Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 31 (1 milliseconds)
English
Persian
athlete heart
قلب ورزشکار
Search result with all words
class
گروه وزنی ورزشکار ممتاز
classed
گروه وزنی ورزشکار ممتاز
classes
گروه وزنی ورزشکار ممتاز
classing
گروه وزنی ورزشکار ممتاز
gymnast
ورزشکار
gymnasts
ورزشکار
featherweight
ورزشکار پروزن
featherweights
ورزشکار پروزن
sportsmanlike
مانند ورزشکار
sportsman
ورزشکار
sportsman
ورزش دوست ورزشکار جوانمرد
sportsmen
ورزشکار
sportsmen
ورزش دوست ورزشکار جوانمرد
athlete
ورزشکار
athletes
ورزشکار
tracksuit
عرقگیر ورزشکار
tracksuits
عرقگیر ورزشکار
sportswoman
زن ورزشکار
sportswomen
زن ورزشکار
athletic
تنومندی ورزشکار
unattached
بدون وابستگی ورزشکار به باشگاه
athletic suporters
وسایل محافظتی ورزشکار
buirdly
قوی بنیه ورزشکار
exerciser
ورزشکار
gamester
ادم شوخ ورزشکار
hotdog
ورزشکار ممتاز
sportman
ورزشکار
sullivan award
جایزه سولیوان برای بهترین ورزشکار اماتور سال
an athlete's body
[circulation]
can take a lot of punishment.
بدن
[گردش خون]
یک ورزشکار می تواند فشار زیادی را تحمل بکند .
to be sidelined
[player]
از بازی یا معرکه خارج شدن
[ورزشکار]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com