Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
khanate
قلمرو حکومت خان
Search result with all words
archduchy
قلمرو و حکومت دوک بزرگ
kaiserdom
قلمرو حکومت قیصر
seigneury
قلمرو حکومت لرد
Other Matches
czarism
حکومت استبدادی ومطلقه حکومت تزاری
hagiarchy
حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
technocracies
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracy
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
theocracy
حکومت خدا حکومت روحانیون
autocracy
حکومت مطلق حکومت استبدادی
theocracies
حکومت خدا حکومت روحانیون
civicism
اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
home rule
حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
home range
قلمرو
bourgeon
قلمرو
realm
قلمرو
realms
قلمرو
count palatine
قلمرو
territories
قلمرو
zones
قلمرو
zone
قلمرو
territory
قلمرو
domain
قلمرو
circled
قلمرو
areas
قلمرو
area
قلمرو
circles
قلمرو
circling
قلمرو
shrievalty
قلمرو
milieu
قلمرو
domains
قلمرو
dominion
قلمرو
circle
قلمرو
kingdom
قلمرو
spheres
قلمرو
sphere
قلمرو
orbit
قلمرو
orbited
قلمرو
orbits
قلمرو
milieus
قلمرو
milieux
قلمرو
heptarchic
دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
heptarchical
دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
knowledge domain
قلمرو اگاهی
subkingdom
قلمرو تابعه
sultanate
قلمرو سلطان
queendom
قلمرو ملکه
pashalic
قلمرو پاشا
jurisdication
حق قضاوت قلمرو
dukedom
قلمرو دوک
dukedoms
قلمرو دوک
knowledge domain
قلمرو دانش
popedom
قلمرو پاپ
heathendom
قلمرو کفار
lieutenancy
قلمرو ستوانی
sultanates
قلمرو سلطان
dioceses
قلمرو اسقف
viscounty
قلمرو ویکنت
archdeaconry
قلمرو و سرشماس
abbacy
قلمرو راهب
principality
قلمرو شاهزاده
principalities
قلمرو شاهزاده
diocese
قلمرو اسقف
duchy
قلمرو دوک
territory of state
قلمرو دولت
grand duchy
قلمرو دوک
realms
قلمرو سلطان
satrapy
قلمرو ساتراپ
regality
سلطنت قلمرو
realm
قلمرو سلطان
duchies
قلمرو دوک
scope
قلمرو حوزه
martial law
مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
archbishopric
مقام یا قلمرو اسقف
diocesan
وابسته به قلمرو اسقف
bailiwick
ناحیه قلمرو مامور
barony
ملک یا قلمرو بارون
prelature
قلمرو اسقف اعظم
parsonage
قلمرو کشیش بخش
parsonages
قلمرو کشیش بخش
palatinate
ناحیه قلمرو کنت
title of territory
مالکیت قلمرو کشور
purview
قلمرو اجراء چشم رس
in claisum
دریایی که در قلمرو کشورویژهای باشد
archdiocese
قلمرو مذهبی اسقف اعظم
sovereignty
اقتدار و برتری قلمرو پادشاه
closed sea
دریایی که جزو قلمرو کشوری باشد
seigniory
قلمرو امرای دوره ملوک الطوایفی
parish
بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
parishes
بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
dominion
قلمرو ملک وابستگان مستقل یک کشور
count palatine
قلمرو خود امتیازات شاهانه داشت
extraterritorial
واقع درخارج قلمرو داخلی خارج مملکتی
thaneship
قلمرو یا موقعیت ومقام خان مقام خانی
vicarate
قلمرو خلافت حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
vicariate
قلمرو خلافت حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
reporting by axception
گزارشی که فقط حاوی اقلام خارج از قلمرو عادی بوده ونیازمند توجه مدیریت است
raj
حکومت
gynocracy
حکومت زن
gynarchy
حکومت زن
governments
حکومت
administration
حکومت
dominion
حکومت
administrations
حکومت
government
حکومت
sword law
حکومت سرنیزه
constitutional government
حکومت مشروطه
under the seway of
تحت حکومت
coalition government
حکومت ائتلافی
governmentalism
حکومت گرایی
thalassocracy
حکومت بر دریاها
the sabre
حکومت نظامی
thearchy
حکومت خدایان
constitutionalism
حکومت مشروطه
theonomy
حکومت خدایی
sword law
حکومت قلدری
central government
حکومت مرکزی
governable
قابل حکومت
caesarism
حکومت امپراطوری
autarchy
حکومت استبدادی
autarky
حکومت استبدادی
prelacy
حکومت روحانی
caesarism
حکومت مطلقه
martial law
حکومت نظامی
military government
حکومت نظامی
plutocratic goverment
حکومت دولتمندان
home rule
حکومت داخلی
home rule
حکومت ملی
presidential government
حکومت جمهوری
hierocracy
حکومت روحانیون
puppet government
حکومت پوشالی
hagiocrasy
حکومت مقدسان
quirinal
حکومت ایتالیا
gynocracy
حکومت زنان
gynecocracy
حکومت نسوان
plutartchy
حکومت دولتمندان
parliamentary government
حکومت پارلمانی
martial rule
حکومت نظامی
mixed government
حکومت مختلط
mobocracy
حکومت رجاله ها
local government
حکومت محلی
nomocracy
حکومت قانونی
parliamentarism
حکومت پارلمانی
kakistocracy
بدترین حکومت
gynecocracy
حکومت زنان
gynaecocracy
حکومت زنان
dyarchy
حکومت دوپادشاه
duumvirate
حکومت دو نفری
despotic rule
حکومت استبدادی
despotic rule
حکومت مطلقه
democratic government
حکومت ملی
czarisme
حکومت تزاری
czarisme
حکومت قیصری
self goverment
حکومت بر نفس
self goverment
حکومت مستقل
statolatry
حکومت پرستی
dyarchy
حکومت دومجلسی
enemy state
حکومت دشمن
seat of government
مقر حکومت
governorship
حکومت حکمرانی
governorship
استانداری حکومت
governor's seat
حکومت نشین
governmentalist
حکومت گرا
governance
طرز حکومت
gerontocrasy
حکومت پیران
gerontocracy
حکومت سالخوردگان
federal government
حکومت متحده
fair arbitration
حکومت عدل
stratocracy
حکومت نظامیان
plutocracies
حکومت اغنیاء
govern
حکومت کردن
condominiums
حکومت مشترک
condominium
حکومت مشترک
technocracy
حکومت اربابان فن
misrules
بد حکومت کردن
technocracies
حکومت اربابان فن
theocracy
حکومت مذهب
theocracies
حکومت مذهب
dictatorships
حکومت استبدادی
dictatorship
حکومت استبدادی
aristocracy
حکومت اشرافی
autocracy
حکومت مطلق
governed
حکومت کردن
plutocracies
حکومت توانگران
plutocracies
حکومت دولتمندان
plutocracy
حکومت اغنیاء
plutocracy
حکومت توانگران
plutocracy
حکومت دولتمندان
democracy
حکومت ملی
misrule
بد حکومت کردن
misruled
بد حکومت کردن
misruling
بد حکومت کردن
democracies
حکومت ملی
rule
حکومت سلطه
rule
حکومت کردن
governs
حکومت کردن
autocracy
حکومت مستقل
aristocracies
حکومت اشرافی
regime
طرز حکومت
reign
حکومت حکمفرمایی
regimens
دسته حکومت
polities
طرز حکومت
polity
طرز حکومت
despotism
حکومت مطلقه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com