Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (16 milliseconds)
English
Persian
area of visibility
قوس قابلیت دید
Search result with all words
accession
قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
reader
هر دستگاهی که قابلیت رونویسی از یک وسیله ورودی را دارد
readers
هر دستگاهی که قابلیت رونویسی از یک وسیله ورودی را دارد
reliability
قابلیت اعتماد
reliability
قابلیت اطمینان اعتبار
reliability
قابلیت اطمینان
reliability
اطمینان قابلیت اطمینان
flexibility
قابلیت انعطاف
flexibility
خم پذیری قابلیت خم شدن
throughput
قابلیت عبوردهی
availability
قابلیت استفاده
viability
قابلیت زیستن
viability
قابلیت دوام
viability
قابلیت سوددهی
burned
کلمه رمز برای تعیین اینکه عامل مخفی اطلاعاتی در معرض کشف قرار گرفته یا قابلیت اعتمادبه او کم شده است
comparable
قابلیت مقایسه قیاس پذیر
abilities
قابلیت
ability
قابلیت
superconductivity
قابلیت هدایت برق بمقدار زیاد
disqualification
سلب قابلیت
disqualifications
سلب قابلیت
competence
قابلیت
susceptibility
قابلیت حساسسیت
susceptibility
قابلیت
eligibility
قابلیت
confidentiality
قابلیت اعتماد
payload
حداکثر قابلیت حمل بار
payloads
حداکثر قابلیت حمل بار
conviviality
قابلیت امیزش
mobility
قابلیت نقل مکان
mobility
قابلیت حرکت بی ثباتی موبیلیته
acoustics
آواشناسی نسبت های صوتی قابلیت شنوایی
efficiency
قابلیت کاردانی
elasticity
قابلیت ارتجاعی
elasticity
خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
elasticity
قابلیت ارتجاع
disabilities
عدم قابلیت
disability
عدم قابلیت
mortality
قابلیت دریافت ضایعات
acceptability
قابلیت پذیرش پسندیدگی
acceptability
قابلیت قبول
accessibility
دستیابی پذیری قابلیت وصول
accessibility
قابلیت وصول
feasibility
قابلیت انجام کار
variability
قابلیت تنظیم
dependable
قابلیت اطمینان
capability
صلاحیت قابلیت
capability
قابلیت
capacities
قابلیت
capacity
قابلیت
aptitude test
ازمون قابلیت فردی
aptitude tests
ازمون قابلیت فردی
flotation
قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
productivity
قابلیت تولید
vulnerability
قابلیت اسیب پذیری
adaptability
قابلیت توافق و سازش
adaptability
قابلیت انطباق
adaptability
قابلیت
mist
کاهش قابلیت دید به 1 تا 01کیلومتر توسط ذرات کوچک اب
mists
کاهش قابلیت دید به 1 تا 01کیلومتر توسط ذرات کوچک اب
elongation
قابلیت طویل شدن
comparability
قابلیت قیاس
liquidity
قابلیت تبدیل به پول
fitness
قابلیت
sufficiency
قابلیت مقدار کافی
resilience
قابلیت ارتجاع
visibility
قابلیت دیدن میدان دید
visibility
قابلیت رویت
visibility
قابلیت دید قابل رویت بودن
visibility
قابلیت دید
visibility
قابلیت دید نمایانی
profitability
قابلیت سوددهی نافعیت
radioactivity
قابلیت پخش امواج هستهای رادیواکتیویته داشتن قدرت تشعشع اتمی
inefficiently
با نداشتن قابلیت بیفایده
absorbability
قابلیت جذب
absorbency
قابلیت جذب
absorptivity
قابلیت جذب
adaptableness
قابلیت توافق
addibility
قابلیت افزایش
adhesiveness
قابلیت چسبندگی
adjusability
قابلیت تطبیق
adjusability
قابلیت تنظیم
adorability
قابلیت پرستش ستودنی
adorableness
قابلیت پرستش ستودنی .
