English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 260 (40 milliseconds)
English Persian
locking a disk قفل کردن یک دیسک
Search result with all words
floppy discs دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppy disk دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppy disks دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
crash خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashes خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashingly خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
purge پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
purged پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
purges پاک کردن داده نا لازم یا قدیمی از فایل یا دیسک
mount عمل درج دیسک در دیسک درایو یا آگاه کردن سیستم عامل که دیسک درایو آماده استفاده است
mounts عمل درج دیسک در دیسک درایو یا آگاه کردن سیستم عامل که دیسک درایو آماده استفاده است
document عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documented عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documenting عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
self- برای اطمینان از صحت نحوه کار کردن , معمولاگ حافظه , وسایل جانبی و دیسک درایوها بررسی می شوند
densities سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
density سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
head دیسک مخصوص برای تمیز کردن نوک خواندن / نوشتن دیسک
drive باعث کار کردن یک نوار یا دیسک شدن
drives باعث کار کردن یک نوار یا دیسک شدن
wipe پاک کردن داده از دیسک
wiped پاک کردن داده از دیسک
wipes پاک کردن داده از دیسک
wiping پاک کردن داده از دیسک
label مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labeling مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labelled مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labels مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
bulk پاک کردن یک دیسک یا نوار مغناطیسی در یک عمل
format 1-مشابه 4354 2-مشخص کردن فضاهای دیسک که برای داده و کنترل در نظر گرفته شده است
format روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
formats 1-مشابه 4354 2-مشخص کردن فضاهای دیسک که برای داده و کنترل در نظر گرفته شده است
formats روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
double سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled up سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
floppies دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
floppy دیسک درایو برای فلاپی دیسکها و قط عات الکترونیکی به عنوان سوار کردن جداگانه
mirror کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrored کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrors کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
blowout disc دیسک نازک فلزی برای اب بندی کردن سیستمهای سیالات
CD E فرصتی که اجازه ضبط و پاک کردن داده را از دیسک فشرده میدهد
defragmentation ابزار نرم افزاری که عمل یکپارچه کردن روی دیسک سخت را انجام میدهد
degauss پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
degausser وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
deletion روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
demagnetize پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
download 1-بارکردن برنامه یا بخشی از داده ازمحدودهای ازکامپیوتر ها توسط خط تلفن . 2-بار کردن داده از CPU به کامپیوتر کوچک 3-ارسال نوشتار چاپگر ذخیره شده روی دیسک به چاپگر
DVD درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
reformatting عمل فرمت کردن دیسک که حاوی داده است
streaming tape drive دستگاهی که یک کارتریج نوارپیوسته را نگهداری کردن واساسا" به عنوان پشتیبان گردانندههای دیسک سخت بکار می رود
takedown حذف نوار یا کاغذ یا دیسک از یک وسیله جانبی پس از یک کار و آماده کردن آن برای بعدی
unmount برای آگاه کردن سیستم عامل از اینکه دیسک درایو فعال نیست
write protect قسنت کوچکی در فلاپی دیسک که حرکت داده شود مانع هر گونه نوشتن یا پاک کردن دیسک میشود
write protect غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
to save [to disk/DVD etc.] حفظ کردن [روی دستگاه دیسک سخت یا دی وی دی] [رایانه شناسی]
Other Matches
fix دیسک سخت یا دیسک مغناطیسی که قابل حذف شدن از درایور دیسک نیست
fixes دیسک سخت یا دیسک مغناطیسی که قابل حذف شدن از درایور دیسک نیست
rigid دیسک مغناطیسی محکم که داده بسیار بیشتری از فلاپی دیسک را میتواند ذخیره کند و از دیسک درایو حذف نمیشود
