English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
rules of road قوانین بین المللی عبور ومرور دریایی
Other Matches
highway dispatch مقررات و قوانین عبور ومرور در شاهراهها
traffic flow کشش عبور ومرور
trafficability قابلیت عبور ومرور
controlled passing عبور ومرور کنترل شده
bottle neck محل تراکم عبور ومرور
restricted area منطقه منع عبور ومرور
airport traffic area منطقه مخصوص عبور ومرور در فرودگاه
advisory area منطقه پوشش اطلاعات عبور ومرور هوایی
regulating station پست تنظیم حرکات و عبور ومرور پرسنل و خودروها
maritime law قوانین دریایی
admiralty law قوانین دریایی
taximan متصدی تاکسی کردن هواپیماها متصدی عبور ومرور هواپیماها روی باند
railway traffic عبور ومرور راه اهن حمل و نقل راه اهن
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
Roman law مجموعهی قوانین رومی که پایهی قوانین امروزی در بسیاری از کشورها به ویژه در اروپا است
conflict of lows در حقوق بین الملل خصوصی مطرح میشود و منظور مغایرت قوانین داخلی با قوانین خارجی است
articles of war قوانین جنگی قوانین داد رسی نظامی
transit route مسیر دریایی بین المللی مسیر ترانزیت راه ترانزیت
carnet اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
twelve tables الواحی که در سال 054 قبل از میلاد دررم منتشر شد و حاوی موادی از قوانین رمی در مورد اهم مسائل مبتلی به روزمره زندگی مردم رم بود و بعدهااساس قوانین رم قرار گرفت
seabee گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
international practice عرف بین المللی روش جاری بین المللی
bull session جلسه محاوره ومرور
traffick عبو ومرور وسائط نقلیه
trafficking عبو ومرور وسائط نقلیه
traffic عبو ومرور وسائط نقلیه
trafficked عبو ومرور وسائط نقلیه
traffics عبو ومرور وسائط نقلیه
international loans استقراض بین المللی بدهیهای بین المللی
wading crossing عبور از اب درقسمتهای قابل عبور
midshipman افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
energy transition عبور انرژی [ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
kite کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
pilot chart نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
oceanography تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
kites کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
petty officer معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
petty officers معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
running lights فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
chine عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
stadimeter مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea mark راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
sea cucumber حلزون دریایی از جنس راب دریایی
sea power قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
marine تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
naval activity تاسیسات دریایی قسمت دریایی
tern پرستوک دریایی چلچله دریایی
marines تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
terns پرستوک دریایی چلچله دریایی
task unit نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
summary areas مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
light lists کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
knot میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
maritime ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
bureau of naval personnel اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
naval aviation قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
rear commodore سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
pandect قوانین
regulations قوانین
crash position indicator برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
international بین المللی
internationals بین المللی
international line خط بین المللی
naval gunfire تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
convoy commodore فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
Marine Corps نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
newton's laws of motion قوانین نیوتون
written laws قوانین مدون
zipf's laws قوانین زیف
statute book قوانین موضوعه
rules committee کمیته قوانین
rules of chess قوانین شطرنج
statue law قانون یا قوانین
remedial statutes قوانین اصلاحی
rules of the roads قوانین دریانوردی
rules of the roads قوانین راه
radiation laws قوانین تابش
promulgation of the laws انتشار قوانین
code مجموعه قوانین
permissive legislation قوانین مخیره
succession law قوانین وراثت
administrative law قوانین اداری
murphy's laws قوانین مورفی
hovering acts قوانین ضد قاچاق
