English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
grapnel قلاب چند شاخهای لنگر
grapnels قلاب چند شاخهای لنگر
Other Matches
flukes قلاب لنگر
fluke قلاب لنگر
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
aweigh تازه لنگر برداشته دارای لنگر اویزان
anchor watch گروه نگهبانی لنگر نگهبان لنگر
anchor in sight لنگر بالاست لنگر را دیدم
capstan میله گردان گردونه دوار لنگر قرقره دوار لنگر
branching شاخهای
ramal شاخهای
viminal شاخهای
arborescence حالت شاخهای
switch plug کلید دو شاخهای
branched polymer بسپار شاخهای
plug switch کلید دو شاخهای
hooked medallion ترنج قلاب شکل [در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
crane hook قلاب سرکابل بالابر جرثقیل قلاب یا چنگک جرثقیل
kyloe گونهای ازگاوکوچک درکوهستان اسکاتلندکه شاخهای درازدارد
photomagnetism شاخهای از فیزیک که ازرابطه مقناطیس بروشنایی گفتگو میکند
functioned کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
genetics شاخهای از علم زیست شناسی که در باره انتقال وراثت
spreads فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
spread فاصله زیاد بین مدافعان عرض شاخهای گوزن
functions کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
function کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
pediatrics or pae شاخهای از علم طب که ازبهداشت و ناخوشیهای کودکان گفتگو میکند
roentgenology شاخهای از پرتونگاری که با استفاده از اشعه مجهول امراض رامعالجه میکند
endodontics شاخهای از دندانپزشکی که درباره بیماریهای حفره میانی دندان بحث میکند
endodontia شاخهای از دندانپزشکی که درباره بیماریهای حفره میانی دندان بحث میکند
geostrategy شاخهای از فیزیک سیاسی که در باره علم لشکر کشی بحس میکند
hematology شاخهای از زیست شناسی که درباره خون ودستگاههای خونساز بحث میکند
if/then/else یک نوع ساختار کنترل شاخهای است که متغیر یا داده راازمایش میکند تا ببیند
floristry شاخهای از علم گیاه شناسی توصیفی که درباره تعدادوگروههای گیاهی بحث میکند
aerodynamics شاخهای از علوم در موردتولید نیروها در اثر حرکت سطوح و اشکال مختلف درهوا یا سایر گازها
positive economics شاخهای ازاقتصاد که دران پدیده هاانطوریکه وجود دارند موردبررسی قرارمیگیرند نه انطوریکه باید باشند
electronics شاخهای از علم فیزیک که درباره صدوروحرکت و تاثیرات الکترون درخلا و گازهاوهمچنین استفاده ازدستگاههای الکترونی بحث میکند
electrodynamics شاخهای از علم فیزیک که درباره اثرات جریان برق برمعناطیس یا روی جریانهای الکتریکی دیگر یاروی خودشان بحث میکند
bionomics زیوه شناسی شاخهای از علم زیست شناسی که از رابطه موجودات زنده بامحیطبحث میکند
modulo arithmetic شاخهای از ریاضی که از باقی ماندن عدد وقتی بر عدد دیگر تقسیم میشود استفاده میکند
anchoring لنگر
anchor : لنگر
anchor لنگر
prickly a لنگر
brake weight لنگر
anchoring : لنگر
moment لنگر
moments لنگر
makefast لنگر
anchors لنگر
stockless anchor لنگر
anchors : لنگر
weight لنگر
swinge لنگر
jews harp حلقه لنگر
kedge anchor لنگر پاشنه
maximum moment حداکثر لنگر
grappling iron لنگر چهارشاخه
maximum moment لنگر بیشینه
fly wheel چرخ لنگر
ice anchor لنگر یخی
hawse pipe چشمه لنگر
foul anchor لنگر گیرکرده
fixed end moment لنگر گیرداری
torque لنگر پیچشی
fisherman's bend گره لنگر
hawse pipe چشمی لنگر
grappling irons لنگر چهارشاخه
grappling irons لنگر قایق
fisherman's anchor لنگر قایق
cat اویختن لنگر
grappling iron لنگر قایق
cats اویختن لنگر
stock میله لنگر
flexural moment لنگر خمشی
stocked میله لنگر
wharfs لنگر انداختن
