کننده
whisperer
پچ پچ کننده
fluxing oil
اب کننده
hopper
لی لی کننده
hoppers
لی لی کننده
refuser
رد کننده
thinner
کم کننده
skittish
رم کننده
trackers
پی کننده
surfy
کف کننده
ear-splitting
کر کننده
attacking
تک کننده
swooner
غش کننده
commulator
یک سو کننده
refutatory
رد کننده
solvent
اب کننده
repudiationist
رد کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com