Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
asphaltum
قیر زمینی اسفالت
Other Matches
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
ground liaison
گروه رابط زمینی در فرودگاه شکاریهاربط زمینی
goldie lock
فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
army landing forces
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
army commander
فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
asphaltum
اسفالت
compressed asphalt
اسفالت
mineral pitch
اسفالت
asphalt
اسفالت
ground signals
سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
black japan
لاک اسفالت
black japan
ورنی اسفالت
blacktop
اسفالت کردن
asphalt power
پودر اسفالت
asphalt cold
اسفالت سرد
paves
اسفالت کردن
pave
اسفالت کردن
roofing asphalt
اسفالت سقف
bituminous varnish
لاک اسفالت
asphalt power
گرد اسفالت
asphalt lining
روکش اسفالت
asphaltic sandstone
سنگریزههای اسفالت
cold laid mixture
اسفالت سرد
roofing asphalt
اسفالت بام
natural asphalt
اسفالت طبیعی
surface treatment
اسفالت سطحی
asphaltic bitumen
قیر اسفالت
bituminized chips
تراشههای اسفالت
sheet asphalt
اسفالت ریخته
hot min
اسفالت گرم
lac varnish
لاک اسفالت
mastic asphalt floor
کف اسفالت قیری
oxidized asphalt
اسفالت اکسیده
mastic asphalt
اسفالت قیری
bitumen gronted construction
اسفالت نفوذی
asphalt
اسفالت کردن
melted asphalt
اسفالت ریختگی
gravel asphalt
اسفالت شنی
melted asphalt
اسفالت ماستیک
yams
سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
army aircraft
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
yam
سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
fine cold asphalt
اسفالت سرد و نرم
emulsified asphalt
اسفالت امولسیون شده
bituminous road
جاده یا خیابان اسفالت
asphalt finisher
پرداخت کننده اسفالت
glassphalt
اسفالت شیشه دار
tar macadam
اسفالت ریگ و قیر
insulating asphalt
اسفالت عایق بندی
compressed asphalt
اسفالت کوبیده شده
compressed asphalt
اسفالت نورد شده
potman
کارگر اسفالت ساز
penetration macadam
اسفالت ماکادام نفوذی
asphalt coated chips
روکش اسفالت روی سنگریزه ها
blacktop
موادقیری که درساختمان اسفالت بکارمیرود
depth of indentation
عمق فشردگی در جاده سازی اسفالت
plant mix
مواد سنگی اغشته شده درماشین اسفالت
blacktop
موادی که برای اسفالت خیابان بکار میرود
hard stand
بارانداز داخل فرودگاه محل پارک اسفالت شده برای خودروها
wheel load
فرفیت بار یا تحمل وزن باندفرود در یک فرودگاه یامحوطه تاکسی کردن یا جاده اسفالت
rolled asphalt
بتن قیری یا بتن اسفالتی اسفالت غلطک خورده
landed a
زمینی
subaerial
رو زمینی
sub astral
زمینی
predial or prae
زمینی
tumbling
زمینی
earth-bound
زمینی
agrarian
زمینی
terrestrial
زمینی
tellurian
زمینی
terrene
زمینی
sublunary
زمینی
terraneous
زمینی
earthly
زمینی
sublunar
زمینی
territorial
زمینی
land forces
نیروی زمینی
ground forces
نیروهای زمینی
land force n
نیروی زمینی
land combat
نبرد زمینی
ground liaison
رابط زمینی
ground nut
بادام زمینی
ground forces
نیروی زمینی
ground force
نیروی زمینی
ground fire
تیر زمینی
ground control
کنترل زمینی
ground circuit
مدار زمینی
land mine
مین زمینی
land tail
بنه زمینی
graze burst