anchor detail بیگاری لنگر
anchor detail تیم لنگر
anchor dues هزینههای لنگر
anchor in sight لنگر رویت شد
anchor ball گوی لنگر
anchor light چراغ لنگر
riding lights چراغ لنگر
anchor line cable کابل لنگر
anchor shackle بخوی لنگر
anchor cable طناب لنگر
anchor cable کابل لنگر
anchor buoy بویه لنگر
wharves لنگر انداختن
underfoot لنگر زیر پا
tier زنجیر لنگر
anchorages لنگر انداختن
anchorage لنگر انداختن
tiers زنجیر لنگر
anchored لنگر انداخته
additional moment لنگر مکمل
anchor at short stay لنگر بلند
anchor strop بند لنگر
anchor watch نگهبان لنگر
wharf لنگر انداختن
c.q.r. anchor لنگر خمیده
cable officer افسر لنگر
anchor bolt پیچ لنگر
cable party گروه لنگر
captain of the forecastle سر گروه لنگر
chain cable زنجیر لنگر
drogue لنگر چتری
bower anchor لنگر سینه
boat anchor لنگر قایق
bill board تخته لنگر
anchor work کار با لنگر
moors لنگر انداختن
moored لنگر انداختن
moor لنگر انداختن
aweigh لنگر بالاست
bending moment لنگر خمشی
failure moment لنگر گسیختگی
shank بازوی لنگر
fluke ناخن لنگر
turning moment لنگر واژگونی
flukes ناخن لنگر
patent anchor نوعی لنگر
patent anchor لنگر بی بازو
weigh anchor لنگر کشیدن
anchor لنگر کشتی .
anchor : لنگر انداختن
anchor لنگر انداختن
anchor لنگر بلوک
sash cord طناب لنگر
anchoring لنگر کشتی .
anchoring : لنگر انداختن
swivel piece مدور لنگر
stream anchor لنگر ضد جریان اب
sea anchor لنگر دریا
sea anchor لنگر چتری
sea anchor لنگر کشتی
riding anchor لنگر اولی
riding anchor لنگر نگهدارنده
restraining moment لنگر گیرداری
windlasses وینچ لنگر
recoilless بدون لنگر
windlasses دوار لنگر
windlass وینچ لنگر
windlass دوار لنگر
statical moment لنگر سطحی
flywheels چرخ لنگر
statical moment لنگر ایستایی
shank ساق لنگر
anchoring لنگر انداختن
anchoring لنگر بلوک
anchors لنگر کشتی .
moment of inertia لنگر جبر
grappling لنگر گاه
anchors لنگر انداختن
anchors لنگر بلوک
moment of resistence لنگر مقاوم
resisting moment لنگر مقاوم
overturning moment لنگر واژگونی
mooring buoy بویه لنگر
killick لنگر سبک
sash cords طناب لنگر
flywheel چرخ لنگر
anchors : لنگر انداختن
moment equation معادله لنگر
dredging کشیدن لنگر به کف دریا
short stay لنگر طول کوتاه
underfoot لنگر زیر سینه
shots یک طول زنجیر لنگر
wharves لنگرگاه لنگر انداختن
belay به لنگر بستن قایق
wharfs لنگرگاه لنگر انداختن
wildcats گیره دوار لنگر
wildcat گیره دوار لنگر
sight the anchor مشاهده کردن لنگر
anchor at short stay لنگر طولی عمودی
admiralty pattern anchor لنگر میله دار
anchor detail نفرات مسئول لنگر
anchor engine موتور دوار لنگر
tie up <idiom> لنگر انداختن (کشتی)
additional bending moment لنگر خشمی مکمل
wharf لنگرگاه لنگر انداختن
to weigh anchor لنگر بالا کشیدن
anchor clear لنگر ازاد است
stockless anchor لنگر بدون میله
shot یک طول زنجیر لنگر
put in <idiom> دربندر لنگر انداختن
roadstead لنگر گاه طبیعی
luff لنگر پیدا کردن
kedge anchor لنگر کمکی ناو
foul house چشمی گرفته لنگر
internal resisting moment لنگر مقاوم درونی
mushroom anchor لنگر قارچی شکل
fly wheel چرخ لنگر فلایول
fly wheel starter راه اندازچرخ لنگر
foul anchor لنگر تاب خورده
mushroom anchor لنگر قارچ مانند
holding ground محوطه نگهدارنده لنگر
ground tackle زنجیر لنگر و متعلقات ان
open hawse زاویه میان دو لنگر
moment distribution method روش توزیع لنگر
moment at fixed ends لنگر سر گیردار تیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com