airmobility
قابلیت حمل به وسیله هوارو قابلیت تحرک هوایی
alienability
قابلیت نقل وانتقال مالکیت بیگانه سازی
alterability
قابلیت تغییر
anti collision light
چراغ یا لامپ چشمک زنی که در بالای سکان عمودی یا زیرهواپیما به منظور افزایش قابلیت دیده شدن نصب میگردد
appealability
قابلیت استیناف
applesoft basic
نوع توسعه یافته زبان برنامه نویسی BASIC که باریزکامپیوتر قابلیت پردازش اعداد اعشاری را هم دارد
applicability
قابلیت اجراء
approachability
قابلیت تقرب
aptitude area
حیطه قابلیت افراد
army classification battery test
ازمون کارایی پرسنلی ازمون قابلیت انفرادی
attainability
قابلیت حصول
audibility
قابلیت استماع
availability factor
ضریب امادگی عملیاتی هواپیماها یا ناوها ضریب قابلیت استفاده
bench check
ازمایش عملی روی قطعه بازشده از بدنه هواپیما به منظور تعیین قابلیت ادامه کار
biddability
قابلیت شرکت درمناقصه
biodegraability
قابلیت تجزیه بیولوژیکی پذیرندگی فروافت زیست شناختی
Other Matches
interoperability
قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
range resolution
قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
serviceability
قابلیت استفاده مجدد قابلیت به کار بردن
electromagnetic compatability
قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
swimming capability
قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
commensurability
قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
reflectance
قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
ductility
قابلیت کشش قابلیت تورق
strain hardenability
قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
competence
قابلیت
credential
قابلیت
qualification
قابلیت
contemptibility
قابلیت
skill
قابلیت
solubility
قابلیت حل
solvability
قابلیت حل
habilitation
قابلیت
vendibility
قابلیت فروش
salability
قابلیت فروش
severability
قابلیت سواشدن
retractility
قابلیت انقباض
potability
قابلیت شرب
preventability
قابلیت جلوگیری
serializability
قابلیت تسلسل
serviceability
قابلیت استفاده
portability
قابلیت انتقال
portability
قابلیت حمل
serviceability
قابلیت تعمیر
potability
قابلیت حمل
practicableness
قابلیت عبور
reflectance
قابلیت انعکاس
reliableness
قابلیت اعتماد
readability
قابلیت خواندن
renewability
قابلیت تجدید
repeatability
قابلیت تکرار
reproducibility
قابلیت تکثیر
solubility
قابلیت انحلال
quench aging property
قابلیت بهسازی
severability
قابلیت تقسیم
punishability
قابلیت مجازات
resectability
قابلیت برش
presentability
قابلیت ارائه
pregnability
قابلیت تسخیر
predicability
قابلیت اسناد
portability
قابلیت ترابری
explosiveness
قابلیت انفجار
ground visibility
قابلیت دیدزمینی
habitability
قابلیت سکنی
habitableness
قابلیت سکونت
hardenability
قابلیت سختی
ignitability
قابلیت اشتعال
ignitability
قابلیت احتراق
ignitibility
قابلیت احتراق
imitability
قابلیت تقلید
fusibility
قابلیت ذوب
fungibility
قابلیت تعویض
extensibility
قابلیت تمدید
extensibility
قابلیت کشش
fermentability
قابلیت تخمیر
fissility
قابلیت انشقاق
flammability
قابلیت اشتعال
flexility
قابلیت تغییر
fordability
قابلیت عبور
forgeability
قابلیت اهنگری
imputability
قابلیت اسناد
inaptly
با عدم قابلیت
inflammability
قابلیت اشتعال
meltability
قابلیت گداختن
fusibility
قابلیت گداز
motor ability
قابلیت حرکت
moveability
قابلیت حرکت
navigability
قابلیت کشتیرانی
opposability
قابلیت تقابل
perceptibility
قابلیت درک
permeability
قابلیت تراوایی
maneuverability
قابلیت مانور
manageability
قابلیت اداره
malleability
قابلیت انعطاف
inheritability
قابلیت توارث
intelligibility
قابلیت فهم
interchangeability
قابلیت تبادل
interchangeability
قابلیت تعویض
interpretability
قابلیت تفسیر
interpretability
قابلیت توجیه
