Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (6 milliseconds)
English
Persian
gymnast
قهرمان ژیمناستیک
gymnasts
قهرمان ژیمناستیک
Other Matches
gymnastic
ژیمناستیک
gymnastics
ورزش ژیمناستیک
gym
سالن ژیمناستیک
gyms
سالن ژیمناستیک
parallel bars
پارالل ژیمناستیک
mill circle
چرخ اسیاب ژیمناستیک
stoop vault
پرش از خرک ژیمناستیک
still rings
حلقههای بی حرکت ژیمناستیک
belly grind
چرخ فلک ژیمناستیک
break one's fall
افتادن از وسیله ژیمناستیک
routinely
یک سری حرکت ژیمناستیک
routine
یک سری حرکت ژیمناستیک
routines
یک سری حرکت ژیمناستیک
floor exercise
حرکات زمینی ژیمناستیک
decline board
پیش تخته ژیمناستیک
apparatus
اسباب و وسایل ژیمناستیک
springboards
پیش تخته پرش در ژیمناستیک
springboard
پیش تخته پرش در ژیمناستیک
side horse
خرک حلقه
[دستگاه ژیمناستیک]
vaulting
پرش از روی اسباب ژیمناستیک
vaulting horse
خرک حلقه
[دستگاه ژیمناستیک]
horse
[gymnastics apparatus]
خرک حلقه
[دستگاه ژیمناستیک]
pommel horse
خرک حلقه
[دستگاه ژیمناستیک]
beat board
ضربع زدن به پیش تخته ژیمناستیک
mount
شروع حرکت روی وسیله ژیمناستیک
mounts
شروع حرکت روی وسیله ژیمناستیک
underswing
تاب دادن بدن در زیر میله ژیمناستیک
scale
حرکت تعادلی ژیمناستیک کندن فلسهای ماهی
champions
قهرمان
heroes
قهرمان
victor
قهرمان
victors
قهرمان
championing
قهرمان
world beater
قهرمان
hero
قهرمان
championess
زن قهرمان
champion
قهرمان
championed
قهرمان
to jackknife
با بدن سیخ از روی خرک حلقه پریدن
[ژیمناستیک]
title-holder
قهرمان کنونی
dynasties
قهرمان چندساله
title-holders
قهرمان کنونی
former shampion
قهرمان سابق
hero worship
قهرمان پرستی
champ
قهرمان مزرعه
knighted
قهرمان شوالیه
knight
قهرمان شوالیه
athletes
قهرمان ورزش
knights
قهرمان شوالیه
sprinters
قهرمان دوسرعت
knighting
قهرمان شوالیه
sprinter
قهرمان دوسرعت
champed
قهرمان مزرعه
champing
قهرمان مزرعه
champs
قهرمان مزرعه
athlete
قهرمان ورزش
dynasty
قهرمان چندساله
heroic
قهرمان وار
planform
قهرمان یونانی جنگ تروا
absolute champion
قهرمان مطلق شطرنج
contenders
مدعی دربرابر قهرمان
heroize
قهرمان وپهلوان شدن
contender
مدعی دربرابر قهرمان
theseus
قهرمان یونانی فاتح امازون ها
picaresque
داستاینکه قهرمان ان رذل است
heroine
زنی که قهرمان داستان باشد
aces
ستاره یا قهرمان تیمهای بازی
ace
ستاره یا قهرمان تیمهای بازی
heroically
زنی که قهرمان داستان باشد
heroines
زنی که قهرمان داستان باشد
tragic flaw
نقیصه یاخدشه در زندگی قهرمان
ajax
قهرمان یونانی جنگ تروا
breasts
برخورد سینه قهرمان دو به نوار
breast
برخورد سینه قهرمان دو به نوار
hamlets
نام قهرمان ونمایشنامه تراژدی شکسپیر
toreador
قهرمان گاو باز سوار بر اسب
hamlet
نام قهرمان ونمایشنامه تراژدی شکسپیر
anti-hero
نقش اول منفی مخالف قهرمان
anti-heroes
نقش اول منفی مخالف قهرمان
playoff
مسابقهی پایانی برای تعیین تیم قهرمان
playoffs
مسابقهی پایانی برای تعیین تیم قهرمان
achilles
اشیل یا اخلیوس قهرمان داستان ایلیاد هومر
heroize
خود را پهلوان وانمود کردن قهرمان وپهلوان وانمودکردن
pick wickian
شبیه پیکویک قهرمان داستان نگارش چارلز دیکنز
adventure game
بازی کامپیوتری که در آن کاربر در یک میدان خیالی قهرمان است و باید از موقعیتهای مختلف خط رناک عبور کند
cartwheel
[gymnastics exercise]
چرخ فلک
[ورزش ژیمناستیک]
[ورزش]
splits
زمان ثبت شده برای فواصل معین یک مسابقه زمان ثبت شده برای قهرمان دو 004متر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com