ترکش زمینی
floor lamp
اباژور زمینی
infernal regions
دیارزیر زمینی
hypogean
زیر زمینی
hypogeous
زیر زمینی
ground wave
موج زمینی
ground track
مسیر زمینی
bonus pass
پاس زمینی
ground surveillance
تجسس زمینی
ground surveillance
مراقبت زمینی
ground speed
سرعت زمینی
ground return
برگشت زمینی
ground return
بازتاب زمینی
groundling
گیاه زمینی
ground position
موقعیت زمینی
ground position
ایستگاه زمینی
ground observer
دیدبان زمینی
ground observation
دیدبانی زمینی
hypogeal
زیر زمینی
earth nut
بادام زمینی
ground waves
امواج زمینی
army general staff
ستادنیروی زمینی
monkey nut
بادام زمینی
terrestrial
وضعیت زمینی
gullies
دالان زمینی
gulleys
دالان زمینی
earthy
زمینی دنیوی
peanut
بادام زمینی
peanut
پسته زمینی
peanuts
بادام زمینی
peanuts
پسته زمینی
subterraneous
زیر زمینی
potato
سیب زمینی
suberranean
زیر زمینی
gully
دالان زمینی
standard lamps
[British]
آباژورهای زمینی
landmine
مین زمینی
army
نیرو زمینی
landmines
مین زمینی
terrestrial radiation
تابشهای زمینی
terraqueous
زمینی ودریایی
terrain return
اکوی زمینی
terrain corridor
دالان زمینی
tellurian matter
ماده زمینی
earth antenna
انتن زمینی
potatoes
سیب زمینی
groundnut
بادام زمینی
groundnuts
بادام زمینی
ground antenna
انتن زمینی
apogee
اوج زمینی
terrestrial refraction
شکست زمینی
tater
سیب زمینی
standard lamp
[British]
آباژور زمینی
praties
سیب زمینی
murphy
سیب زمینی
army attache
وابسته زمینی
floor lamps
[American]
آباژورهای زمینی
mail gram
پست زمینی
army forces
نیروهای زمینی
armies
نیرو زمینی
antenna ground
انتن زمینی
floor lamp
[American]
آباژور زمینی
perigee
حضیض زمینی
overland mail
پست زمینی
geomorphic
شبیه بزمین زمینی
ground loom
دار زمینی
[قالی]
potato salad
سالاد سیب زمینی
ground power unit
واحد قدرت زمینی
secretary of the army
وزیر نیروی زمینی
rootstock
ساقه زیر زمینی
rhizmatous
مانندساقه زیر زمینی
grounded primary
مدار ورودی زمینی
pignut
یکنوع بادام زمینی
groundwater
ابهای زیر زمینی
groundwave
موجهای رادیویی زمینی
land carriage
بار کشی زمینی
mashed potatoes
پوره سیب زمینی
land tail
باقیمانده زمینی یکان
subterranean roots
ریشههای زیر زمینی
ground visibility
میزان دید زمینی
hotpots
آبگوشت سیب زمینی
hotpot
آبگوشت سیب زمینی
subways
ترن زیر زمینی
undercroft
اتاق زیر زمینی
task group
گروه ماموریت زمینی
tellurous
دارای تلوریوم زمینی
telluric
دارای تلوریوم زمینی
kidney potato
سیب زمینی سرخ
table water
سفره اب زیر زمینی
surface mission
ماموریت دفاع زمینی
latitude band
نوار عرضی زمینی
geocentric latitude
عرض جغرافیایی زمینی
army
ارتش نیروی زمینی
landmarks
علامت مشخصه زمینی
landmark
علامت مشخصه زمینی
gnomes
جنی زیر زمینی
army corps
سپاههای نیروی زمینی
peanut butter
خمیر بادام زمینی
potatoes
انواع سیب زمینی
cadastral survey
نقشه برداری زمینی
potato
انواع سیب زمینی
crisps
سیب زمینی برشته
gnome
جنی زیر زمینی
army staff
ستاد نیروی زمینی
tumblers
ژیمناست زمینی کار
chipmunk
موش خرمای زمینی
army base
پادگان نیروی زمینی
army depot
امادگاه نیروی زمینی
army base
پایگاه نیروی زمینی
army aviator
خلبان نیروی زمینی
subway
راه زیر زمینی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com