English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 195 (10 milliseconds)
English Persian
adverb قیدی عبارت قیدی
adverbs قیدی عبارت قیدی
Other Matches
insouciance بی قیدی
adverbial قیدی
inapprehension بی قیدی
latitudes بی قیدی
latitude بی قیدی
adverbial modifier فرع قیدی
pinch clamp گیره قیدی
adverbial group گروه قیدی
search and replace خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند
term عبارت
statement عبارت
cl عبارت
expression عبارت
expressions عبارت
wordage عبارت
experssion عبارت
statements عبارت
termed عبارت
phrased عبارت
clause عبارت
phrases عبارت
word عبارت
worded عبارت
terming عبارت
phrase عبارت
clauses عبارت
involution پیچدارکردن عبارت
paragrapher عبارت نویس
phraseologist عبارت پرداز
doxology عبارت تسبیحی
an exclamatory phrase عبارت تعجبی
an idiomatic experssion عبارت اصطلاحی
assignment statement عبارت گمارشی
context style of a expression سیاق عبارت
prolixity عبارت زاید
in fact به عبارت دیگر
term عبارت [ریاضی]
mathematical term عبارت [ریاضی]
in other words <adv.> به عبارت دیگر
videlicet به عبارت دیگر
to wit <adv.> به عبارت دیگر
protext عبارت پیشین
put into words به عبارت دراوردن
range expression عبارت دامنه
relational expression عبارت رابطهای
the letter of the law عبارت قانون
trinomial دارای سه عبارت
To phrase. به عبارت در آوردن
Verbosity. Rhetoric. عبارت پردازی
Namely …viz …it consists of… عبارت است از ...
namely <adv.> به عبارت دیگر
expression افهار عبارت
affirmative عبارت مثبت
colloquialism عبارت مصطلح
colloquialisms عبارت مصطلح
passages عبارت فقره
wording عبارت سازی
termed جمله عبارت
expressions افهار عبارت
quotations اقتباس عبارت
passage عبارت فقره
phraseology عبارت پردازی
quotation اقتباس عبارت
term جمله عبارت
terming جمله عبارت
qualificative کلمه یا عبارت توصیفی
i.e مخفف به عبارت دیگر
pull out quote عبارت استخراج شده
facies عبارت مشخص یک طبقه
escalation ماده یا عبارت تعدیل
verbalism عبارت بی معنی پرحرفی
to express in worde به سخن یا عبارت دراوردن)
it consists mainly بیشتر عبارت است از
limitation clause عبارت تعیین حدود
locus classicus عبارت نمونه ادبی
metaphraze به عبارت دیگر در آوردن
anastrophe تعویض کلمات یک عبارت
phrase فراز عبارت سازی
locution سبک عبارت پردازی
locutions سبک عبارت پردازی
mixed mode experssion عبارت امیخته یاب
landed a که عبارت از زمین است
phrases فراز عبارت سازی
passages عبارت منتخبه از یک کتاب
phrased فراز عبارت سازی
passage عبارت منتخبه از یک کتاب
b. and b مخفف عبارت 'breakfast and bed'
equation of exchange به این ترتیب معادله عبارت از : PQ=V
lambs wool که عبارت از ابجوامیخته با سیب و قند
fisher equation این رابطه عبارت است از :
anaphora تکرار یک یا چند عبارت متوالی
anastrophe قلب عبارت کلمات مقلوب
phraseography نشان گذاری بجای عبارت
B.Sc مخفف عبارت 'Science of Bachelor'
restrictive جمله یا عبارت حصری یا محدودکننده
invert قلب عبارت معکوس کردن نسبت
inverts قلب عبارت معکوس کردن نسبت
well turned خوب ادا شده خوش عبارت
irishism عبارت یا اصطلاح یا رسوم مشخص ایرلندی
word order ترتیب وقوع کلمه در عبارت یا جمله
florulent خوش عبارت دارای صنایع بدیعی
C.A.B مخفف عبارت ادارهی هواپیمایی کشوری
tongue-twister کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
Afro-American نژاد آفریقایی آمریکایی [عبارت قدیمی]
tongue twister کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue-twisters کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
worid عبارت پیغام خبر قول عهد
inverting قلب عبارت معکوس کردن نسبت
C.A.B.s مخفف عبارت ادارهی هواپیمایی کشوری
parachronism اشتباهی که عبارت است ازدیرترقراردادن تاریخ یک رویداد
diction عبارت انتخاب لغت برای بیان مطلب
functional shift تغییر یک کلمه یا عبارت برحسب مقتضیات دستوری
C.I.A مخفف عبارت سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا
to knock head چیزی که عبارت ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
statements خط ی در برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
mutatis mutandis عبارت لاتینی به معنی تغییرات لازم را انجام دادن
multi statement line خط ی از برنامه کامپیوتری که حاوی بیشتر از یک دستور یا عبارت است
haplography اشتباهی که عبارت است ازیکبارنوشتن چیزی که بایددوبارنوشته شود
vigmette ارایشی که عبارت است ازبرگها و پیچکهای تاک سرلوحه
machine address مقدار یک عبارت که تحت تاثیر جابجایی در برنامه نباشد
kotow سجودچینی که عبارت است ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
Bye and take care of yourself! [leaving phrase] خداحافظ و مواظب خودت باش! [عبارت هنگام ترک ]
branches یک یا چند مسیر که می توانند پس از یک عبارت شرطی انجام شوند
semicolon که انتهای خط برنامه یا عبارت را در برخی زبان ها نشان میدهد.
