English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
The kettel is boiling. قوری دارد می جوشد
Other Matches
tea pot or teapot قوری
tea pot قوری
pot قوری
pots قوری
potting قوری
teapots قوری چای
teapot قوری چای
coffee pots قوری قهوه
teakettle قوری چای
A pot of tea for 4, please. لطفا یک قوری چایی 4 نفره.
scalar متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
. The car is gathering momentum. اتوموبیل دارد دور بر می دارد
Walls have ears <idiom> دیوار موش دارد و موش گوش دارد [اصطلاح]
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears دیوار موش دارد موش گوش دارد
he is ill with fever تب دارد
heavy fighting is in progress دارد
he has worms دارد
he has a rage for money دارد
there is a time for everything دارد
hast او دارد
chain دارد.
chains دارد.
are there any remarks? دارد
has دارد
it is sufficiently stamped کسرتمبر دارد
the reason is two fold دودلیل دارد
there is a rumour that شهرت دارد که
figure on <idiom> بستگی دارد به
But one leg to the fowl. <proverb> مرغ یک پا دارد .
not a patch on چه دخلی دارد
he speaks to the purpose قصدی دارد
walls have ears گوش دارد
the reason is manifold چنددلیل دارد
the probability is احتمال دارد
viruses وجود دارد
virus وجود دارد
There is something wrong with the ... ... عیب دارد.
multungulate که بیش از دو سم دارد
it has sides سه پهلو دارد
There is a knack in it . یک فنی دارد
it is usual with him عادت دارد
our library is well stocked خوبی دارد
leek d;[,vjvi ;i fv'ihd \ik , بزرگ دارد
what hurt is there in that چه زیانی دارد
Windows GDI بیتی دارد
he has an axe to grind غرض دارد
he has an a. to grind مقصود دارد
what the odds چه اهمیت دارد
he has a spite against me بامن لج دارد
god is خداوجود دارد
he has a maggot in his head وسواس دارد
he tops .0 metres یک مترونیم قد دارد
he is 0 years old او ده سال دارد
He has a day off. او مرخصی دارد.
it depends [on] بستگی دارد [به]
he is fifty تمام دارد
I owe him a dept of gratitude. حق بگردنم دارد
what matter? چه اهمیت دارد
Buttonhole کتی که در دو طرف دکمه دارد
He takes my advice. He listens to me. از من حرف شنوایی دارد
what is that to you به شما جه دخلی دارد
rubrician کتاب نماز دارد
Somebody is beating at (upon)the door. یک کسی دارد در می زند
what is wrong with that? مگراین چه عیبی دارد
(not to be) sneezed at <idiom> ارزش داشتن را دارد
basses کسی که صدای بم دارد
With his foul temper. با اخلاق سگه که دارد
She has got regular teeth . دندانهای منظمی دارد
Does it matter if I dont come ? اشکالی دارد اگرنیایم ؟
He writes a legible ( beautiful ) hand . خط خوانایی ( قشنگه ) دارد
He has influential contacts everywhere. همه جا دست دارد
He is distantly related to us . نسبت دوری با ما دارد
There is always a right way of doing everything. هرکاری راهی دارد
lengths خط با طول جر حرف دارد
length خط با طول جر حرف دارد
There are two sides to every question . <proverb> هر مساله ای دو جنبه دارد.
There are ticks in every trade . <proverb> هر کار لمى دارد .
there removred revolution شورشی که شهرت دارد
Every flow must have its ebb. <proverb> هر فرازى نشیبى دارد.
My hair is falling. موهایم دارد می ریزد
She has a soft voice صدای نرمی دارد
the party is led by him او بر ان حزب ریاست دارد
She has a delightfully mellow voice . صدای گرمی دارد
significance معنای مخصوص دارد
He is against [opposed to] me . با من ضد است. [ضدیت دارد]
back که یک باتری پشتیبان دارد
the switch is on برق جریان دارد
the work is in full swing کاربخوبی جریان دارد
She has a subtle charm. جذابیت ظریفی دارد
to bring grist to the mill نان دراب دارد
well and good باشد چه ضرر دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure . فشار خون دارد
She has a lovely (nice) voice. صدای قشنگه دارد
the cat has nine lives سگ هفت جان دارد
She has engaging manners . رفتار گیرایی دارد
bass کسی که صدای بم دارد
There is only one condition attached to it . فقط یک شرط دارد
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea. شهوت کلام دارد
what does it meant یعنی چه چه معنی دارد
He writes well . he wields a formidable pen . قلم خوبی دارد
tea is preferable to water چایی بر اب ترجیح دارد
that bridge has openings ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
that word is obsolescent ان واژه کم کم دارد مهجور
She has a lovely ( nice ) voice. صدای قشنگه دارد
backs که یک باتری پشتیبان دارد
the export of ... is granted the premium. صدور ... جایزه دارد.
