English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
He is a man with a kind heart. قلب مهربان ورئوفی دارد
Other Matches
scalar متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
gentler مهربان
milder مهربان
mild مهربان
affectionate مهربان
debonnaire مهربان
couthie مهربان
good-natured مهربان
gentlest مهربان
charitable مهربان
good مهربان
mildest مهربان
meek مهربان
benign مهربان
gentle مهربان
well-disposed مهربان
opens مهربان رک گو
kindly مهربان
opened مهربان رک گو
open مهربان رک گو
good natured مهربان
good hearted مهربان
benignly مهربان
comkpliant مهربان
kindhearted مهربان
warmheartedness مهربان
kind hearted مهربان
heart-warming مهربان
tender minded مهربان
endearing مهربان
complaisant مهربان
accomodating مهربان
affable مهربان
compassionate مهربان
kind-hearted مهربان
bighearted مهربان
merciful مهربان
benignant مهربان
condescending مهربان
affetionate مهربان
blithe مهربان
mellowed دلپذیر مهربان
softer مهربان نازک
softest مهربان نازک
well disposed مهربان سرکیف
Mother Nature طبیعت مهربان
mellows دلپذیر مهربان
mellowing دلپذیر مهربان
friendlies مهربان موافق
humane مهربان باشفقت
gracious مهربان دلپذیر
friendliest مهربان موافق
friendlier مهربان موافق
clement رحیم مهربان
placable مطبوع مهربان
kind غیرنقدی مهربان
kindest غیرنقدی مهربان
kinds غیرنقدی مهربان
soft مهربان نازک
mellow دلپذیر مهربان
warmhearted مهربان مهربانی
friendly مهربان موافق
neighbourly مهربان معاشر
caring مهربان-خونگرم -دلسوز
to be kind to... مهربان بودن نسبت به ....
well disoised خوش حالت مهربان
so let us always be kind پیوسته مهربان باشیم
heart is in the right place <idiom> قلب مهربان داشتن
amiable مهربان دوست داشتنی
obliging حاضر خدمات مهربان
he was very kind indeed راستی چه اندازه مهربان بود
. The car is gathering momentum. اتوموبیل دارد دور بر می دارد
to go easy on somebody [something] با کسی [چیزی] مهربان [آهسته] [ملایم] رفتار کردن
Walls have ears <idiom> دیوار موش دارد و موش گوش دارد [اصطلاح]
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears دیوار موش دارد موش گوش دارد
He has a harsh exterior but a kind heart. ظاهرش خشن است ولی قلبش مهربان است
how kind he is چقدرمهربان است چه مهربان است
he is ill with fever تب دارد
he has worms دارد
hast او دارد
has دارد
chain دارد.
are there any remarks? دارد
heavy fighting is in progress دارد
he has a rage for money دارد
chains دارد.
there is a time for everything دارد
it is sufficiently stamped کسرتمبر دارد
There is a knack in it . یک فنی دارد
it is usual with him عادت دارد
not a patch on چه دخلی دارد
Windows GDI بیتی دارد
leek d;[,vjvi ;i fv'ihd \ik , بزرگ دارد
virus وجود دارد
multungulate که بیش از دو سم دارد
what hurt is there in that چه زیانی دارد
I owe him a dept of gratitude. حق بگردنم دارد
the reason is two fold دودلیل دارد
there is a rumour that شهرت دارد که
walls have ears گوش دارد
figure on <idiom> بستگی دارد به
our library is well stocked خوبی دارد
Buttonhole کتی که در دو طرف دکمه دارد
the probability is احتمال دارد
what matter? چه اهمیت دارد
what the odds چه اهمیت دارد
viruses وجود دارد
he speaks to the purpose قصدی دارد
he has an axe to grind غرض دارد
He has a day off. او مرخصی دارد.
it depends [on] بستگی دارد [به]
he is fifty تمام دارد
god is خداوجود دارد
he has a maggot in his head وسواس دارد
But one leg to the fowl. <proverb> مرغ یک پا دارد .
