Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English
Persian
intrados
قوس داخلی طاق
Search result with all words
scale
ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
inner
داخلی
decorator
متخصص ارایش داخلی ساختمانها
decorators
متخصص ارایش داخلی ساختمانها
calibrate
قطر داخلی چیزی را اندازه گرفتن
calibrated
قطر داخلی چیزی را اندازه گرفتن
calibrates
قطر داخلی چیزی را اندازه گرفتن
calibrating
قطر داخلی چیزی را اندازه گرفتن
random
سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
randomly
سیستمی که خروجی آن به ورووودی یا ساختار داخلی آن ربط ی ندارد
micro
طرح و ارتباطات سخت افزار داخلی ریزکامپیوتر
micros
طرح و ارتباطات سخت افزار داخلی ریزکامپیوتر
token
کد داخلی که جانشین کلمه رزرو یا عبارت برنامه در یک زبان برنامه سازی سطح بالا میشود
tokens
کد داخلی که جانشین کلمه رزرو یا عبارت برنامه در یک زبان برنامه سازی سطح بالا میشود
innermost
داخلی ترین دراعماق
engine
موتور بنزینی موتور احتراق داخلی
register
مهمترین ثبات داخلی ذخیره سازی درCPU که حاوی داده پردازش شدنی است
registering
مهمترین ثبات داخلی ذخیره سازی درCPU که حاوی داده پردازش شدنی است
registers
مهمترین ثبات داخلی ذخیره سازی درCPU که حاوی داده پردازش شدنی است
in
داخلی
in-
داخلی
dumping
فروش کالادر کشورهای دیگر با قیمتی پایین تر از قیمت داخلی
dumping
صدور کالا به کشوردیگر و فروش ان به بهای کمتر از بهای عادی به منظور فلج ساختن صنایع داخلی ان کشور
intervention
هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
interventions
هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
internal
داخلی
autonomy
استقلال داخلی
sifting
روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
squawk
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawked
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawks
مخابره داخلی ارتباط داخلی
protectionism
سیستم حمایت از تولیدات داخلی
protectionism
دراین مکتب دفاع وحمایت از تعرفههای گمرکی به منظور حمایت صنایع واقتصاد داخلی بعنوان یک وسیله جهت توسعه اقتصادی بشمار می اید
internal combustion engine
موتور احتراقی داخلی
internal combustion engine
موتور احتراق داخلی
internal combustion engines
موتور احتراقی داخلی
internal combustion engines
موتور احتراق داخلی
insider
کارمند داخلی
insiders
کارمند داخلی
endocrine
غده مترشحه داخلی
bush
پوسته داخلی
bushes
پوسته داخلی
apron
کناره داخلی پیست
aprons
کناره داخلی پیست
hinterland
مناطق داخلی کشور
hinterlands
مناطق داخلی کشور
calibers
قطر داخلی جنگ افزار
calibre
قطر داخلی جنگ افزار
calibres
قطر داخلی جنگ افزار
interact
فعل وانفعال داخلی داشتن
interacted
فعل وانفعال داخلی داشتن
interacting
فعل وانفعال داخلی داشتن
interacts
فعل وانفعال داخلی داشتن
esoteric
داخلی
inside
قسمت داخلی
inside
تو اعضای داخلی
inside
داخلی
insides
قسمت داخلی
insides
تو اعضای داخلی
insides
داخلی
land
سطح داخلی لوله بین خانهای تفنگ
bellies
قسمت داخلی کمان نزدیک زه
belly
قسمت داخلی کمان نزدیک زه
excise
مالیات کالاهای داخلی مالیات غیرمستقیم
local
داخلی اخبار محلی
locals
داخلی اخبار محلی
curb
برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
curbed
برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
curbing
برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
curbs
برجستگی لبههای داخلی مسیر دو
trim
تودوزی وتزئینات داخلی اتومبیل
trimmest
تودوزی وتزئینات داخلی اتومبیل
trims
تودوزی وتزئینات داخلی اتومبیل
internalised
باطنی ساختن داخلی کردن
internalises
باطنی ساختن داخلی کردن
internalising
باطنی ساختن داخلی کردن
internalize
باطنی ساختن داخلی کردن
internalized
باطنی ساختن داخلی کردن
internalizes
باطنی ساختن داخلی کردن
internalizing