double decker هرچیزیکه دو لایه دارد
he insists on going اصرار دارد برفتن
it askes for attention توجه لازم دارد
It is much sought after خیلی طالب دارد.
it is of frequent خیلی مورد دارد
it is particularly difficult یک اشکال بخصوصی دارد
it is particularly difficult یک دشواری ویژه دارد
in all like احتمال کلی دارد
he has much merit بسیار شایستگی دارد
bigamist زنی که دوشوهر دارد
bigamists زنی که دوشوهر دارد
he is in a hurry to go عجله دارد برفتن
he is in the know اطلاع ویژه دارد
he is rightly named اسم بامسمائی دارد
he bears out his name اسم بامسمایی دارد
he keeps my a حساب مراونگه می دارد
he must needs go بیخوداصرار دارد برفتن
he is f. of money پول فراوان دارد
he has a loose tongue دهان لقی دارد
likelihood احتمال کلی دارد
it is very important بسیار اهمیت دارد
it is worth 0 rials ده ریال ارزش دارد
battery که یک باتری پشتیبان دارد
batteries که یک باتری پشتیبان دارد
he has much merit خیلی قابلیت دارد
it stand well with him بامن نظرمساعدی دارد
How long is the ticket valid? بلیت تا کی اعتبار دارد؟
he has Roman nose او بینی عقابی دارد
and there an end. و پایان وجود دارد.
it speaks well for him بامن نظرمساعد دارد
biased آنچه اریب دارد
it needs to be done carefully اینکارتوجه لازم دارد
delectus برای ترجمه دارد
it is wringing خیلی تراست یا اب دارد
It is going from bad to worse . وضع دارد بد ترهم می شود
accessor شخصی که به داده دسترسی دارد
cornet a pistons یکجورسازشیپوری که چندین دکمه دارد
consuetude est alterra lex عادت قدرت قانونی دارد
requesting چیزی که کسی تقاضایش را دارد
My hair is growing. موهایم دارد بلند می شود
he has a fine p in the town اوخانه خوبی در شهر دارد
He has a good permanent job. شغل ثابت خوبی دارد
It all depends on how things develop. بستگی دارد چه پیش بیاید
Our food supply is getting low. ذخیره غذایمان دارد ته می کشد
One could be taken up on ones offer. تعارف آمد نیامد دارد
Advanced Technology Attachment مگابایت دار ثانیه دارد
requests چیزی که کسی تقاضایش را دارد
ex-directory شخصی که چنین شمارهای را دارد
dare he go? ایا جرات دارد برود
creditor secured by pledge طلبکاری که رهینه در دست دارد
AT Attachment مگابایت دار ثانیه دارد
stentor شخصی که صدای بلندی دارد
chaplain کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
chaplains کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
double breasted کتی که در دو طرف دکمه دارد
He is bound to come. احتمال زیادی دارد که بیاید
gigman کسیکه درشکه تک اسبه دارد
crapaudiue door دری که بالاوپایین ان محورگردنده دارد
She is too damned fussy خیلی ادا واطوار دارد
request چیزی که کسی تقاضایش را دارد
requested چیزی که کسی تقاضایش را دارد
corvette رزمناوی که یک ردیف توپ دارد
dichord سازیکه هرنغمه ان دوسیم دارد
he has a small p in shimran او ملک کوچکی درشمیران دارد
administrator تنظیم و نگهداری شبکه دارد
multifunction آنچه تابعهای متعددی دارد
administrators تنظیم و نگهداری شبکه دارد
sexagenarian کسی که از 06 تا96 سال دارد
quarter binding جلدی که تنهاته ان چرم دارد
puntist راننده کرجی نام دارد
post town شهری که پستخانه مستقل دارد
photorealistic که کیفیت و روشنایی عکس را دارد
pavonazzo مرمری که رنگهای پرطاووسی دارد
ox frame قابی که گوشههای چلیپایی دارد
kleptamaniac کسی که جنون دزدی دارد
landaulet n گردونه کوچکی که پوششی دارد
letter head کاغذیکه نشان چاپی دارد
liveryman کسیکه لباس نوکری بر تن دارد
lunchroom رستورانی که غذاهای مختصرواماده دارد
NVRAM ما میتواند اطلاعات را نگه دارد
mission critical که شرکت شما به آن بستگی دارد
tea has an adour p to itself چای بوی ویژهای دارد
it is marked with spots نشان ان خالهایی است که دارد
it look like rain گویا خیال باریدن دارد
he has a spite against me بامن کینه یاعداوت دارد
the battle still rages جنگ هنوز شدت دارد
he is an influence in politics فلانی نفوذ سیاسی دارد
he is rather i. than sick بهم خوردگی یاساکت دارد
water exists in three phases اب درسه نمود وجود دارد
to the best of ones ability تا جایی که کسی توان آن را دارد
timber toe کسی که پای چوبین دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com