he is 0 years old او ده سال دارد
he has a spite against me بامن لج دارد
he tops .0 metres یک مترونیم قد دارد
it has sides سه پهلو دارد
he has an a. to grind مقصود دارد
the reason is manifold چنددلیل دارد
There is something wrong with the ... ... عیب دارد.
he must needs go بیخوداصرار دارد برفتن
he is rightly named اسم بامسمائی دارد
there removred revolution شورشی که شهرت دارد
he is in a hurry to go عجله دارد برفتن
(not to be) sneezed at <idiom> ارزش داشتن را دارد
he is in the know اطلاع ویژه دارد
rubrician کتاب نماز دارد
he is f. of money پول فراوان دارد
well and good باشد چه ضرر دارد
he has much merit خیلی قابلیت دارد
delectus برای ترجمه دارد
bigamist زنی که دوشوهر دارد
bigamists زنی که دوشوهر دارد
he has much merit بسیار شایستگی دارد
length خط با طول جر حرف دارد
what is wrong with that? مگراین چه عیبی دارد
what is that to you به شما جه دخلی دارد
he insists on going اصرار دارد برفتن
what does it meant یعنی چه چه معنی دارد
lengths خط با طول جر حرف دارد
he keeps my a حساب مراونگه می دارد
likelihood احتمال کلی دارد
Does it matter if I dont come ? اشکالی دارد اگرنیایم ؟
the work is in full swing کاربخوبی جریان دارد
the switch is on برق جریان دارد
it is wringing خیلی تراست یا اب دارد
it is worth 0 rials ده ریال ارزش دارد
basses کسی که صدای بم دارد
it is very important بسیار اهمیت دارد
bass کسی که صدای بم دارد
battery که یک باتری پشتیبان دارد
batteries که یک باتری پشتیبان دارد
it askes for attention توجه لازم دارد
it is particularly difficult یک دشواری ویژه دارد
it is particularly difficult یک اشکال بخصوصی دارد
it is of frequent خیلی مورد دارد
it needs to be done carefully اینکارتوجه لازم دارد
it speaks well for him بامن نظرمساعد دارد
it stand well with him بامن نظرمساعدی دارد
the party is led by him او بر ان حزب ریاست دارد
the cat has nine lives سگ هفت جان دارد
that word is obsolescent ان واژه کم کم دارد مهجور
that bridge has openings ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
tea is preferable to water چایی بر اب ترجیح دارد
he has a loose tongue دهان لقی دارد
he bears out his name اسم بامسمایی دارد
in all like احتمال کلی دارد
back که یک باتری پشتیبان دارد
backs که یک باتری پشتیبان دارد
double decker هرچیزیکه دو لایه دارد
It is much sought after خیلی طالب دارد.
He is against [opposed to] me . با من ضد است. [ضدیت دارد]
How long is the ticket valid? بلیت تا کی اعتبار دارد؟
My hair is falling. موهایم دارد می ریزد
There is always a right way of doing everything. هرکاری راهی دارد
He is distantly related to us . نسبت دوری با ما دارد
to bring grist to the mill نان دراب دارد
She has a subtle charm. جذابیت ظریفی دارد
he has Roman nose او بینی عقابی دارد
He has influential contacts everywhere. همه جا دست دارد
There are two sides to every question . <proverb> هر مساله ای دو جنبه دارد.
He writes a legible ( beautiful ) hand . خط خوانایی ( قشنگه ) دارد
There are ticks in every trade . <proverb> هر کار لمى دارد .
significance معنای مخصوص دارد
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea. شهوت کلام دارد
There is only one condition attached to it . فقط یک شرط دارد
With his foul temper. با اخلاق سگه که دارد
Somebody is beating at (upon)the door. یک کسی دارد در می زند
Every flow must have its ebb. <proverb> هر فرازى نشیبى دارد.
She has got regular teeth . دندانهای منظمی دارد
She has a lovely (nice) voice. صدای قشنگه دارد
He writes well . he wields a formidable pen . قلم خوبی دارد
She has a soft voice صدای نرمی دارد
She has a lovely ( nice ) voice. صدای قشنگه دارد
He takes my advice. He listens to me. از من حرف شنوایی دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com