English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (6 milliseconds)
English Persian
satrapy قلمرو ساتراپ
Other Matches
satrap ساتراپ
territory قلمرو
territories قلمرو
sphere قلمرو
home range قلمرو
kingdom قلمرو
spheres قلمرو
bourgeon قلمرو
milieux قلمرو
milieus قلمرو
milieu قلمرو
circling قلمرو
circles قلمرو
circled قلمرو
circle قلمرو
count palatine قلمرو
shrievalty قلمرو
realms قلمرو
domains قلمرو
realm قلمرو
dominion قلمرو
areas قلمرو
area قلمرو
zone قلمرو
orbited قلمرو
orbit قلمرو
domain قلمرو
zones قلمرو
orbits قلمرو
grand duchy قلمرو دوک
lieutenancy قلمرو ستوانی
knowledge domain قلمرو دانش
heathendom قلمرو کفار
jurisdication حق قضاوت قلمرو
pashalic قلمرو پاشا
subkingdom قلمرو تابعه
regality سلطنت قلمرو
viscounty قلمرو ویکنت
territory of state قلمرو دولت
queendom قلمرو ملکه
popedom قلمرو پاپ
knowledge domain قلمرو اگاهی
dukedom قلمرو دوک
duchies قلمرو دوک
principality قلمرو شاهزاده
principalities قلمرو شاهزاده
dioceses قلمرو اسقف
diocese قلمرو اسقف
duchy قلمرو دوک
sultanates قلمرو سلطان
sultanate قلمرو سلطان
dukedoms قلمرو دوک
abbacy قلمرو راهب
scope قلمرو حوزه
realms قلمرو سلطان
archdeaconry قلمرو و سرشماس
realm قلمرو سلطان
seigneury قلمرو حکومت لرد
title of territory مالکیت قلمرو کشور
prelature قلمرو اسقف اعظم
parsonages قلمرو کشیش بخش
bailiwick ناحیه قلمرو مامور
khanate قلمرو حکومت خان
purview قلمرو اجراء چشم رس
diocesan وابسته به قلمرو اسقف
palatinate ناحیه قلمرو کنت
parsonage قلمرو کشیش بخش
archbishopric مقام یا قلمرو اسقف
kaiserdom قلمرو حکومت قیصر
barony ملک یا قلمرو بارون
sovereignty اقتدار و برتری قلمرو پادشاه
in claisum دریایی که در قلمرو کشورویژهای باشد
archdiocese قلمرو مذهبی اسقف اعظم
archduchy قلمرو و حکومت دوک بزرگ
closed sea دریایی که جزو قلمرو کشوری باشد
seigniory قلمرو امرای دوره ملوک الطوایفی
dominion قلمرو ملک وابستگان مستقل یک کشور
parish بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
parishes بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
count palatine قلمرو خود امتیازات شاهانه داشت
thaneship قلمرو یا موقعیت ومقام خان مقام خانی
extraterritorial واقع درخارج قلمرو داخلی خارج مملکتی
vicariate قلمرو خلافت حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
vicarate قلمرو خلافت حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
reporting by axception گزارشی که فقط حاوی اقلام خارج از قلمرو عادی بوده ونیازمند توجه مدیریت است
king dom کشوری که پادشاه داشته باشد قلمرو یک پادشاه
sheikhdom شیخ نشین قلمرو شیخ
sheikdom شیخ نشین قلمرو شیخ
terrtorialize محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com