English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 93 (5 milliseconds)
English Persian
viscounty قلمرو ویکنت
Other Matches
viscountesses بانوی ویکنت
viscountess بانوی ویکنت
viscountcy بانوی ویکنت
viscounty مقام ویکنت
territory قلمرو
bourgeon قلمرو
count palatine قلمرو
home range قلمرو
spheres قلمرو
sphere قلمرو
kingdom قلمرو
milieux قلمرو
milieus قلمرو
milieu قلمرو
circling قلمرو
circles قلمرو
circled قلمرو
circle قلمرو
territories قلمرو
shrievalty قلمرو
domain قلمرو
realm قلمرو
domains قلمرو
dominion قلمرو
areas قلمرو
area قلمرو
realms قلمرو
zone قلمرو
zones قلمرو
orbit قلمرو
orbited قلمرو
orbits قلمرو
grand duchy قلمرو دوک
heathendom قلمرو کفار
knowledge domain قلمرو دانش
knowledge domain قلمرو اگاهی
jurisdication حق قضاوت قلمرو
regality سلطنت قلمرو
subkingdom قلمرو تابعه
territory of state قلمرو دولت
queendom قلمرو ملکه
popedom قلمرو پاپ
pashalic قلمرو پاشا
lieutenancy قلمرو ستوانی
satrapy قلمرو ساتراپ
realm قلمرو سلطان
dukedoms قلمرو دوک
sultanate قلمرو سلطان
principality قلمرو شاهزاده
principalities قلمرو شاهزاده
dioceses قلمرو اسقف
sultanates قلمرو سلطان
diocese قلمرو اسقف
duchy قلمرو دوک
abbacy قلمرو راهب
dukedom قلمرو دوک
realms قلمرو سلطان
scope قلمرو حوزه
duchies قلمرو دوک
archdeaconry قلمرو و سرشماس
parsonages قلمرو کشیش بخش
parsonage قلمرو کشیش بخش
seigneury قلمرو حکومت لرد
title of territory مالکیت قلمرو کشور
palatinate ناحیه قلمرو کنت
purview قلمرو اجراء چشم رس
prelature قلمرو اسقف اعظم
barony ملک یا قلمرو بارون
bailiwick ناحیه قلمرو مامور
khanate قلمرو حکومت خان
archbishopric مقام یا قلمرو اسقف
kaiserdom قلمرو حکومت قیصر
diocesan وابسته به قلمرو اسقف
sovereignty اقتدار و برتری قلمرو پادشاه
archduchy قلمرو و حکومت دوک بزرگ
archdiocese قلمرو مذهبی اسقف اعظم
in claisum دریایی که در قلمرو کشورویژهای باشد
parishes بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
parish بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
closed sea دریایی که جزو قلمرو کشوری باشد
count palatine قلمرو خود امتیازات شاهانه داشت
seigniory قلمرو امرای دوره ملوک الطوایفی
dominion قلمرو ملک وابستگان مستقل یک کشور
thaneship قلمرو یا موقعیت ومقام خان مقام خانی
extraterritorial واقع درخارج قلمرو داخلی خارج مملکتی
vicariate قلمرو خلافت حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
vicarate قلمرو خلافت حوزه تحت نظر خلیفهء اعظم
reporting by axception گزارشی که فقط حاوی اقلام خارج از قلمرو عادی بوده ونیازمند توجه مدیریت است
king dom کشوری که پادشاه داشته باشد قلمرو یک پادشاه
sheikdom شیخ نشین قلمرو شیخ
sheikhdom شیخ نشین قلمرو شیخ
terrtorialize محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com