باطنی ساختن داخلی کردن
pacification
تامین ثبات داخلی
port
سوکت یا اتصال فیزیکی که امکان ارسال داده بین اتصالات داخلی کامپیوتر و وسیله خارجی دیگر فراهم میکند
stability
امنیت داخلی ثبات سیاسی
stability
ثبات داخلی
fail safe
ماسوره تامین شده از نظرعمل کرد دستگاههای داخلی ماسوره مطمئن العمل
fail-safe
ماسوره تامین شده از نظرعمل کرد دستگاههای داخلی ماسوره مطمئن العمل
inward
داخلی باطنی
inhibiting
اغشتن سطوح داخلی دستگاه یاماشین با ماده ضدخوردگی قبل از انبار کردن ان
functional
رسم امور داخلی و فرآیندهای ماشین یا نرم افزار
bore
قطر داخلی سیلندر
bore
قطر داخلی لوله اسلحه
bore
قطر داخلی لوله
bores
قطر داخلی سیلندر
bores
قطر داخلی لوله اسلحه
bores
قطر داخلی لوله
innate
داخلی
civil
داخلی حقوقی
architecture
فاهر و اتصالات سخت افزار داخلی کامپیوتر و ارتباطات منط قی بین CPU
nexus
رابطه رابطه داخلی
interior
داخلی
Other Matches
incretion
ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
internal defense
پدافند داخلی پایداری داخلی
internal structure
ساختمان داخلی سازه داخلی
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
intramural
داخلی
endogenous
داخلی
territorial
داخلی
internal door
در داخلی
interiors
داخلی
internal medicine
طب داخلی
indoor
داخلی
anie
داخلی
municipal
داخلی
domestic
داخلی
ben
داخلی
indoor
درونی داخلی
domestic market
بازار داخلی
domestic industry
صنعت داخلی
domestic emergencies
موادضروری داخلی
domestic emergencies
بحرانهای داخلی
endoparasite
انگل داخلی
domestic economy
اقتصاد داخلی
endogenous variable
متغیر داخلی
domestic products
محصولات داخلی
domestic trade
بازرگانی داخلی
internal discharge
تخلیه داخلی
ductless gland
غددمترشح داخلی
internal defense
دفاع داخلی
internal development
توسعه داخلی
internal development
رشد داخلی
domestic dualism
دوگانگی داخلی
domestic disturbances
اختلافات داخلی
domestic disturbances
اغتشاشات داخلی
internal electrolysis
الکترولیز داخلی
internal energy
انرژی داخلی
civil disturbances
اغتشاشات داخلی
ashi noko
قسمت داخلی کف پا
internal friction
اصطکاک داخلی
internal erosion
فرسایش داخلی
by low
نظامنامه داخلی
internal electrode
الکترود داخلی
internal efficiency
راندمان داخلی
internal insulation
ایزولاسیون داخلی
internal diseconomies
زیانهای داخلی
internal force
نیروی داخلی
internal ear
گوش داخلی
internal impedance
امپدانس داخلی
internal impedance
مقاومت داخلی
internal heating
گرمایش داخلی
internal furnace
کوره داخلی
interior span
دهانه داخلی
endosmosis
حلول داخلی
interference drag
پسای داخلی
inner product
ضرب داخلی
inner planets
سیارات داخلی
inner loop
حلقه داخلی
inner liner
روکش داخلی
inner harbor
بندر داخلی
inner bottom
جدار داخلی
intermediate structure
ساختمان داخلی
internal angle
زاویه ی داخلی
internal armature
ارمیچر داخلی
inland waterway
ابراه داخلی
internal attack
تک داخلی یا تک از داخل
inland rules
قوانین داخلی
inland duty
گمرک داخلی
interior wall
دیوار داخلی
inner zone
منطقه داخلی
interconnection
اتصالی داخلی
interior affairs
امور داخلی
intercommunication
ارتباط داخلی
interior architecture
معماری داخلی
inside wing
بال داخلی
interior ballistics
بالیستیک داخلی
inside thread
مارپیچ داخلی
inside micrometer
میکرومتر داخلی
inside hinge
لولای داخلی
inside draft
شیب داخلی
inside diameter
قطر داخلی
inside caliper
کولیس داخلی
interior guard
نگهبان داخلی
inferior planets
سیارههای داخلی
inferior conjunction
مقارنه داخلی
internal boffles
تیغههای داخلی
home made
ساخت داخلی
home currency
پول داخلی
home consumption
مصرف داخلی
internal combustion
احتراق داخلی
internal commerce
تجارت داخلی
internal conductance
اندوکتانس داخلی