FEDS سیستم ذخیره سازی دیسک مغناطیسی که حاوی دیسکهای متحرک است مثل فلاپی دیسک در درایوهای دیسک سخت
fix سیستم ذخیره سازی دیسک مغناطیسی که حاوی دیسکهای متحرک است مثل فلاپی دیسک و چندین درایو دیسک ثابت
fixes سیستم ذخیره سازی دیسک مغناطیسی که حاوی دیسکهای متحرک است مثل فلاپی دیسک و چندین درایو دیسک ثابت
activities چراغ یا LED کوچکی که در مقابل دیسک درایو یا کامپیوتر قرار دارد که بیان میکند چه زمان دیسک درایو مشغول خواندن از یا نوشتن بر دیسک است
activity چراغ یا LED کوچکی که در مقابل دیسک درایو یا کامپیوتر قرار دارد که بیان میکند چه زمان دیسک درایو مشغول خواندن از یا نوشتن بر دیسک است
managers بخشی از سیستم عامل دیسک که فضای دیسک را به فایلها اختصاص میدهد
manager بخشی از سیستم عامل دیسک که فضای دیسک را به فایلها اختصاص میدهد
constants فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
backup دستور برگرداندن داده از دیسک سخت به فلاپی دیسک یا نوار
eds درایو دیسک که از جعبه دیسک قابل جابجایی استفاده میکند
exchangeable درایو دیسک با پوش قابل حرکت . در مقابل دیسک ثابت
constant فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
boot اولین شیار دیسک راه اندازی روی فلاپی دیسک سازگار IBM
movable نوک دیسک مغناطیسی که در روی دیسک حرکت میکند تا به شیار مورد نظر برسد
transmissive disk دیسک ذخیره داده نوری که در آن اشعه لیزر از دیسک به مسیر تشخیص در پایین آن می تابد
disk operating system کنترل کننده دیسک خوان سیستم عامل دیسک
CD WO دیسک ROM-CD و فن آوری درایو که به کاربر اجازه میدهد فقط یک بار روی دیسک بنویسد
write protect tab حفافت دیسک لغزان از نوشته شدن اطلاعات جدید به وسیله یک شکاف که روی دیسک ایجاد میشود
eight inch disk درایو دیسک برای دیسک هشت اینچی
arm وسیله مکانیکی در درایو دیسک برای مکان دهی به نوک خواندن / نوشتن روی شیار مناسب از دیسک
flying head نوک خواندن / نوشتن دیسک سخت که به صورت حلقهای است و بالای سطح دیسک چرخان قرار دارد
access mechanism دستگاه مکانیکی در واحدذخیره دیسک که نوکهای مخصوص خواندن و نوشتن را روی شیارهای صحیح دیسک قرار میدهد مکانیزم دستیابی
park حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
parks حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
parked حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
platters دیسک درون درایو دیسک سخت
platter دیسک درون درایو دیسک سخت
hardest دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
harder دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
hard دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
startup disk فلاپی دیسک که حاوی فایلهای تشخیص سیستم عامل است و در صورتی که دیسک خراب شود برای راه اندازی کامپیوتر استفاده میشود
jukeboxes درایو Rom-CD که میتواند چندین دیسک Rom-CD را نگه دارد و در صورت لزوم دیسک صحیح را انتخاب کند
jukebox درایو Rom-CD که میتواند چندین دیسک Rom-CD را نگه دارد و در صورت لزوم دیسک صحیح را انتخاب کند
DVD درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن یکبار داده روی دیسک DVD میدهد
disk drives گرداننده دیسک دیسک گردان
disk drive دیسک ران دیسک چرخان
floppy disk دیسک لغزان دیسک لرزان
floppy discs فلاپی دیسک دیسک نرم
floppy discs دیسک لغزان دیسک لرزان
disk drive گرداننده دیسک دیسک گردان
disk drives دیسک ران دیسک چرخان
floppy disks فلاپی دیسک دیسک نرم
floppy disk فلاپی دیسک دیسک نرم
video disk دیسک بصری دیسک تصویری
unmount 1-حذف دیسک از دیسک درایو. 2-
floppy disks دیسک لغزان دیسک لرزان
defective خطایی در دیسک سخت که داده روی برخی شیارها به درستی قابل خواندن نیست که میتواند ناشی از سطح دیسک آسیب دیده یا قرار گرفتن نامناسب نوک باشد
drive حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی
drives حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی
Windows Explorer امکان نرم افزاری در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده پرونده ها و فایل ها روی دیسک سخت فلاپی دیسک , ROM-CD , و هر درایو اشتراکی شبکه را میدهد
sector دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sectors دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
fatter در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fat در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fats در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fattest در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
dye polymer recording در دیسکهای نوری روش ضبط که تغییرات در دیسک نوری پلاستیکی در لایه باریک توکار ایجاد میکند یک مزیت بزرگ این روش : داده ذخیره شده روی دیسک نوری قاب پاک شدن است