statement خط ی در برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
legal عبارت یا دستوری که در قوانین زبان قابل پذیرش است
kowtow سجودچینی که عبارت است ازگذاشتن پیشانی بر روی زمین
branch یک یا چند مسیر که می توانند پس از یک عبارت شرطی انجام شوند
paragram جناسی که عبارت است ازتغییرحرف یا حروفی ازیک واژه تصحیف
ends عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
hatched moulding گچ بری که عبارت است ازدورشته خطهای متوازی که همدیگر راقطع کر
end عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
ended عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
gong زنگی که عبارت است ازکاسه و چکشی که اهسته بران میزنند
demurrer عبارت از ان است که خوانده ضمن تصدیق اصل افهارات خواهان
gongs زنگی که عبارت است ازکاسه و چکشی که اهسته بران میزنند
direct objects داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
ignoratio elenchi سفسطه منطقی که عبارت است از رد بیان یا افهار مخالف بابیان خود
objected داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
objecting داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
objects داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
good offices عبارت است ازدخالت دولت ثالث به منظورپایان دادن به اختلافات دودولت
object داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
AFAIK خلاصه عبارت انگلیسی: تا آنجایی که خبر دارم که در ایمیل یا چت استفاده می شود
kedgeree خوراک فرنگی که عبارت است ازماهی سردوبرنج جوشانده وتخم مرغ
indirect objects داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
predicating تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
predicated تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
optimize برنامهای که از بهینه ساز عبور کرده است تا هر که یا عبارت ناکارا را حذف کند
predicate تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
predicates تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
labels 1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
IF statement عبارت برنامه نویس کامپیوتری به معنای انجام یک عمل در صورتی که یک موقعیت درست است .
label 1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
labeling 1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
labelled 1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
leitmotif عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
boolean algebra قوانین مربوط به معرفی ساده کردن و تغییر توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست
leitmotive عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
IF statement عبارت زبان برنامه نویسی سطح بالا به معنای اینکه IF چیزی قابل انجام نیست
algebra ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
cross elasticity of demand درصدتغییر تقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت کالای دیگر فرمول کشش متقاطع عبارت است از :
desktop ترکیب نمایش گرافیکی . نشر رومیزی و چند رسانهای . این عبارت ابتدا توسط سیستم Apple استفاده شد
statements دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
statement دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
assertion 1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
equitable mortgage در CL عبارت است ازرهنی که در شرایط خاص خود به خود
wife's equity عبارت است از مقدار مناسب و معقولی ازاثاث البیت و ..... که زن میتواند برای خود و اطفالش نگهدارد و شوهر حق تصرف در ان یا انتقال دادنش راندارد
token کد داخلی که جانشین کلمه رزرو یا عبارت برنامه در یک زبان برنامه سازی سطح بالا میشود
backgrounds امکانی که به کاربر داده میشود تا داده جدید را در حسن محاسبه مجدد عبارت وارد کند
tokens کد داخلی که جانشین کلمه رزرو یا عبارت برنامه در یک زبان برنامه سازی سطح بالا میشود
background امکانی که به کاربر داده میشود تا داده جدید را در حسن محاسبه مجدد عبارت وارد کند
syntactic error خطای برنامه نویسی به علت اینکه عبارت برنامه دستور زبان را رعایت نکرده است
arc elasticity of demand عبارت از کشش تقاضا بین دو نقطه روی منحنی تقاضا که بوسیله فرمول زیر محاسبه میشود :
gurantee عبارت از ان است که دولت یا دولتهایی طی معاهدهای متعهد شوند که انچه را قادر باشند جهت انجام امر معینی انجام دهند
errors and omissions expected باستثنای اشتباهات وچیزهایکه از قلم افتاده این عبارت روی صورت حسابهانوشته میشود و یعنی مسئولیت اشتباهات بعهده شرکت نمیباشد
res ipsa loquitur این عبارت در دعاوی مربوط به جرم ناشی از بی احتیاطی و درحالاتی بکار می رود که برای اثبات بی احتیاطی هیچ دلیلی لازم نباشد
estate in remainder ملک معلق عبارت از ان است که شناسایی قانونی یک ملک منوط و موکول به تعیین تکلیف ملک دیگر باشد
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
consisting شامل بودن عبارت بودن از
consisted شامل بودن عبارت بودن از
consists شامل بودن عبارت بودن از
consist شامل بودن عبارت بودن از
arithmetic expression عبارت حسابی دستورالعمل حسابی
affirmatory کلمه اثبات عبارت اثبات
phraseologically ازروی قاعده عبارت سازی به ایین سخن پردازی ازروی قاعده انشا
egoism یکی از اصول فلسفه ماکیاولی و عبارت است ازاعتقاد به خودپرستی وخودخواهی انسان که مبنای فلسفه او به نام اگوئیسم جهانی قرار گرفته است
levee en masse عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
authoritarainism نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
arrest of judgment سرباز زدن قاضی از صدورحکم پس از اعلام نظر هیات منصفه به علت مطالبی که درمدارک ارائه شده به نظررسیده و انهارا غلط یا قابل نقض قلمداد کند . به عبارت دیگر خودداری قاضی ازصدور رای است تا رفع اشتباهات موجود
dwelling house در CL درقوانین مربوط به هتک حرمت منازل و ورود در شب به منازل به قصد ارتکاب جرم مطرح میشود و عبارت ازمحلی است که عملا" و بالفعل محل سکنی باشد و یا ازملحقات عرفی محل سکنی محسوب شود
voluntary manslaughter قتل غیر عمد با سوء نیت نسبی عبارت از حالتی است که قاتل در اثر غلبه هیجان و غلیان احساسات مرتکب قتلی شودکه در ان رکن عمد به طورکامل موجود نیست و در عین حال قتل غیر عمد هم محسوب نمیشود
armistise متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com