Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (35 milliseconds)
English
Persian
braid
قیطان دوزی کردن
braided
قیطان دوزی کردن
braids
قیطان دوزی کردن
Other Matches
lacet
قیطان دوزی
fourragere
بند قیطان دوزی شده
pinwork
کوک برجستهء حاشیه دوزی وبرودری دوزی
lacing
یراق دوزی ملیله دوزی
fancywork
حاشیه دوزی برودره دوزی
serge
ته دوزی کردن
patches
وصله دوزی کردن
filigree
ملیله دوزی کردن
needle
سوزن دوزی کردن
needled
سوزن دوزی کردن
needles
سوزن دوزی کردن
embroidering
قلاب دوزی کردن
purfle
حاشیه دوزی کردن
embroider
قلاب دوزی کردن
embroidered
قلاب دوزی کردن
embroiders
قلاب دوزی کردن
to sew overhand
ترکی دوزی کردن
needling
سوزن دوزی کردن
oversew
ترکی دوزی کردن
patch
وصله دوزی کردن
broider
ملیله دوزی کردن
laces
بندکفش را بستن یراق دوزی کردن
cobble
سنگ فرش کردن پینه دوزی
cobbles
سنگ فرش کردن پینه دوزی
lace
بندکفش را بستن یراق دوزی کردن
fret
گلابتون دوزی کردن اخم کردن
frets
گلابتون دوزی کردن اخم کردن
cordon
قیطان
thread
قیطان
flexible cord
قیطان
braided
قیطان
threads
قیطان
braids
قیطان
cordons
قیطان
braid
قیطان
filet
قیطان
fillets
قیطان
filleting
قیطان
fillet
قیطان
filleted
قیطان
narrow goods
نوار قیطان
cords
وتر قیطان
cord
وتر قیطان
laces
نوار قیطان
inkle
قیطان کتانی
lace
نوار قیطان
organzine
قیطان ابریشمی
braiding
قیطان نواریاتوری قیطانی
braiding
چیزهایی که از قیطان یا نواردرست میشود
interlacement band
[آرایشی با نوارها یا قیطان های به هم تابیده شده]
interlacing band
[آرایشی با نوارها یا قیطان های به هم تابیده شده]
overcast stilch
سر دوزی
broidery
گل دوزی
taping
ته دوزی
picot
قلاب دوزی
dress making
زنانه دوزی
linings
استر دوزی
lining
استر دوزی
embroider
برودره دوزی
overcast stilch
پاک دوزی
overhand
ترکی دوزی
conformator
فنرکلاه دوزی
needle point
کانوا دوزی
pointlace
ملیله دوزی
drawnwork
حاشیه دوزی
patchery
پینه دوزی
passementerie
گلابتون دوزی
broidery
ملیله دوزی
embroidered
برودره دوزی
filigree
ملیله دوزی
netting
توری دوزی
fancywork
توری دوزی
applique
تکه دوزی
roping
طناب دوزی
couching
یکجورقلاب دوزی
sewing
حاشیه دوزی
patchwork
وصله دوزی
tapestry
ملیله دوزی
tapestries
ملیله دوزی
glared
چشم دوزی
glare
چشم دوزی
embroidering
برودره دوزی
glares
چشم دوزی
embroiders
برودره دوزی
sackcloth
پارچه کیسه دوزی
sackings
پارچه کیسه دوزی
filigreed
ملیله دوزی شده
needle lace
کار سوزن دوزی
purfle
ارایش حاشیه دوزی
needlework
کار سوزن دوزی
glare effect
اثر چشم دوزی
candlewick
نخ پنبهای حاشیه دوزی
arras
پردهء قلاب دوزی
knotwork
یکجورسوزن دوزی یاقلابدوزی
ice wool
کرک قلاب دوزی
cross stitch
بخیه دوزی بچپ وراست
arras
نقاشی طراحی قلاب دوزی
froufrou
حاشیه دوزی حشو وزوائد
grindery
کارخانه تیزکنی افزارکفش دوزی
rosettes
پارچه ملیله دوزی روبان لباس
soutache
حاشیه دوزی زری ویراق لباس
featherstitch
کوک مورب و چپ و راست درحاشیه دوزی
rosette
پارچه ملیله دوزی روبان لباس
mechlin
توری فریف مخصوص کلاه وتوری دوزی
accessory stitches
چرم دوزی، دوخت ها و بخیه های تزپینی فرش
needle work
سوزن دوزی
[برای تزئین حاشیه و یا طرح فرش]
give someone an inch and they will take a mile
<idiom>
اگربه مرده روبدی میگه کفن پولک دوزی میخواهم
fancy work
سوزن دوزی ذوقی یاتفننی کارهای ذوقی
needle point
سر سوزن سوزن دوزی
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capture
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoot
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoots
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
orients
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orient
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orienting
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper
[metal or glass]
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
survey
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
cross examination
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
tae
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
calk
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
concentrate
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrating
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
to appeal
[to]
درخواستن
[رجوع کردن به]
[التماس کردن]
[استیناف کردن در دادگاه]
concentrates
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
serve
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
assigning
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
serves
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
to inform on
[against]
somebody
کسی را لو دادن
[فاش کردن]
[چغلی کردن]
[خبرچینی کردن]
assigns
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
buck up
پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
assign
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
soft-pedalled
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
correct
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
infringing
تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
preach
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
support
حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
exploits
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
infringed
تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
infringes
تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
check
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
sterilize
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilized
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
infringe
تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
crossest
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
withstood
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
crosses
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crosser
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
exploit
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
woo
افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
wooed
افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
woos
افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
sterilizing
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
cross
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
sterilizes
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
preached
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preaches
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
withstands
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
sterilised
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
point
اشاره کردن دلالت کردن متوجه کردن نکته
times
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
timed
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
correcting
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
checks
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
time
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
corrects
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
to wipe out
پاک کردن محو کردن نابودکردن نیست کردن
withstanding
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
to use effort
کوشش کردن بذل مساعی کردن سعی کردن
exploiting
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
checked
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
sterilises
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilising
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
withstand
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
married under a contract unlimited perio
زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
transliterate
عین کلمه یاعبارتی را اززبانی بزبان دیگر نقل کردن حرف بحرف نقل کردن نویسه گردانی کردن
surcharge
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharges
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com