machinability
قابلیت تراش
magnetic susceptibility
قابلیت مغناطیسی
pliability
قابلیت خمیدگی
provability
قابلیت اثبات
applicability
قابلیت اجرا
application
[applicability]
قابلیت اجرا
availability
قابلیت اجرا
usability
قابلیت اجرا
usefulness
قابلیت اجرا
applicability
قابلیت استفاده
application
[applicability]
قابلیت استفاده
reliability
قابلیت اطمینان
failure safety
قابلیت اعتماد
reliability
قابلیت اعتماد
failure safety
قابلیت اطمینان
usefulness
قابلیت استفاده
stickability
قابلیت مقاومت
tenability
قابلیت نگهداری
tolerability
قابلیت پذیرش
trafficability
قابلیت عبور
trannlatability
قابلیت ترجمه
trannlatability
قابلیت انقال
transmissibility
قابلیت فرستادن
transmissibility
قابلیت انتقال
transportability
قابلیت حمل
tenability
قابلیت تصرف
tempering quality
قابلیت بهبود
stickability
قابلیت محافظت
stretchability
قابلیت بسط
suability
قابلیت تعقیب
survivability
قابلیت باززیستی
swivelling feature
قابلیت نوسان
tactility
قابلیت لمس
tensibility
قابلیت کشش
tensility
قابلیت کشش
trustiness
قابلیت اعتماد
trustworthiness
قابلیت اعتماد
usability
قابلیت استفاده
veniality
قابلیت اغماض
versatility
قابلیت تغییر
vibratility
: قابلیت ارتعاش
volatileness
قابلیت تبخیر
weldability
قابلیت جوشکاری
wettability
قابلیت خیسی
expansibility
قابلیت انبساط
conversableness
قابلیت معاشرت
controllability
قابلیت کنترل
convertibility
قابلیت تبدیل
destructibility
قابلیت انهدام
dependability
قابلیت اطمینان
dependability
قابلیت اعتماد
culpability
قابلیت مجازات
corruptibility
قابلیت فساد
compressibility
قابلیت فشردگی
comprehensibility
قابلیت درک
changeableness
قابلیت تغییریاتبدیل
coagulability
قابلیت انعقاد
comparableness
قابلیت مقایسه
compactibility
قابلیت تراکم
communicability
قابلیت ارتباط
combustiblity
قابلیت تراکم
combustiblity
قابلیت انفجار
combustiblity
قابلیت احتراق
combustibility
قابلیت اشتعال
castability
قابلیت ریزش
calculability
قابلیت شمارش
computability
قابلیت محاسبه
pourability
قابلیت ریزش
conductivity
قابلیت هدایت
conductibility
قابلیت هدایت
brushability
قابلیت رنگرزی
conceivability
قابلیت تصور
combustibility
قابلیت سوزش
combinability
قابلیت ترکیب
divisibility
قابلیت تقسیم
erectility
قابلیت نعوظ
emissivity
قابلیت انتشار
emissivity
قابلیت نشر
edibility
قابلیت خوردن
penetrability
قابلیت نفوذ
distensibility
قابلیت انبساط
dissolubility
قابلیت انحلال
erodibility
قابلیت فرسایش
excitability
قابلیت تحریک
expandability
قابلیت انبساط
expandability
قابلیت توسعه
digestibility
قابلیت هضم
exchangeability
قابلیت معاوضه
dis qualified
فاقد قابلیت
cold shortness
قابلیت شکست سرد
hot brittleness
قابلیت شکنندگی گرم
severability
قابلیت جدا شدن
coefficient of compressibility
ضریب قابلیت تراکم
coefficient of transmissibility
ضریب قابلیت انتقال
photoconductivity
قابلیت هدایت نور
coefficient of compressibility
ضریب قابلیت فشردگی
cold forming property
قابلیت شکل دهی
specific permeability
قابلیت نفوذ مخصوص
weatherability
قابلیت هوا خوری
weldability
قابلیت جوش خوردن
dyeability
قابلیت رنگرزی الیاف
violability
قابلیت غصب یا تخطی
trafficability
قابلیت عبور ومرور
transmissivity
قابلیت نقل وانتقال
xylotomous
قابلیت برش چوب
vertically adjustable
قابلیت تنظیم عمودی
magnetic initial permeability
قابلیت نفوذ اولیه
increase in conductivity
افزایش قابلیت هدایت
incondensability
عدم قابلیت انقباض
partibility
قابلیت افرازیا جداشدن
ductility
قابلیت مفتول شدن
inapplicability
عدم قابلیت اجرا
inalienability
عدم قابلیت بیع
penetrance
قابلیت نفوذ انفاذ
permeability
قابلیت نفوذ تراوایی
imponderability
عدم قابلیت سنجش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com