joule's laws قوانین ژول
interpertation of laws تفسیر قوانین
doctorine قوانین اصلی
explanation of laws شرح قوانین
forest laws قوانین جنگل
competition rules قوانین رقابت
gas laws قوانین گازها
hague rules قوانین لاهه
gunnery قوانین تیراندازی
infraction of rules نقض قوانین
inland rules قوانین داخلی
conflict of lows تعارض قوانین
codex مجموعه قوانین
rules of engagement قوانین درگیری
korte's laws قوانین کرت
codification تدوین قوانین
codification وضع قوانین
labor laws قوانین کار
conflict of laws تعارض قوانین
kepler's laws قوانین کپلر
kepler laws قوانین کپلر
company law قوانین شرکت
mendelian laws قوانین مندل
international practice رویه بین المللی
high seas ابهای بین المللی
world war جنگ بین المللی
[as] compared to international standards در معیارهای بین المللی
international acts اسناد بین المللی
international acts مستندات بین المللی
internationalism احساسات بین المللی
standard time وقت بین المللی
world wars جنگ بین المللی
cosmopolitanism بین المللی بودن
internationals بازیگر بین المللی
system international سیستم بین المللی
international union اتحادیههای بین المللی
internationally از لحاظ بین المللی
by international standards در معیارهای بین المللی
international call مکالمه بین المللی
international comity نزاکت بین المللی
international trade تجارت بین المللی
international treaties عهود بین المللی
international union اتحادیه بین المللی
internationality بین المللی بودن
internationalize بین المللی کردن
international بازیگر بین المللی
international reserves ذخائر بین المللی
internationalization بین المللی کردن
Esperanto زبان بین المللی
lingua franca زبان بین المللی
lingua francas زبان بین المللی
international telephone circuit خط تلفنی بین المللی
international date line خط موافقتنامه بین المللی
international custom عرف بین المللی
international dualism دوگانگی بین المللی
international court دادگاه بین المللی
international equilibrium تعادل بین المللی
international etiquette نزاکت بین المللی
international liquidity نقدینگی بین المللی
international meeting مجمع بین المللی
international migration مهاجرت بین المللی
international reserves اندوختههای بین المللی
company law قوانین مربوط به شرکتها
codification گرد اوری قوانین
laws versus tendencies قوانین در مقابل تمایلات
sanctioned laws قوانین یا مقررات مصوبه
s factor ضریب اس در قوانین تیرتوپخانه
newton's laws of motion قوانین حرکت نیوتن
under these rules بموجب این قوانین
newton's laws of motion قوانین حرکت نیوتون
rules of football قوانین یا قواعد فوتبال
punitive article قوانین جزایی ارتش
codification جمع وتدوین قوانین
child labor laws قوانین کار کودکان
military justice قوانین جزایی ارتش
gunnery قوانین تیر توپخانه
law enforcement اجرای قوانین [حقوقی]
physical که قوانین نرخ بیت
international master استاد بین المللی شطرنج
overseas trade fair نمایشگاه بین المللی بازرگانی
international monetary fund صندوق بین المللی پول
internationals وابسته به روابط بین المللی
international date line خط تقسیم نیروهای بین المللی
international monetary reserves ذخائر پولی بین المللی
international organisation for standard موسسه بین المللی استاندارد
rugby test match مسابقه بین المللی رگبی
international chamber of commerce اتاق بازرگانی بین المللی
international refugee organization سازمان بین المللی اوارگان
international investment سرمایه گذاری بین المللی
international standard atmosphere اتمسفر استاندارد بین المللی
systeme international d'units دستگاه بین المللی واحدها
international match مسابقه بین المللی [ورزش]
international وابسته به روابط بین المللی
devis cup جام بین المللی دویس
international exchange مرکز تلفن بین المللی
bank for international settlements بانک پرداختهای بین المللی
curtis cup جام بین المللی گلف
international economic relations روابط اقتصادی بین المللی
post union اتحاد پستی بین المللی
international balance of payments تراز پرداختهای بین المللی
balance of international payments تراز پرداختهای بین المللی
international gold standard پایه طلای بین المللی
international date line خط بین المللی تغییر تاریخ
International System of Units دستگاه بین المللی یکاها
international demonstration effect اثر نمایشی بین المللی
international division of labor تقسیم کار بین المللی
public law حقوق بین المللی عمومی
balance of international payment موازنه پرداختهای بین المللی
international road transport ترابری بین المللی جاده ای
international system of units دستگاه بین المللی احاد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com