English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
weigh beam قپان قابل حمل
Other Matches
load guage قپان
scale قپان
heavy balance قپان
steelyard قپان
bascule قپان
roman balance قپان
trone قپان
steelyard قپان رومی
bobbing وزنه قپان
bobs وزنه قپان
bob وزنه قپان
plateform scale قپان سکوب دار
steelyard هرچیزی شبیه قپان
weigh bridge قپان تخت قنطار کش
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
presumable قابل استنباط قابل استفاده
transferable قابل واگذاری قابل انتقال
combustible قابل سوزش قابل تراکم
tenable قابل مدافعه قابل تصرف
observable قابل مشاهده قابل گفتن
sensible قابل درک قابل رویت
elastic قابل کش امدن قابل انعطاف
exigible قابل مطالبه قابل پرداخت
exigible قابل تقاضا قابل ادعا
adducible قابل اضهار قابل ارائه
bilable قابل رهایی قابل ضمانت
changeable قابل تعویض قابل تبدیل
achievable قابل وصول قابل تفریق
presentable قابل معرفی قابل ارائه
presentable قابل نمایش قابل تقدیم
flexile قابل تغییر قابل تطبیق
thankworthy قابل تشکر قابل شکر
capacity حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacities حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
visual display terminal ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display unit ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
indemonstrable غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
floatable قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
irrefrangible غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
inconvertible غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
indiscoverable غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
inexplicably بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
vendible قابل فروش جنس قابل فروش
vendable قابل فروش جنس قابل فروش
cleavable قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
air transportable sonar سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
acceptor قابل
soluble قابل حل
dissoluble قابل حل
incapable نا قابل
apt قابل
ablest قابل
abler قابل
solvable قابل حل
capable قابل
qualified قابل
sensible قابل حس
good قابل
able قابل
thorough paced قابل
receivable قابل قبول
discernible قابل تشخیص
reclaimable قابل استرداد
displaceable قابل تغییر
discernible قابل تمیز
rebuttable presumptions احکام قابل رد
reflexible قابل انعکاس
reclaimable قابل احیاء
dislikable قابل تنفر
reconcilable قابل تلفیق
recoupable قابل جبران
discussable قابل بحث
vulnerable قابل حمله
discriminable قابل تمیز
comprehensible قابل درک
intelligible قابل درک
refractile قابل انکسار
intelligible قابل فهم
admittable قابل قبول
discussible قابل بحث
objectionable قابل اعتراض
remittable قابل پرداخت
dislikeable قابل تنفر
redeemable قابل ابتیاع
reimbursable قابل پرداخت
regulable قابل تعدیل
registrable قابل ثبت
refrangible قابل انکسار
refillable قابل تعویض
distinct قابل تشخیص
effable قابل تغییر
obtainable قابل حصول
acceptable قابل پذیرش
acceptable قابل قبول
passable قابل عبور
passable قابل قبول
dividable قابل تقسیم
believable قابل قبول
arguably قابل بحث
arguable قابل بحث
producible قابل تولید
procurable قابل حصول
recoverable قابل وصول
accountable قابل توضیح
predicable قابل اسناد
pitiable قابل ترحم
pregnable قابل ابستنی
prescriptible قابل تجویز
dubitable قابل تردید
preventable قابل جلوگیری
effaceable قابل زدودن
changeable قابل تغییر
amenable قابل جوابگویی
plausible قابل استماع
preventible قابل جلوگیری
liable قابل اطمینان
distributable قابل توزیع
distillable قابل تقطیر
publishable قابل نشر
handy <adj.> قابل استفاده
handiest قابل استفاده
handier قابل استفاده
purchasable قابل خریداری
disputable قابل بحث
admissible قابل قبول
quenchable قابل جلوگیری
quizzable قابل ریشخند
quodlibet نکته قابل
quoteworthy قابل اقتباس
ratable قابل ارزیابی
pursuable قابل تعقیب
mobile قابل حرکت
mobile قابل تحرک
adducible قابل استدلال
promotable قابل ترویج
pronounceable قابل تلفظ
propagable قابل تکثیر
propagable قابل ترویج
propagable قابل تبلیغ
prosecutable قابل تعقیب
transferable قابل انتقال
transferable قابل ورابری
mobiles قابل تحرک
mobiles قابل حرکت
rebuttable قابل رو کردن
detonable قابل انفجار
analog شی قابل قیاس
sellable قابل فروش
recommendable قابل توصیف
analogical قابل قیاس
describable قابل توصیف
descendible قابل انتقال
descendible قابل نزول
derivable قابل اشتقاق
apodeictic قابل توضیح
shippable قابل ارسال
excusable قابل عفو
apodictic قابل توضیح
pardonable قابل عفو
seeable قابل دید
seaworthy قابل دریانوردی
determinable قابل تعیین
alterable قابل تغییر
detachable bottom کف قابل تفکیک
salvageable قابل نجات
ameliorable قابل اصلاح
satiable قابل اشباع
scrutable قابل کشف
exportable قابل صدور
scrutable قابل درک
amendable قابل اصلاح
amerceable قابل جریمه
searchable قابل جستجو
despisable قابل استحقار
pardonable قابل بخشیدن
aposematic قابل گوشزد
statutable قابل تقنین
appellable قابل مراجعه
solids قابل اطمینان
solid قابل اطمینان
suable قابل پیگرد
submergible قابل فروکردن در اب
appellable قابل استیناف
submersible قابل شناوری
applaudable قابل تحسین
superimposable قابل اضافه
superimposable قابل تحمیل
superimposable قابل تزاید
superposable قابل انطباق
appeasable قابل تسکین
spareable قابل امساک
forgivable قابل عفو
forgivable قابل بخشایش
deprivable قابل محرومیت
deposable قابل عزل
soiothfast قابل اعتماد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com