Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (8 milliseconds)
English
Persian
induction
قیاس کل از جزء استنتاج
inductions
قیاس کل از جزء استنتاج
Other Matches
inferable
قابل استنتاج استنتاج پذیر
inferrible
قابل استنتاج استنتاج پذیر
conclusion
استنتاج
conclusions
استنتاج
inferences
استنتاج
subsumption
استنتاج
inference
استنتاج
evolvement
استنتاج
fruition
استنتاج
eduction
استنتاج
inferred
استنتاج کردن
obversion
استنتاج معکوس
inferring
استنتاج کردن
inferential
وابسته به استنتاج
infers
استنتاج کردن
draw a conclusion
استنتاج کردن
draw a cunclusion
استنتاج کردن
deduction
استنتاج قیاسی
infer
استنتاج کردن
subsuming
استنتاج کردن
subsumes
استنتاج کردن
concludes
استنتاج کردن
subsume
استنتاج کردن
subsumed
استنتاج کردن
derive
استنتاج کردن
derives
استنتاج کردن
deriving
استنتاج کردن
conclude
استنتاج کردن
evolves
استنتاج کردن نموکردن
evolved
استنتاج کردن نموکردن
illatively
بطریق استنتاج یا استخراج
inference rule
قواعد استنتاج
[منطق]
to put two and two together
<idiom>
استنتاج کردن
[اصطلاح]
evolving
استنتاج کردن نموکردن
inferentally
بطریق استنتاج یا استنباط
deduction
استنتاج نتیجه گیری
evolve
استنتاج کردن نموکردن
induces
استنتاج کردن تحریک شدن
inducing
استنتاج کردن تحریک شدن
induced
استنتاج کردن تحریک شدن
induce
استنتاج کردن تحریک شدن
concludes
نتیجه گرفتن استنتاج کردن
rule of inference,
قواعد استنتاج
[منطق]
[ریاضی]
conclude
نتیجه گرفتن استنتاج کردن
transformation rule
قواعد استنتاج
[منطق]
[ریاضی]
syntheses
استنتاج تفسیر و تقویم اخبار در کسب اطلاعات
synthesis
استنتاج تفسیر و تقویم اخبار در کسب اطلاعات
comparsion
قیاس
spanless
بی قیاس
syllogism
قیاس
analogically
به قیاس
abduction
قیاس
proportions
قیاس
proportion
قیاس
immensurable
بی قیاس
analogies
قیاس
immeasurable
بی قیاس
analogy
قیاس
induction
قیاس
inductions
قیاس
deduction
قیاس
enthymeme
قیاس اضماری
inductively
بطور قیاس
majorpremise
کبرای قیاس
analogous
قابل قیاس
paralogism
قیاس نادرست
paralogism
قیاس کاذب
analogue
شی قابل قیاس
analogues
شی قابل قیاس
postulate
قیاس منطقی
postulated
قیاس منطقی
postulates
قیاس منطقی
postulating
قیاس منطقی
topology
قیاس بمکان
syllogism
قیاس صوری
syllogism
قیاس منطقی
postulation
قیاس منطقی
partisans of analogy
اهل قیاس
parity
قیاس مشابهت
comparand
قیاس شونده
extrapolations
قیاس گیری
comparability
قابلیت قیاس
parables
قیاس نمونه
analog
شی قابل قیاس
extrapolation
قیاس گیری
analogize
قیاس کردن
deductively
از راه قیاس
paradox
قیاس ضد و نقیض
parable
قیاس نمونه
analogical
قابل قیاس
paradoxes
قیاس ضد و نقیض
paralpgize
قیاس نادرست ساختن
parity of reasoning
قیاس یا شباهت استدلال
propositioning
مقصود قیاس منطقی
priori
از راه قیاس قیاسی
proposition
مقصود قیاس منطقی
propositioned
مقصود قیاس منطقی
noetic
ذهنی قیاس منطقی
propositions
مقصود قیاس منطقی
modus ponens
قیاس استثنایی
[ریاضی]
chronometry
علم قیاس زمان
minor term
صغرای قیاس منطقی
lemma
صغرای قیاس منطقی
incomparable
غیر قابل قیاس
analogist
قیاس و استدلال کننده
comparable
قابلیت مقایسه قیاس پذیر
premisses
صغری وکبرای قیاس منطقی
extrapolate
قیاس کردن استقراء نمودن
extrapolated
قیاس کردن استقراء نمودن
extrapolates
قیاس کردن استقراء نمودن
premise
صغری وکبرای قیاس منطقی
premised
صغری وکبرای قیاس منطقی
extrapolating
قیاس کردن استقراء نمودن
stoicheiometry
فن قیاس اوزان اتمی عناصربایکدیگر
lattice analogy
روش قیاس به تیر مشبک
elenchus
رد ازروی قیاس و صغری وکبری
paralogist
کسیکه قیاس نادرست میسازد
postulating
قیاس منطقی کردن فرض نمودن
lemma
کبرای قیاس منطقی اصل موضوع
postulate
قیاس منطقی کردن فرض نمودن
postulated
قیاس منطقی کردن فرض نمودن
postulates
قیاس منطقی کردن فرض نمودن
subcontrariety
رابطه بین دو قیاس متقابل تشابه قیاسی
middle term
قیاس مشترکی که در صغری وکبری صدق کند
mnemonics
روش تقویت هوش وحافظه از راه قیاس منطقی
probit
واحد قیاس احتمالات اماری بر اساس حداقل انحراف ازمیزان متوسط
nescience
اعتقاد باینکه حقایق غایی را نمیتوان بوسیله قیاس عقلانی فکر درک نمود
commensurability
قابلیت قیاس قابلیت اندازه گیری
syllogize
قیاس کردن استلادل منطقی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com