internal conductance
اندوکتیویته ی داخلی
internal conductor
سیم داخلی
internal connection
اتصال داخلی
internal consistency
سازگاری داخلی
internal consumption
مصرف داخلی
internal crack
ترک داخلی
internal current
جریان داخلی
internal clock
ساعت داخلی
home market
بازار داخلی
indoor antenna
انتن داخلی
inboard aileron
شهپر داخلی
imside dimension
اندازه داخلی
internal brake
ترمز داخلی
internal bus
گذرگاه داخلی
internal bus
مسیر داخلی
internal circuit
مدار داخلی
home trade
تجارت داخلی
internal circuit
حلقه داخلی
home rule
حکومت داخلی
home product
محصولات داخلی
internal damping
میرایی داخلی
internal supercharger
سوپرشارژر داخلی
marketing audit
کنترل داخلی
municipal court
دادگاه داخلی
municipal law
حقوق داخلی
rules of procedure
نظامنامه داخلی
territorial sea
دریای داخلی
local subscriber
مشترک داخلی
local currency
پول داخلی
inward light
نور داخلی
internal trade
بازرگانی داخلی
internal trade
تجارت داخلی
internal transactions
معاملات داخلی
internal voltage
ولتاژ داخلی
internal window sill
کف پنجره داخلی
internality
داخلی بودن
interphone
مخابرات داخلی
intrados
قوس داخلی
in-fighting
جنگ داخلی
internal structure
سازه داخلی
domestic tariff
تعرفه داخلی
interlan angle
زاویه داخلی
interion architecture
معماری داخلی
incoming message cassette
نوارپیغام داخلی
bulkheads
جدار داخلی
innards
قسمتهای داخلی
internal revenue
درامد داخلی
Inland Revenue
درامد داخلی
internal programme
برنامه داخلی
internal reflector
رفلکتور داخلی
bulkhead
جدار داخلی
internal report
گزارش داخلی
internal resistance
مقاومت داخلی
internal ruling
نظامنامه داخلی
civil war
جنگ داخلی
civil wars
جنگ داخلی
intercom
مخابرات داخلی
internal loss
تلف داخلی
internal memory
حافظه داخلی
internal modem
مدم داخلی
internal modulation
مدولاسیون داخلی
intercoms
ارتباط داخلی
internal pole
قطب داخلی
intercoms
مخابرات داخلی
intercom
ارتباط داخلی
internal power
مصرف داخلی
internal security
تامین داخلی
internal storage
انباره داخلی
internal storage
حافظه ی داخلی
internal stress
تنش داخلی
internal storage
حافظه داخلی
internal short circuit
کوتهمداری داخلی
internal structure
ساختار داخلی
internal security
امنیت داخلی
internal shield
غلاف داخلی
projection product
ضرب داخلی
[ریاضی]
internal discharge
تخلیه جزیی داخلی
internal photoelectric effect
اثر فتوالکتریکی داخلی
intergradation
درجه بندی داخلی
IDPs
بیجاشده گان داخلی
internal transmission factor
ضریب انتقال داخلی
internal data representation
نمایش دادههای داخلی
internal cycle time
زمان چرخه داخلی
internist
پزشک امراض داخلی
internal timer
زمان سنج داخلی
internal temperature
درجه حرارت داخلی
internal thermal resistance
مقاومت حرارتی داخلی
internal wiring
سیم کشی داخلی
net domestic output
تولید خالص داخلی
internal installation
سیم کشی داخلی
internal impedance drop
افت ولتاژ داخلی
internal voltage drop
افت ولتاژ داخلی
scalar product
ضرب داخلی
[ریاضی]
terminal velocity
سرعت داخلی گلوله
tegmen
پوسته داخلی تخم
internal characteristic
منحنی مشخصه داخلی
internal emitter point
نقطه امیتر داخلی
per vibration
نوسان داخلی بتن
net domestic product
محصول خالص داخلی
inverse chill
سرد کردن داخلی
internal resistance
مقدار مقاومت داخلی
internal electerical potential
پتانسیل الکتریکی داخلی
tunnel lining
پوشش داخلی تونل
internal sort
جور کردن داخلی
internal rate of return
نرخ بازده داخلی
inner product
ضرب داخلی
[ریاضی]
dot product
ضرب داخلی
[ریاضی]
internal base resistance
مقاومت داخلی بیس
internal battery
مقاومت داخلی باطری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com