English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (13 milliseconds)
English Persian
gambing and betting قمار و شرط بندی
Search result with all words
gamble شرط بندی کردن قمار
gambled شرط بندی کردن قمار
gambles شرط بندی کردن قمار
stake شرط بندی مسابقه با پول روی میزدر قمار
stake شرط بندی کردن شهرت خود رابخطر انداختن پول در قمار گذاشتن
staked شرط بندی مسابقه با پول روی میزدر قمار
staked شرط بندی کردن شهرت خود رابخطر انداختن پول در قمار گذاشتن
stakes شرط بندی مسابقه با پول روی میزدر قمار
stakes شرط بندی کردن شهرت خود رابخطر انداختن پول در قمار گذاشتن
street betting جرم قمار و شرط بندی درمعابر عمومی
Other Matches
gambles قمار
gambled قمار
hazarding قمار
gambling قمار
hazard قمار
hazarded قمار
hazards قمار
gamble قمار
crapping نوعی قمار
game of chance بازی قمار
shell game قمار با گردو
hazardously بطور قمار
gamester قمار باز
die بخت قمار
gambling قمار بازی
gaming house قمار خانه
crapped نوعی قمار
gambling house قمار خانه
gaming قمار بازی
gambler قمار باز
gamble قمار کردن
gamblers قمار باز
crap نوعی قمار
gamble away قمار کردن
gambles قمار کردن
gambled قمار کردن
satellitic وابسته به قمار سیارات
skin game قمار از روی تقلب
stakeholder نگهدارنده بانک در قمار
roulette اسباب قمار چرخان
piker قمار بازکم جرات
roulette رولت بارولت قمار کردن
tombola نوعی قمار شبیه لوتو
tombolas نوعی قمار شبیه لوتو
craps نوعی بازی قمار باطاس
cardsharp برگ زن قمار باز متقلب
faro نوعی بازی قمار شبیه بانک
gambled away <adj.> بوسیله قمار از دست داده [اصطلاح روزمره]
He has vowed not to gamble again. پشت دستش را داغ کرده که دیگه قمار نکند.
in and in مرتبا بطرف داخل یک نوع قمار چهار طاسی
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
gimmicks اسبابی که در قمار بازی وسیله تقلب و بردن پول ازدیگران شود
gimmick اسبابی که در قمار بازی وسیله تقلب و بردن پول ازدیگران شود
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
classifications طبقه بندی رده بندی
lineament طرح بندی صورت بندی
classification طبقه بندی رده بندی
lineaments طرح بندی صورت بندی
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
wording جمله بندی کلمه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
transparent نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparently نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grades دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
phasing مرحله بندی مرحله بندی عملیات
classifications طبقه بندی کردن طبقه بندی
classification طبقه بندی کردن طبقه بندی
black concept علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
phased attack تک مرحله بندی شده حمله مرحله بندی شده
taping ته بندی
lapping اب بندی
trimerous سه بندی
sealing off اب بندی
waterproofing اب بندی
queuing صف بندی
vanation رگ بندی
commisural بندی
commissural بندی
patching سر هم بندی
articular بندی
striation خط بندی
humidity insulation اب بندی
mud sill ته بندی
funicular بندی
funiculars بندی
laced بندی
hermetic sealing اب بندی
nailed up سر هم بندی
seal اب بندی
seals اب بندی
humidity insulation نم بندی
queing صف بندی
snacks ته بندی
alignments صف بندی
neuration رگ بندی
alignment صف بندی
snack ته بندی
pagination صفحه بندی
assortments دسته بندی
encrustation پوسته بندی
word choice کلمه بندی
wording کلمه بندی
assortments طبقه بندی
diction کلمه بندی
verbiage [American English] کلمه بندی
assortment طبقه بندی
assortment دسته بندی
make-up صفحه بندی
word choice جمله بندی
wording جمله بندی
diction جمله بندی
verbiage [American English] جمله بندی
choice of words کلمه بندی
groupings گروه بندی
fanny بقچه بندی
fannies بقچه بندی
categorization رسته بندی
categorization رده بندی
gambles شرط بندی
scaffold تخته بندی
gambled شرط بندی
ascendant دور بندی
bedding لایه بندی
encrustations پوسته بندی
junta دسته بندی
gamble شرط بندی
scaling درجه بندی
tabulating جدول بندی
grouping گروه بندی
graduation درجه بندی
scaffolds تخته بندی
encrustations رویه بندی
betting شرط بندی
wainscoting تخته بندی
sealing wax موم اب بندی
juggling چشم بندی
leverage اهرم بندی
patching سرهم بندی
ranks رتبه بندی
dividing تقسیم بندی
scheduling زمان بندی
ranked رتبه بندی
skeleton استخوان بندی
skeletons استخوان بندی
ranking رتبه بندی
juggles چشم بندی
juggled چشم بندی
prats بقچه بندی
formulation صورت بندی
prat بقچه بندی
taxonomy طبقه بندی
wagering شرط بندی
tabulate جدول بندی
taxonomies طبقه بندی
fiddle around <idiom> سرهم بندی
tabulated جدول بندی
tabulates جدول بندی
juggle چشم بندی
rank رتبه بندی
package عدل بندی
paging صفحه بندی
grades درجه بندی
planking تخته بندی
wrapping کاغذبسته بندی
wrappings کاغذبسته بندی
grade درجه بندی
package بسته بندی
factions دسته بندی
clustering دسته بندی
grading درجه بندی
grading دانه بندی
packages بسته بندی
packages عدل بندی
grading طبقه بندی
grading دسته بندی
faction دسته بندی
packaged بسته بندی
packaged عدل بندی
choice of words جمله بندی
juntas دسته بندی
fixing rates نرخ بندی
tariffication نرخ بندی
flood control سیل بندی
snow job سرهم بندی
form work قالب بندی
formatting قالب بندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com