CDs DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
CD DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
head crash برخورد فیزیکی نوک خواندن /نوشتن با سطح دیسک برخورد نوک خواندن ونوشتن با سطح ضبط شونده یک دیسک سخت که نتیجه اش از دست اطلاعات میباشد خرابی هد
discuses دیسک
discus دیسک
disk دیسک
discs دیسک
disks دیسک
Frisbee دیسک
disc دیسک
diskette دیسک
Frisbees دیسک
turntable دیسک
turntables دیسک
single sided disk دیسک یک رویه
disk pack بسته دیسک
flippy disk دیسک لغزان
disk memory حافظه دیسک
disk library کتابخانه دیسک
disk partition پارتیشن دیسک
rotor disc دیسک رتور
disk reader خواننده دیسک
source disk دیسک مبداء
fixed disk دیسک ثابت
diskette دیسک کوچک
soft sectored disk دیسک خام
diskette دیسک لرزان
disk unit واحد دیسک
optical disk دیسک نوری
disk sector بخش دیسک
disk jacket جلد دیسک
disk file فایل دیسک
double sided disk دیسک دو طرفه
discus thrower پرتابگر دیسک
magnetic disk دیسک مغناطیسی
disk buffer میانگیر دیسک
flexible فلاپی دیسک
key to disk کلید به دیسک
disk buffer بافر دیسک
microdisk دیسک ریز
microfloppy اینچ دیسک
discus throwing پرتاب دیسک
disk envelope پاکت دیسک
mini floppy دیسک کوچک
head per track disk دیسک با هد هر شیار
disk crash خرابی دیسک
disc area مساحت دیسک
disk sector قطاع دیسک
disk crash خراش دیسک
removable disk دیسک برداشتنی
discus throw پرتاب دیسک
disk cache نهانگاه دیسک
turbine disc دیسک توربین
laser دیسک فشرده
lasers دیسک فشرده
desqview دیسک ویو
system disk دیسک سیستم
systems disk دیسک سیستم ها
hard disks دیسک سخت
target disk دیسک مقصود
rigid disk دیسک سخت
volume label برچسب دیسک
video disk دیسک ویدئویی
compact disk دیسک فشرده
hard disk دیسک سخت
winchester disk دیسک وینچستر
track and field دیسک و غیره
start up disk دیسک اغازگر
magnetic disk unit واحد دیسک مغناطیسی
disk copying نسخه برداری از دیسک
optical laser disk دیسک لیزری نوری
removable disk دیسک قابل حرکت
CD DA روی دیسک فشرده
CD audio روی دیسک فشرده
frees موجود در دیسک یا حافظه
disk controller کنترل کننده دیسک
dual disk drive گرداننده دیسک دوگانه
double floppy دیسک لرزان دو طرفه
dual sided disk drives گردانندههای دیسک دو طرفه
originals دیسک داده اصلی
internal hard disk دیسک سخت درونی
disc دیسک صفحه ساختن
disc رسانه مغناطیسی دیسک
discs دیسک صفحه ساختن
freeing موجود در دیسک یا حافظه
original دیسک داده اصلی
disk unit enclosure محفظه واحد دیسک
magnetic disk memory حافظه با دیسک مغناطیسی
spindles شی ای که دیسک را در مرکز می چرخاند
custodians بستههای دیسک و ..... میباشد
disk optimizer بهینه ساز دیسک
custodian بستههای دیسک و ..... میباشد
microfloppy disk میکرو دیسک لغزان
free موجود در دیسک یا حافظه
moveable head disk دیسک با هد قابل حرکت
freed موجود در دیسک یا حافظه
moveable head disk unit واحد دیسک با هد جابجاپذیر
spindle شی ای که دیسک را در مرکز می چرخاند
disk drive head نوک دیسک خوان
disk drive controller سیستم عامل دیسک
physical drive دیسک گردان فیزیکی
card to disk converter مبدل کارت به دیسک
drive designator پارامتر دیسک گردان
flexible disk دیسک انعطاف پذیر
half height drive نیم گردان دیسک
winchester drive دیسک گردان وینچستر
discs رسانه مغناطیسی دیسک
winchester disk drive گرداننده دیسک وینچستر
external hard disk دیسک سخت برونی
start up disk دیسک راه اندازی
exchangeable disk دیسک قابل تعویض
floppy disk case محفظه فلاپی دیسک
cd rom disk drive دیسک گردان سی دی- رام
flexible disk دیسک قابل انعطاف
floppy disk unit واحد فلاپی دیسک
high density disk دیسک چگالی عالی
hrowing circle دایره پرتاب دیسک
fixed head disk دیسک با نوک ثابت
disk duplication نسخه برداری از دیسک
spindling چرخش دیسک دستی
fixed head disk unit واحد دیسک با هد ثابت
disk access time زمان دسترسی دیسک
cartridges دیسک سخت قابل جابجایی
spool انتقال داده از یک دیسک به نوار
cartridge دیسک سخت قابل جابجایی
harder مدل کامپیوتر با دیسک سخت
floppies کوچکترین فضا روی دیسک
scratch علامت روی سطح دیسک
CD دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری
title مشخصات دیسک با توجه به محتوای آن
CDs دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری
compacting روی دیسک فشرده را میدهد
compacted روی دیسک فشرده را میدهد
hardest مدل کامپیوتر با دیسک سخت
scratching علامت روی سطح دیسک
multi disk مربوط به چندین نوع دیسک
scratches علامت روی سطح دیسک
scratched علامت روی سطح دیسک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com